تبلیغات
تارنمای شخصی امیرحسین احمدنیا - مطالب مطالب مورد نیاز مجریان و روابط عمومی ها

بخش های سایت

-  
صفحه نخست وب سایت شخصی امیرحسین احمدنیا

مطالب خواندنی

آموزش مجری گری و فن بیان

مناسبت ها

نمونه متن مجری

احمدنیا

موضوعات

نویسندگان

  • تعداد پست ها: [cb:blog_category_post_count]

چگونه خوب صحبت کنیم

هنر خوب صحبت کردن در زندگی مهارتی ضروری است. گفت‌وگو، شما را به دیگران معرفی می‌کند؛ به افرادی مهم که می‌توانند استاد، کارفرما، کارمند، شریک یا دوست شما باشند. بدون گفت‌وگو به عنوان پایه‌ی این روابط، ساخت ارتباطات اجتماعی، راه‌اندازی یک کسب‌وکار یا پیشرفت و گسترش کارتان بسیار دشوار خواهد بود. هنگامی که یک گفت‌وگو آغاز می‌شود، معمولا حفظ و ادامه‌ دادن آن آسان است. اما برای بیشتر ما «آغاز گفت‌وگو» دشوارترین بخش ماجراست. یادگیری و کسب مهارت‌های گفت‌وگو، کلید حل این مشکل است. حالا در این مقاله خواهیم دید که چگونه خوب صحبت کنیم.

خوب صحبت کردن یعنی یادگیری مهارت‌های مکالمه‌ای و سخن‌پردازی که تصویر شخصی و حرفه‌ای شما را نزد دیگران بهبود می‌بخشد. بیایید نگاهی به این بیندازیم که چگونه می‌توانید در هنر گفت‌وگو استاد شوید و برای همیشه با «اِممم»، «اِاااا» و وقفه‌های طولانی هنگام مکالمه‌های تلفنی یا رودررو با دوستان‌، خانواده و همکاران‌تان خداحافظی کنید. قطعا از اینکه تقویت مهارت‌های گفتاری چه تغییر بزرگی در زندگی‌تان ایجاد خواهد کرد، شگفت‌زده خواهید شد.

هنر خوب صحبت کردن در زندگی مهارتی ضروری است. گفت‌وگو، شما را به دیگران معرفی می‌کند؛ به افرادی مهم که می‌توانند استاد، کارفرما، کارمند، شریک یا دوست شما باشند. بدون گفت‌وگو به عنوان پایه‌ی این روابط، ساخت ارتباطات اجتماعی، راه‌اندازی یک کسب‌وکار یا پیشرفت و گسترش کارتان بسیار دشوار خواهد بود. هنگامی که یک گفت‌وگو آغاز می‌شود، معمولا حفظ و ادامه‌ دادن آن آسان است. اما برای بیشتر ما «آغاز گفت‌وگو» دشوارترین بخش ماجراست. یادگیری و کسب مهارت‌های گفت‌وگو، کلید حل این مشکل است. حالا در این مقاله خواهیم دید که چگونه خوب صحبت کنیم.

خوب صحبت کردن یعنی یادگیری مهارت‌های مکالمه‌ای و سخن‌پردازی که تصویر شخصی و حرفه‌ای شما را نزد دیگران بهبود می‌بخشد. بیایید نگاهی به این بیندازیم که چگونه می‌توانید در هنر گفت‌وگو استاد شوید و برای همیشه با «اِممم»، «اِاااا» و وقفه‌های طولانی هنگام مکالمه‌های تلفنی یا رودررو با دوستان‌، خانواده و همکاران‌تان خداحافظی کنید. قطعا از اینکه تقویت مهارت‌های گفتاری چه تغییر بزرگی در زندگی‌تان ایجاد خواهد کرد، شگفت‌زده خواهید شد.


۱. خیلی تُند صحبت نکنید

برای اینکه بدانید که چگونه خوب صحبت کنیم، باید اول اشتباهات رایج در صحبت کردن را برطرف کنیم. یکی از اشتباهات رایجی که ما مرتکب می‌شویم، این است که خیلی تُند صحبت می‌کنیم. چه به دلیل هیجان‌زدگی باشد، چه از روی عادت، تُند صحبت کردن نه‌تنها فهم حرف‌های شما را برای شنونده دشوار می‌کند، بلکه باعث می‌شود دیگران مسخره‌تان کنند. تُند حرف زدن می‌تواند یکی از نشانه‌های اضطراب باشد. پس یکی از اولین چیزهایی که در روند بهبود مهارت‌های گفتاری خوب باید بدانید این است که آرام و با سرعتی که فهم آن آسان باشد و بتوانید هر واژه را به وضوح بیان کنید، حرف بزنید.


۲. خیلی آرام حرف نزنید

آیا تا به حال دقت کرده‌اید که بعضی از بهترین سخنران‌ها و سخنورها توانایی این را دارند که به معنای واقعی کلمه، صدای‌شان را به سوی شما پرتاب کنند؟ می‌دانید چرا؟ چون آنها خیلی آرام حرف نمی‌زنند. آرام صحبت کردن ممکن است به این معنا باشد که فرد اعتماد به نفس ندارد یا گوشه‌گیر است یا اینکه فقط عصبی است. محکم و با صدای بلند حرف زدن، اساس برداشتی را که شنوندگان‌تان از شما خواهند داشت، پایه‌ریزی می‌کند. صدای‌تان را واضح کنید و محکم صحبت کنید اما خیلی بلند حرف نزنید، زیرا ممکن است افراد فکر کنند که به جای حرف زدن، دارید فریاد می‌زنید.


۳. پیش از حرف زدن فکر کنید، در صورت لزوم از قبل آماده شوید

می‌خواهید بدانید که چگونه خوب صحبت کنیم؟ اولین پاسخ این سوال این است که «قبل از اینکه حرف بزنید، فکر کنید»؛ جمله‌ای که آن را همیشه در کتاب‌های حوزه‌ی توسعه‌ی فردی پیدا می‌کنید. اما باز هم بسیاری از ما آن را رعایت نمی‌کنیم. تا به حال دقت کرده‌اید که رئیس یا مدیرتان به ندرت چیزی می‌گوید که بعدا از گفتنش پشیمان شود؟ این به این دلیل است که ذهن‌ چنین افرادی یک گام جلوتر از زبان‌شان است، نه برعکس! افرادی که این مهارت مهم را دارند، اغلب به عنوان «افراد روشن» نامیده می‌شوند، زیرا کاملا می‌دانند که چه می‌گویند و روی زبان‌شان کنترل کامل دارند. این ایده که بتوانید پیش از حرف زدن فعالانه فکر کنید، کمکتان می‌کند حرفتان دوتا نشود. چون قبل از هر صحبتی عواقب مثبت و منفی آن را سنجیده‌اید.


۴. «اِمممم»، «اِااا»، «آااا» و وقفه‌های طولانی در خوب صحبت کردن جایی ندارند

موقعیت ۱

سارا: «سلام جان! این گزارش عملکرد هفته ی پیش منه.»

آرش: «چرا فروش اینقدر پایین بوده؟ مگه به اندازه‌ی کافی وقت نگذاشتی؟»

سارا: «امممم… چرا گذاشتم، امممم… اما هفته‌ی پیش هفته‌ی خیلی بدی بود.»

آرش: «خب چی باعث شده که فروش پایین بیاد؟»

سارا: «امممم… سیاست‌های فروش جدید (یک وقفه‌ی طولانی). منتقل کردن پیام به مشتری امممم… خیلی سخت شده.»

آرش: «خب این قابل قبول نیست. ازت انتظار ندارم که برام بهونه بیاری.»

موقعیت ۲

سارا: «سلام آرش! این گزارش عملکرد هفته ی پیش منه.»

آرش: «چرا فروش اینقدر پایین بوده؟ مگه به اندازه‌ی کافی وقت نگذاشتی؟»

سارا: «هفته‌ی پیش هفته‌ی خیلی بدی بود آرش.»

آرش: «خب چی باعث شده که فروش پایین بیاد؟»

سارا: «تغییرات سیاست‌های فروش متقاعد کردن پیام به مشتری رو خیلی سخت کرده. باید فورا یه فکری به حالش بکنیم.»

آرش: «بسیار خب… بگذار درباره‌اش فکر کنم، امروز بعد از ظهر یه جلسه‌ی گروهی می‌گذاریم.»

به این توجه کردید که لحن و اثربخشی سارا تا چه میزان روی چگونگی درک شنونده که در این مورد مدیر او، آرش است، از حرف‌های او تاثیر دارد؟ وقفه‌های طولانی و آواهایی مانند اِممم و اِااا اغلب به عنوان نشانه‌های عصبانیت، نداشتن اطلاعات و نداشتن اعتماد به نفس در نظر گرفته می‌شود. اگر در هنگام صحبت کردن از این آواها زیاد استفاده می‌کنید، آنها را حذف کنید چون در گفت وگوهای‌تان هیچ ارزشی ندارند. گهگاهی به کار بردن آنها عموما قابل قبول است، اما اگر همه‌ی جمله‌های‌تان اِممم و اِااا و وقفه‌های طولانی داشته باشند، باعث می‌شود که تمام تلاش‌های‌تان برای تقویت مهارت‌های کلامی‌تان نقش بر آب شوند.


۵. به سخنران‌های حرفه‌ای گوش کنید

به سخنران‌های حرفه‌ای گوش کنید - چگونه خوب صحبت کنیم

یکی از راه‌های انفعالی برای تقویت مهارت‌های کلامی گوش دادن به سخنران‌های حرفه‌ای و نکته‌برداری فعالانه است. در هنگام گوش دادن، به موارد زیر فکر کنید:

  • هنگام صحبت کردن لحن‌شان چگونه است؟
  • چه وقت‌هایی عمدا مکث می‌کنند؟
  • در هنگام حرف زدن زبان بدن‌شان چگونه است؟
  • بحث‌ها را چگونه اداره می‌کنند؟
  • به نظرات توهین‌آمیز چگونه واکنش نشان می‌دهند؟
  • در هنگام اداره‌ کردن موقعیت‌های غیرعادی و بُغرنج چگونه صحبت می‌کنند؟

گوش دادن به سخنران‌های حرفه‌ای چه در حال ارائه‌ی یک سخنرانی عمومی باشند، چه درگیر یک مناظره باشند و چه در حال گفت‌وگوهای عادی باشند،شما را به فکر می‌اندازد تا عناصر مهارت‌های مکالمه‌ای خود را با آنها مقایسه کنید و ارتباط دهید. روش صحبت کردن آنها می‌تواند نقطه‌ی مرجع مناسبی باشد و مانند یک لنگر در ذهن شما برای روش درست صحبت کردن‌تان جای گیرد.


۶. از خانواده‌تان بخواهید هر زمان که تُپُق می‌زنید، به شما گوشزد کنند

یک روش مناسب برای اینکه هر زمان در صحبت‌های‌تان تپق زدید یا لکنت پیدا کردید، متوجه آن شوید این است که دیگران آن را به شما گوشزد کنند. این افراد می‌توانند اعضای خانواده یا عزیزان‌تان باشند که خالصانه علاقه‌ دارند تا به شما در تقویت مهارت‌های گفتاری و مکالمه‌ای‌تان کمک کنند. فقط پیش از هر چیز از اینکه فرد درستی را برای این کار انتخاب کرده‌اید، اطمینان حاصل کنید. زیرا آخرین چیزی که نیاز دارید فردی است که به جای کمک کردن، مسخره‌تان کند.


۷. برای خوب صحبت کردن در هنگام گفت‌وگوها صدای خود را ضبط کنید

تا به حال به صدای خودتان گوش داده‌اید؟ اگر نه، منتظر یک شوک حسابی باشید. گوش دادن به صدای خودتان اغلب می‌تواند بد جوری چشم و گوش‌تان را باز کند و باعث شود بگویید: «وااای!!! این واقعا صدای من است؟» با اینکه بسیار شوک‌آور است، گوش دادن به صدای خودتان می‌تواند کمک‌تان کند تا متوجه شوید در هنگام صحبت کردن کجا وقفه‌های طولانی دارید. این کار می‌تواند به شما کمک کند تا هنگام حرف زدن، جاهایی را که وقفه‌های طولانی دارید، شناسایی کنید یا دریابید که چقدر از آواهای بیجا مانند «اِمممم» یا «اِااا» استفاده می‌کنید. صدای خودتان را در هنگام گفت‌وگوهای عادی ضبط کنید و به اینکه چطور می‌توانید بهتر شوید، فکر کنید.

چگونه؟ نیازی به دستگاه‌ها یا نرم‌افزارهای حرفه‌ای ضبط صدا یا میکروفن‌های مخصوص برای ضبط کردن صدای خودتان ندارید. اگر از گوشی‌های نسل جدید استفاده می‌کنید، به احتمال زیاد برنامه‌ی ضبط صدا روی آن نصب شده است. از گوشی‌تان برای ضبط صدای خودتان در طول روز یا هنگام مکالمات تلفنی‌ استفاده کنید.


۸. واژه‌های دشوار را تمرین کنید

اگر واژه‌های خاصی هستند که در صحبت کردن‌تان وقفه‌های ناجور ایجاد می‌کنند، تنها راه حل این است که به تلفظ درست آنها گوش دهید و بارها و بارها تمرین‌ کنید تا بالاخره بتوانید صحیح تلفظ‌شان کنید. این کار ممکن است مثل برگشتن به دوران مهد کودک به نظر برسد، اما اگر راه بی‌نقص صحبت کردن همین باشد، باید آن را انجام دهید.


۹. هنگام صحبت کردن، زبان بدن مناسبی داشته باشید

زبان بدن در تعیین اینکه مهارت‌های گفتاری‌تان تا چه اندازه مؤثر هستند، نقشی حیاتی بازی می‌کند. بیایید به ۳ عنصر اصلی زبان بدن که مهارت‌های مکالمه‌ای را تحت تأثیر قرار می‌دهند، نگاهی بیندازیم.

  • ارتباط چشمی: یکی از اشتباهات رایج که بیشتر افراد در هنگام مکالمات‌شان مرتکب می‌شوند، نگاه نکردن به شنونده‌ها یا مخاطبان‌شان است. آیا شما هم مرتکب این اشتباه شده‌اید؟ این کار را نکنید! زیرا نگاه کردن به چشمان افراد هنگام صحبت کردن با آنها، عموما به عنوان نشانه‌ی اعتماد به نفس شناخته می‌شود.
  • حالت بدن: حالت مناسب بدن و صاف نگاه داشتن پشت‌تان، پایه‌ای مستحکم برای زبان بدن است. از خم شدن یا افتاده بودن شانه‌های‌تان هنگام مکالمه اجتناب کنید.
  • پیچ دادن و جمع کردن: پیچ دادن و جمع کردن دائمی انگشت‌ها، اعضای صورت یا حرکات پا، می‌تواند تأثیری منفی روی توانایی گفت‌وگوی خوب داشته باشد. پیچ دادن عموما نشانه‌ی این است که فرد آرام، با اعتماد به نفس و مصمم نیست.


۱۰. خوب صحبت کردن را تمرین نکنید، بلکه آن را به یک عادت تبدیل کنید

یکی از موارد پایه‌ای که باید فعالانه درک کنید، این است که یاد بگیرید که خوب صحبت کردن بازی نیست، بلکه یک سبک زندگی است. شما نمی‌توانید هر وقت نیاز داشتید کلیدی را در ذهن‌تان روشن کنید تا به درست صحبت کردن‌تان کمک کند و هنگامی که دیگر به آن نیاز نداشتید، خاموشش کنید. بنابراین چه در جمع دوستان‌تان هستید، چه همراه شریک زندگی‌تان که در حضورش همه‌ی نقاب‌ها را کنار می‌گذارید، به یاد داشته باشید که عادتِ چه گفتن، چطور گفتن و چه موقع گفتن‌تان را فعالانه کنترل کنید. منتظر تغییرات یک شبه و جادویی نباشید. استاد شدن در هنر گفت‌وگو و درست صحبت کردن، یک سفر آموزشی بلند مدت است که برای همه‌ی عمر به دردتان خواهد خورد.

چگونه جذاب صحبت کنیم و دیگران را مبهوت خود کنیم؟

برخی از افراد آن‌قدر جذاب صحبت می‌کنند که محال است از نشستن پای صحبت‌هایشان خسته شوید. احتمالا شما هم دل‌تان می‌خواهد بتوانید مثل این افراد، طوری صحبت کنید که دیگران شیفته‌ی صحبت‌ کردن‌تان شوند. حتما می‌پرسید چگونه جذاب صحبت کنیم تا شنونده متقاعد شود پای صحبت‌هایمان بنشیند. جالب است بدانید خیلی از افرادی که جذاب صحبت می‌کنند، بخش قابل توجهی از این جذابیت را مدیون صدایشان هستند. به عبارت دیگر، این افراد توانسته‌اند با آموزش دادن صدایشان، مخاطب‌ جذب کنند. هر کسی می‌تواند با رعایت نکات و انجام تمریناتی که در ادامه اشاره خواهیم کرد، صدایش را در مدتی نسبتا کوتاه، دلپذیرتر از آنچه که هست، تبدیل کند. پس با ما همراه باشید تا با عادات و تمرینات درست صحبت کردن بیشتر آشنا شوید.

تمرینات درست صحبت کردن:


۱. کمی تمرینات آوازی انجام بدهید

چگونه جذاب صحبت کنیم - تمرینات آوازی

برای اینکه صدای صحبت کردن‌تان در حالت طبیعی جذاب‌ به نظر برسد، کمی تمرینات آوازی انجام بدهید. مثلا می‌توانید مقابل آینه بایستید، دهان‌تان را شل کنید و تارهای صوتی‌تان را به حالت استراحت دربیاورید. برای اینکه تارهای صوتی‌تان استراحت کنند، می‌توانید یک خمیازه‌ی کشدار بکشید، فک‌تان را به چپ و راست تکان بدهید یا مثلا آهنگی را که بلد هستید، پیش خودتان زمزمه کنید. حتی می‌توانید ماهیچه‌های گلویتان را به آرامی با انگشتان‌تان ماساژ بدهید.

همچنین سعی کنید ظرفیت و حجم تنفسی‌تان را بالا ببرید. باید تمام هوایی را که به داخل ریه‌ها فرو می‌دهید، در هنگام بازدم، کاملا از ریه‌ها به بیرون بدهید. سپس یک نفس عمیق بکشید و قبل از بازدم، ۱۵ ثانیه نفس‌تان را نگه دارید. دیگر اینکه روی گام صدایتان کار کنید. برای تمرین، صدایی مثل صدای «اَ» را ابتدا با گام معمولی به شکل آواز بخوانید و به تدریج، گام صدایتان را پایین بیاورید. حتی توصیه می‌شود عبارات دارای تلفظ دشوار را با خودتان تکرار کنید. مثلا چند بار پشت سر هم بگویید: «چه ژست زشتی!»

۲. با صدای بلند تمرین کنید

چگونه جذاب صحبت کنیم - با صدای بلند خواندن

برای اینکه یاد بگیرید روی تلفظ، سرعت و بلندی صدایتان کنترل داشته باشید، می‌توانید با صدای بلند تمرین کنید. متنی از یک کتاب یا مجله را دست بگیرید و با صدای بلند بخوانید. حتی می‌توانید همین تمرین را با متن یک سخنرانی معروف نیز انجام بدهید. یادتان باشد در زمان تمرین، صاف بایستید، نفس عمیق بکشید و هنگام خواندن متن، دهان‌تان را کامل باز کنید. اگر احساس می‌کنید ایستادن مقابل آینه کمک‌تان می‌کند، حتما این کار را بکنید. این‌قدر تمرین کنید تا خودتان از صدایی که به گوش‌تان می‌رسد، احساس رضایت کنید. بعد از اینکه به صدایتان مسلط شدید، مهارت‌هایی را که یاد گرفته‌اید در مکالمات روزمره‌تان به کار ببندید.

۳. صدایتان را ضبط کنید

چگونه جذاب صحبت کنیم - ضبط کردن صدا

خیلی از افراد خوش‌شان نمی‌آید به صدای خودشان گوش کنند، اما توصیه می‌شود صدایتان را ضبط کنید و به صدای خودتان گوش بدهید. با این کار می‌توانید به اِشکالاتی که شاید در حالت عادی قابل تشخیص نباشند، پی ببرید. در این روش، تلفظ‌های ناصحیح، سرعت غیرطبیعی هنگام صحبت کردن و اِشکالات گام قابل تشخیص خواهند بود. اتفاقا این روزها که اغلب تلفن‌های همراه از قابلیت ضبط صدا برخوردار هستند، با زحمت کمتری می‌توانید به این تمرین بپردازید. حتی بد نیست حین تمرین از خودتان فیلم هم بگیرید تا بتوانید حالت بدن، تماس چشمی و حرکات لب‌هایتان را نیز زیر نظر بگیرید.

۴. از یک مربی صدا کمک بگیرید

چگونه جذاب صحبت کنیم ـ مربی صدا

اگر به طور جدی قصد دارید صدای صحبت کردن‌تان را تقویت کنید، شاید بهتر باشد به یک مربی صدا مراجعه کنید. مربی صدا می‌تواند اِشکالات صدایتان را تشخیص بدهد و کمک‌تان کند این اِشکالات را برطرف کنید. به ویژه اگر لهجه‌ی محلی یا خیلی محاوره‌ای دارید، مربی صدا کمک‌تان خواهد کرد بدون لهجه یا با لهجه‌ی کمتری صحبت کنید. صحبت کردن بدون لهجه کار آسانی نیست، به همین دلیل اگر لهجه دارید، توصیه می‌شود با یک مربی صدا تمرین کنید.

اما اگر احساس می‌کنید نیازی به تمرین با مربی صدا نیست، پس حداقل مقابل یکی از اعضای خانواده یا دوستان‌تان تمرین کنید. یادتان باشد باید مقابل کسی تمرین کنید که خودش از مهارت سخنوری برخوردار باشد و بتواند روان و فصیح صحبت کند. این قبیل افراد می‌توانند اِشکالات‌تان را هنگام صحبت کردن تشخیص بدهند و در جهت رفع اِشکالات، راهنمایی‌تان کنند. وقتی مقابل دیگران تمرین کنید، حتی اعتمادبه‌نفس‌تان نیز افزایش پیدا خواهد کرد.

۵. هنگام صحبت کردن لبخند بزنید

چگونه جذاب صحبت کنیم ـ لبخند زدن

اگر منعطف، دوستانه و دلگرم‌کننده صحبت کنید، مخاطب‌تان نسبت به خودتان و محتوای صحبت‌تان قضاوت خوشایندتری خواهد داشت. این در حالی است که اگر خشونت‌آمیز، نیش‌دار و کسل‌کننده صحبت کنید، روی مخاطب‌تان تأثیر منفی خواهید گذاشت. برای اینکه لحن صحبت کردن‌تان دوستانه‌تر و گرم به نظر برسد، هنگام صحبت کردن لبخند بزنید. البته لبخند زدن هنگام صحبت کردن همیشه ممکن نیست. مثلا وقتی درباره‌ی یک موضوع جدی صحبت می‌کنید، جالب نیست لبخند بزنید. اما اگر امکانش بود، همین که فقط اندکی گوشه‌های دهان‌تان به سمت بالا تغییر وضعیت بدهند، کافی است تا صدایتان حتی از پشت تلفن دلنشین‌تر به نظر برسد. مطمئن باشید اگر صدایتان را به اندکی احساسات آغشته کنید، تأثیرگذارتر خواهید بود. اما یادتان باشد پوزخند نزنید.


عرض معذرت از وب سایت ایران مجری

بسمه تعالی
سلام علیکم
بدینوسیله به خاطر انتشار برخی از مطالب از وب سایت ایران مجری  بدون ذکر منبع در این وب سایت، که ناش از سهل انگاری برخی دوستان نویسنده این سایت بوده است، کمال پوزش را از دوستان عزیز سایت ایران مجری داریم و این وب سایت را جهت استفاده علاقه مندان معرفی می نماییم:

انتشار اولین برنامه اندروید آموزش فن بیان ، مجریگری و گویندگی گروه وسا


با سلام
اولین برنامه اندروید گروه تخصصی وسا ، با عنوان آموزش فن بیان ، مجری گری و گویندگی تولید و در محیط بازار اندروید منتشر شد.
این نرم افزار حاوی نکات و دروس کلی برای بیان بهتر و فن بیان و نیز آموزش تخصصی مجریگری و گویندگی می باشد.



توضیحات در کافه بازار :
اشتباه نکنید، این نرم افزار فقط یک نرم افزار تخصصی نیست ، نرم افزاری است که برای همه مفید است ، برای ارتباطی بهتر و موثر تر با دیگران!

توجه : به زودی آپدیت های بعدی با مطالب جدید منتشر خواهد شد.

نرم افزار آموزش فن بیان ، مجری گری و گویندگی  کاری از گروه تخصصی وسا است.

این نرم افزار با هدف کمک به عموم مردم جهت ارتباطی بهتر و موثر تر و البته علاقه مندان به رشته های مذکور تهیه و تولید گشته.

مراحل مختلف تهیه و تولید این نرم افزار ، اعم از جمع آوری و نگارش و ویرایش مطالب زیر نظر امیرحسین احمدنیا ، مجری ، گوینده و خبرنگار انجام شده است.



یک حدیث زیبا

امام علی علیه السلام :

إذا طابَقَ الكَلامُ نِیَّةَ المُتَكَلِّمِ قَبِلَهُ السّامِعُ ، وَ إذا خالَفَ نِیَّتَهُ لَمْ یَحْسُنْ مَوْقِعُهُ فی قَلْبِهِ

هرگاه سخن گوینده ، هماهنگ باور درونی اش باشد ، شنونده آن را می پذیرد .

و هر گاه با باور درونی اش همسو نباشد، در قلب و جان شنونده ،  پایگاه خوبی

نخواهد داشت  .

مُعجَم الفاظ غُرَر الحِکَم و دُرَر الکَلِم : ۱۳۳

مناسبت ها : 18شهریور سالروز در گذشت ناگهانى و مرموز جلال آل احمد (1348)

جلال آل احمد یا به تعبیر مقام معظم رهبرى جلال آل قلم در 11 آذر 1302 در خانواده اى روحانى در تهران چشم به جهان گشود. پدر او سید احمد حسینى (متولد 1266 شمسى ) تحصیلاتش را در حوزه مروى تهران گذرانده بود و او از روحانیون مبارز دوران استبداد رضاخانى بود.
تولد جلال مقارن با انقراض سلسله قاجاریه و به قدرت رسیدن رضاخان و عصر تاریك ستم بر روحانیون و مردم دیندار بود. پدر جلال كه امام جماعت مسجد و حاكم شرع محل بود در اعتراض به بى حرمتى هاى عمال رژیم و بدرفتارى آنان با مردم ، محضرش را بست و امامت جماعت را رها كرد و خانه نشین شد.
دوران كودكى جلال كه زمان بلوغ ظلم بود، هر روز ستم تازه اى بر مردم وارد مى شد و جلال در زیر سایه پدر و در این عصر بیداد و ظلم ، دوران دبستان را به پایان رساند و در پیش استاد پدرش مرحوم سید هادى طالقانى به تلمذ مشغول شد و چون پدرش عزم كرده بود كه از جلال جانشینى براى مسجد و محراب بسازد راضى نبود كه او وارد دبیرستان شود؛ زیرا پیش بینى مى كرد كه تحصیل در این مدارس به بى دینى مى انجامد. به همین سبب از تمام امكانات مادى و معنوى خویش بهره گرفت و سرانجام پس از ختم دوره دبیرستان ، جلال را به نجف اشرف و نزد برادر بزرگش سید محمد تقى فرستاد.
جلال به سال 1322 به قصد تحصیل در بیروت ، عازم نجف اشرف شد و سه ماه نزد برادر ماندگار شد. ولى بعد از سه ماه احساس عجیبى به او دست داد و از این سفر رو گرداند و به تهران بازگشت و در همان سال وارد دانشسراى عالى گردید و در رشته ادبیات مشغول تحصیل شد. جلال در پایان تحصیلاتش پایان نامه خود را درباره سوره یوسف به نام احسن القصص ارائه داد و یكسال بعد از فارغ التحصیلى از دانشگاه به خدمت وزارت فرهنگ (آموزش و پرورش ) در آمد.
جلال آل احمد علاوه بر شغل معلمى به نویسندگى و روزنامه نگارى نیز مشغول شد و براى حزب توده كه در سال 1322 به عضویت آن در آمده بود به قلمزدن پرداخت . نویسندگى براى جلال پیشه و شغلى نبود كه از این راه زندگى كند، بلكه براى او وبالى شد كه عاقبت حیات وى را نتوانست تحمل كند. علت مرگ جلال را باید در ((جوهر قلم )) او جستجو كرد. جلال با به جا گذاشتن آثارى چون غربزدگى و خدمت و خیانت روشنفكران و خسى در میقات ، هویت اصلى رژیم حاكم را برملا ساخت .

 

بازگشت به خویشتن خویش
جلال در سال 1323 به خاطر نوشته هایش مورد توجه حزب توده قرار گرفت به طورى كه به عنوان مدیر روزنامه ((بشر)) ارگان دانشجویان حزب توده انتخاب گردید و سال بعد مدیر داخلى ((مجله ماهانه مردم )) ارگان تئوریك حزب شد و در كمتر از دو سال به عضویت كمیته ایالتى تهران انتخاب شد. جلال كه در اثر تنفر از مذهب ، به سوى حزب كشیده شده بود بزودى متوجه اشتباه خود شد. سر خوردگى اولیه جلال از حزب توده در سال 1326 پس از شكست مفتضح رهبرى حزب توده در حوادث تاریخى آن سالها و خیانت آشكار به ملت و كشور ایران آشكار گردید و در همین راستا او به همراه چندتن دیگر تصمیم به استعفاى جمعى از حزب گرفتند.
جلال در برابر خیانتهاى حزب احساس گناه مى كرد و خود را موظف به اقرار در برابر گناهانش مى دید. در این هنگام روسها از فرصت پدید آمده استفاده كردند و سعى نمودند جلال را جذب سوسیالیسم روسى نمایند و او بدون مجوز دولت ، خودش را به روسیه رساند، اما در بازگشت ، روسها را نیز ناامید كرد.
از آنجایى كه انسان موجودى است الهى و از جوهره الهى سهمى را داراست تا زمانى كه ایمان نیاورده زیانكار است ، مگر آن كه دل به حق بندد و به صبر توصیه شده اهتمام ورزد تا شاید نورى الهى بر دلش بتابد و به صراط مستقیم رهنمون گردد. جلال این سید غریب در آرزوى صداقتش از هر چه مكتب غیر خودى بود جز فریب و استثمار و استعمار چیزى یافت و بازگشت به خویشتن خویش را تنها راه نجات یافت . تا زمانى كه جلال به این حقیقت واقف نشده بود، مسافرى بود كه در دیار غربت به دنبال راه نجات مى گشت و خطر آن چنانى براى حكومت نبود. وقتى جلال به خویشتن خویش رسید، دیگر حكومت نمى توانست تحملش كند. او در پاییز 1332 و بعد از كودتاى 28 مرداد براى اولین بار به اسارت ساواك در آمد و در دیدار خود با تیمور بختیار اولین رئیس ساواك ، مجبور شد كه تعهد بدهد كه با سیاست كارى نداشته باشد، در این باره چنین مى نویسد:
((من از اردیبهشت ماه 1332، سیاست را بوسیده ام گذاشته ام كنار))
منظور جلال ، آن طور كه بعدها در عمل نشان داد سیاست به معناى گروه گرایى و حزب بازى بود كه دیگر پس از آن تاریخ كار تشكیلاتى و حزبى نكرد، اما سیاست به طور اعم را نه تنها نگذاشت بلكه هر روز بیشتر به آن پرداخت .
بعد از حادثه خونین 15 خرداد 1342 جلال با آن نظریه معروفش درباره روحانیت و امام ((ره )) یك خط اصلى ترسیم كرد كه تنها امید رهایى و بسیج توده ها در دست روحانیت آگاه است و نه در دست روشنفكران . كه این نظریه با پیروزى شكوهمند انقلاب اسلامى در سال 1357 به رهبرى امام خمینى ((ره )) بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران به حقیقت پیوست .

 

مرگ مشكوك جلال
بعد از این كه جلال نسبت به روحانیت بویژه نسبت به امام خمینى ((ره )) اظهار علاقه نمود، ساواك به وحشت افتاد و به عناوین مختلف او را مورد تهدید قرار داد و سعى كرد كه جلال را از روحانیت جدا نماید. در سال 1347 تهدید به مرگ شد. ساواك مى خواست كه جلال را بدون سر و صدا از میان بردارد و به همین خاطر وى را به اسالم در استان گیلان (ویلاى تابستانى جلال ) تبعید نمود و سرانجام در یك صحنه ساختگى و مشكوك در روز سه شنبه 18 شهریور ماه 1348 بدون هیچ گونه سابقه بیمارى دارفانى را وداع گفت و توسط خانواده اش در تهران در مسجد فیروزآبادى نزدیك حضرت عبدالعظیم به خاك سپرده شد. روزنامه ها با اشاره ساواك مرگ او را عادى جلوه داده و در اثر سكته قلبى قلمداد نمودند.

 

آثار جلال آل احمد
آثار جلال از نخستین بارى كه در سال 1322 چاپ شده اند با رنگ اجتماعى در برابر مسائل خرافى جامعه بیشتر موضعى انتقادى داشت ، اما پس از كودتاى 28 مرداد 1332 آثارش با گذشت زمان سیاسى تر شد و این امر در كلیه نوشته ها حتى در قصه هایش متجلى گردید.
جلال در 46 سال زندگى خود، نزدیك به سى سال نویسندگى كرد كه نتیجه آن حدود چهل اثر جاوید مى باشد كه به سه بخش داستان ، مقالات و سفرنامه و گزارشها تقسیم مى شود.
كتابهاى قصه و داستانى او عبارتند از: از رنجى كه مى بریم ، دید و بازدید، مدیر مدرسه ، سه تار، سرگذشت كندوها، نون و القلم ، پنج داستان ، سنگى بر گورى ، نفرین زمین . مقالات جلال عبارتند از: سه مقاله ، هفت مقاله ، ارزیابى شتابزده ، یك چاه و دو چاله و مثلا شرح احوالات ، غرب زدگى ، در خدمت و خیانت روشنفكران سفرنامه ها و گزارشات جلال عبارتند از: اورازان ، تات نشینهاى بلوك زهرا، جزیره خارك در یتیم خلیج ، و خسى در میقات .
بعضى از آثار جلال در زمان حیاتش به چاپ رسیده كه بعضا به نامهاى مستعار نیز بوده است و برخى از آنها در طى بیست سال بعد از مرگش ‍ توسط اوصیاى او به چاپ رسیده اند.

 

نامه جلال آل احمد به امام ((ره )) از بیت الله الحرام
مرحوم جلال آل احمد در سال 1343، نامه اى از بیت الله الحرام به محضر امام خمینى ((ره )) فرستادند. این نامه كه پس از آزادى ایشان از زندان در سال 1343، و انتقال امام ((ره )) به قم در 31 فروردین همان سال در مكه نگارش یافته است ، در پى یورش ساواك به بیت شریف امام ((ره )) در قم در سال 1345 به یغما رفت و بعد از پیروزى شكوهمند انقلاب اسلامى در پرونده جلال آل احمد در ساواك كه بایگانى گردیده بود، پیدا شد. جلال در آغاز نامه خطاب به امام ((ره )) مى نویسد:
((آیة اللها
وقتى خبر خوش آزادى آن حضرت تهران را به شادى واداشت فقرا منتظر الپرواز (!) بودند به سمت بیت الله . این است كه فرصت دست بوسى مجدد نشد. اما اینجا دو سه خبر اتفاق افتاده و شنیده شده كه ، دیدم اگر آنها را وسیله اى كنم براى عرض سلامى بد نیست .
اول این كه مردى شیعه جعفرى را دیدم از اهالى الاحساء، جنوب غربى خلیج فارس ، حوالى كویت و ظهران ، مى گفت 80 درصد اهالى الاحساء و ضوف و قطیف شیعه اند و از اخبار آن واقعه مولمه پانزده خرداد حسابى خبر داشت و مضطرب بود و از شنیدن خبر آزادى شما شاد شد...))

 

نظر امام خمینى ((ره )) درباره جلال آل احمد
... آقاى جلال آل احمد را جز یك ربع ساعت بیشتر ندیده ام . در اوایل نهضت یك روز دیدم كه آقایان در اطاق نشسته اند و كتاب ایشان ، غربزدگى در جلوى من بود ایشان به من گفتند: ((چطور این چرت و پرتها پیش شما آمده است )) یك همچو تعبیرى ، و فهمیدم كه ایشان هستند. مع الوصف دیگر او را ندیدم . خداوند ایشان را رحمت كند.

 

نظر حضرت آیت الله خامنه اى ، رهبر معظم انقلاب اسلامى دربارهجلال آل احمد
((با تشكر از انتشارات رواق ، اولا به خاطر احیاء نام جلال آل احمد و از غربت در آوردن كسى كه روزى جریان روشنفكرى اصیل و مردمى را از غربت در آورد، و ثانیا به خاطر نظر خواهى ازمن كه بهترین سالهاى جوانیم با محبت و ارادت به آن ((جلال آل قلم )) گذشته است ....))

 

جلال آل احمد از زبان مرحوم آیت الله طالقانى
مرحوم آیت الله سید محمود طالقانى در شهریور 1358 درباره جلال آل احمد گفته اند:
اولا: باید بدانید كه ((جلال )) پسر عموى من بوده است و از بچه هاى ((طالقان )) بود. پدر ایشان از پیشنمازان خوش بیان و متعبد بود... جلال از بچگى با هوش بود و با هم معاشرت خانوادگى داشتیم . در سال 22 و 23 در خیابان شاهپور ((انجمن تبلیغات اسلام )) تشكیل داده بودند و ایشان از همان ابتدا عضو فعال آنجا بود، ولى وقتى مكتب كمونیستها به وسیله ((توده ))اى ها گسترش پیدا كرد، جلال عضو فعال و از نویسنده هاى حزب شد كه مسائلش را به صورت رمانتیك مى نوشت و در این اواخر بعد از اضمحلال ((توده ))اى ها مطالعاتش كه عمیق شد، تقریبا به ملت و آداب و سنن خودمان برگشت و به مذهب گرایش پیدا كرد. بهترین كتابهایش به نظر من ، دو كتاب ((غربزدگى ))و ((خسى در میقات )) اوست كه این خسى در میقات را در سفر حج خود نوشته است ، كه هم جنبه سیاسى دارد و هم فلسفه حج را در بعضى جاها خوب بیان كرده است . آن وقتهایى كه در شمیران جلسات تفسیر قرآن داشتیم ، به آنجا مى آمد... در این اواخر جلال خیلى خوب شده بود و به سنت اسلام علاقمند...))
مرحوم آیت الله طالقانى در جاى دیگر مى گوید:
... جلال به برداشتهاى عمیق و تعابیر جالبى درباره مسائل اسلامى رسیده بود.
بخصوص این اواخر، هر چه مى گذشت ، درباره اسلام و تشیع به بصیرت و بینش بهترى مى رسید. جلال در بعضى جلسات تفسیر قرانى كه داشتم شركت مى كرد و گاهى اظهاراتى هم داشت . یك بار با شوخى به من گفت : ((آقا شما هم ما را كافر مى دانید؟

مناسبت ها : فاجعه خونین هفده شهریور (1357)


17 شهریور مكرر عاشورا و میدان شهدا مكرر كربلا و شهداى ما مكرر شهداى كربلا و مخالفان ملت ما مكرر یزید و وابستگان هستند)))
امام خمینى ((ره ))
دولت جمشید آموزگار كه از نخستین روزهاى زمامدارى ، سیاست تحقیق مردم را پیش گرفته بود و با همان سازمانهاى امنیتى موجود، بحرآنهارا پشت سر بگذارد و رژیم را حفظ كند، نتوانست در برابر امواج توفنده انقلاب اسلامى پایدارى كند.
تظاهرات مردمى و راهپیمایى هاى عظیم روز به روز گسترش مى یافت و مراكز فساد و قمارخانه ها، كاباره ها مورد هجوم مردم قرار مى گرفت و اعتراضات مردمى علنى تر مى شد. به دنبال شكست كابینه آموزگار و ناتوانى دولت در پاسخگویى به استیضاح نمایندگان مجلس فرمایشى شوراى ملى در خصوص حادثه سینما ركس آبادان و قاطعیت انقلابى مردم در پیشبرد خواسته هایشان ، پس از یكسال در چهارم شهریور 1357 مجبور به استعفا و شاه مخلوع جعفر شریف امامى را كه از رجال مشهور وابسته رژیم كه 15 سال رئیس مجلس سنا و در سال 1339 نخست وزیر بود، به قصد كنترل اوضاع مامور تشكیل كابینه كرد. نقشه شاه و آمریكا این بود كه با این تغییر و تحول تا حدى از خشم و نفرت عمومى بكاهد. شریف امامى برنامه دولت خود را براساس ((آشتى ملى )) و ((احترام به روحانیت )) قرار داد و با آزادى 237 نفر از زندانیان سیاسى و تعطیلى قمارخانه ها و كازینوها خواست چهره خود را مردمى نشان دهد ولى این ترفندها كارساز شد و همان روز كه مصادف با شهادت مولاى متقیان على (ع ) بود، تظاهرات و برخوردهاى خونین ادامه یافت .
در پنجم شهریور تظاهرات گسترده مردم در شهرهاى قم ، تهران و... ادامه پیدا كرد و ده ها نفر نیز به شهادت رسیدند. رژیم شاه در یك عقب نشینى آشكار، تقویم شاهنشاهى را كه از چندى پیش (سال 1354) رسمى كرده بود مجددا به تقویم هجرى شمسى مبدل ساخت .
در بیست و سوم ماه مبارك رمضان (ششم شهریور 1357) امام خمینى ((ره )) خطاب به ملت مسلمان ایران پیامى منتشر كرد و نسبت به حیله هاى دشمنان اسلام و تعویض مهره ها، تغییر تقویم و... اعلام خطر نمود:
((در این موقع حساس تاریخ ایران ، شاه به وسیله كارشناسان خود دست به توطئه خطرناكى زده است كه با اندكى سستى و تغافل ، ملت ایران باید از به دست آوردن آزادى و استقلال و حقوق بشر مایوس شود و خود را براى همه نوع اختناق و شكنجه و قتل و غارت مهیا كند و اسلام باید از احكام نورانى خود چشم بپوشد...))
((... ملت ایران بداند كه در لب پرتگاهى است كه با اندك غفلت سقوط مى كند و تمام زحمات و رنجهاى چندین ساله او پایمال مى شود و تا آخر روى سعادت نخواهد دید و در نزد متعال مسئول است ...))

 

سیزدهم شهریور 1357 (عید سعید فطر) - برگزارى راهیپمایى بزرگ درتهران
اختناقى كه رژیم از سالها قبل ایجاد كرده بودت در یكى دو ماه اخیر به اوج خود رسیده بود، اما پیگیرى ادامه نهضت از طرف امام ((ره )) و روحانیت معظم ، در روز عید فطر آن سال تجلى نمود و مردم در شهرهاى خمین ، تهران ، قم ، كرج و ایلام و دیگر شهرها پس از برگزارى نماز عید به حركت در آمدند و شعارهاى كوبنده بر ضد رژیم سر دادند. بزرگترین این راهپیماییها در تهران با شركت نزدیك به یك میلیون نفر برگزار شد و روزنه امید پیروزى و نقطه عطف تاریخ سازى را در نهضت اسلامى پدید آورد. تظاهر كنندگان با مشتهاى گره كرده و فریادهاى كوبنده خواستار الغاى رژیم شاهنشاهى و تاسیس حكومت اسلامى شدند.
راهپیمایان در تهران با ابراز محبت به سربازان ارتشى و بوسیدن آنها خواستار پیوستن ارتش به ملت شدند. امام خمینى ((ره )) به مناسبت عید سعید فطر اعلامیه اى منتشر و در آن خطاب به ملت ایران فرمودند:
((مردم مسلمان ایران به دنبال برگزارى نماز عید دست به عبادت ارزنده دیگرى زدند كه آن فریادهاى كوبنده علیه دستگاه جبار و چپاولگر براى به پاداشتن حكومت عدل الهى است كه كوشش در این راه اعظم عبادت است و فدایى دادن در راه آن سیره انبیاء عظام خصوصا نبى اكرم اسلام و وصى بزرگ او امیرمومنان است ،....
ملت عظیم الشان ایران ! نهضت خود را ادامه داده و هرگز سستى به خود راه ندهید كه نمى دهید. مطمئن باشید به امید خدا پیروزى و سرافرازى نزدیك است .))
امام خمینى ((ره )) در این اعلامیه ارتشیان را برادران خود خوانده و خواستار احترام بیشتر به آنان شدند و فرمودند:
((... اى سربازان غیور كه براى وطن و كشور خود فداكار مى كنید، به پاخیزید، ذلت و اسارت بس است ، پیوند خود را با ملت عزیز استوارتر كنید...)))
تظاهرات روز عید فطر زمینه اى براى تظاهرات 16 شهریور گردید. در این روز راهپیمایى بزرگ تهران انجام شد. ابتدا ماموران كوشش كردند كه جلوى راهپیمایى را بگیرند و چون توفیقى نیافتند خود نیز به دنبال جمعیت به حركت در آمدند.
راهپیمایى و تعطیل عمومى شانزدهم شهریور به خاظر حرمت خون كشته شدگان روزهاى پیشین بود. ماموران رژیم از شب قبل در میدانهاى مهم شهر مستقر شده و آماده هرگونه درگیرى با تظاهر كنندگان بودند. حركت از مسجد قبا در قیطریه آغاز شد و به طرف میدان ژاله ادامه یافت . در این راهپیمایى شعارهاى ((خمینى رهبر ماست ))، ((ایران كشور ماست ))، ((برادر ارتشى چرا برادر كشى ))، ((مسلمان به پاخیز برادرت كشته شد)) شنیده مى شد و عكسهایى از امام ((ره )) بر فراز دستها مشاهده مى گردید. و در بین مردم اعلام شد كه صبح روز بعد (جمعه 17 شهریور) در میدان و خیابان ژاله تجمع صورت خواهد گرفت .

 

جمعه سرخ یا 17 شهریور: اعلام حكومت نظامى وقتل عام مسلمانان
در اولین ساعات جمعه 17 شهریور سال 1357، ارتشبد غلامعلى اویسى از رادیوى تهران و حومه اعلام حكومت نظامى كرد و اطلاعیه شماره یك فرماندارى نظامى را بشرح زیر قرائت كرد:
1 - دولت شاهنشاهى ایران به منظور ایجاد رفاه مردم و حفظ نظم از ساعت 6 صبح روز جمعه 17 شهریور 1357 مقررات حكومت نظامى را به مدت 6 ماه در شهرهاى ... كشور اعلام مى نماید.
2 - این جانب (ارتشبد اویسى ) به سمت فرماندار نظامى تهران و حومه منصوب گردیده ام .
3 - ساعات منع عبور و مرور از ساعت 21 تا 5 صبح روز بعد تعیین مى گردد...))
و براساس اطلاعیه شماره سه فرماندارى نظامى اجتماع بیش از دو نفر در تهران ممنوع اعلام گردید. مردم تهران كه از حكومت نظامى اطلاع نداشتند پیش از ساعت 6 صبح و پس از اداى فریضه نماز براى چهارمین روز متوالى ، از خانه ها بیرون آمده و سیل آسا روى به خیابانها آوردند. مركز تجمع آنان میدان ژاله (میدان شهداى كنونى ) بود، همین كه مردم به خیابانها رسیدند، ناگهان با دیدن تانك ها و زره پوشهاى نظامى و ماموران مسلسل به دست حكومت نظامى غافلگیر شدند. مردم بدون اعتنا به سربازان به حركت خود ادامه دادند. همگان در دل احساس نوعى شجاعت از جان گذشتگى مى كردند. از خیابانهاى اطراف سیل ، انبوه جمعیت با سردادن شعارهاى انقلابى به سمت میدان ژاله در حركت بودند.
ماموران مسلح پس از اخطار از زمین و هوا جمعیت را ناجوانمردانه هدف رگبار مسلسل قرار دادند. فریاد الله اكبر و لا اله الا الله همه جا را پر كرد. جمعیت وحشت زده و هراسان به هر سمتى مى دویدند، تا مامنى براى خود پیدا نمایند و گروهى روى زمین دراز كشیده بودند و رگبار مسلسل ها اجازه حركت به ایشان نمى داد.
ضجه و ناله و فریاد با صداى گلوله در هم آمیخته بود و بوى خون و دود و باورت همه جا به مشام مى رسید. با نزدیك شدن ظهر بتدریج میدان ژاله كه اینك واقعا به میدان شهدا تبدیل گشته بود در هاله اى از سكوت مرگبار فرو رفت . در حول و حوش میدان آنچه به چشم مى خورد جنازه شهیدانى بود كه در صحنه نبرد نابرابر همچنان باقى مانده و خونهایى كه هر گوشه اى از میدان را گلگون كرده بود.
رژیم در حال اضمحلال ، تعداد كل شهداى 17 شهریور را 58 نفر و مجروحان این فاجعه را 205 نفر اعلام داشت و تجمع گسترده و عظیم مردم تهران را نقشه خارجى اعلام كرد.
شمار دقیق قربانیان مظلوم حادثه 17 شهریور در میدان شهدا هیچ گاه مشخص نگردید، لیكن آنچه قطعى و یقین است این رقم از چهار هزار افزون تر بود و یكى از بزرگترین فجایع تاریخ انقلاب در میدان شهدا اتفاق افتاد.

 

پیام امام خمینى ((ره )) به مناسبت كشتار بى رحمانه مردم تهران
امام ((ره )) در ششم شوال 1398، فرداى هفدهم شهریور جمعه سیاه ، با ارسال پیامى به ملت شریف و شجاع ایران ضمن ابراز همدردى با ملت ، كشتار وحشیانه را محكوم نمودند و دولت آشتى ملى را دولتى تحمیلى و غیر قانونى اعلام كردند.
امام ((ره )) در گوشه اى از پیام خود فرمودند: ((... چهره ایران امروز گلگون است و دلاورى و نشاط در تمام اماكن به چشم مى خورد، آرى این چنین است راه امیرالمؤ منین على علیه السلام و سرور شهیدان امام حسین علیه السلام .
اى كاش خمینى در میان شما بود و در كنار شما در جبهه دفاع براى خداى تعالى كشته مى شد... باید علما و روشنفكران ملت در زیر چكمه دژخیمان خرد شوند تا كسى خیال آزادى به خود راه ندهد. شما اى ملت محترم ایران كه تصمیم گرفته اید خود را از شر رژیم شاه خلاص گردانید و در رفراندمى كه در سوم و چهارم شوال در برابر ناظران سراسر جهان انجام دادید، به دنیا نشان دادید كه رژیم شاه جایى براى خود در ایران ندارد...))

مناسبت ها : بیست و سوم ذیقعده ، روز زیارتی امام ‏رضا(ع)



بیست و سوم ذیقعده روز زیارتی امام رضا(ع) و به روایتی شهادت آن حضرت در طوس از سوی مأمون عباسی است. البته قول مشهور درشهادت آن امام همام روز آخر ماه صفر سال 203 قمری یعنی دو سال پس از آوردن آن حضرت از مدینه به خراسان و یك سال و اندی پس ازصدور فرمان ولیعهدی به نام آن حضرت، از سوی مأمون عباسی می‏باشد. طبق قول مشهور، آن حضرت پس ازشهادت پدربزرگوارش، درسن 35 سالگی عهده‏دارمقام ولایت و رهبری شد و مدت امامت آن حضرت 20 سال به طول انجامید، كه 10 سال آن با خلافت هارون‏الرشید و 5 سال باخلافت محمدامین و 5 سال دیگر با خلافت عبداللَّه مامون مصادف بود. از عمر آن حضرت در هنگام شهادت، 54 سال و 3 ماه و 19 روز می‏گذشت.

14 شهریور سالگرد شهادت آیت الله حاج شیخ على قدوسى (1360)

شهید قدوسی

على قدوسى ، در سال 1306 در یك خانواده روحانى درشهر نهاوند متولد شد.
پدرش یكى از روحانیون برجسته نهاوند و نزد آیت الله العظمى بروجردى از احترام خاصى برخوردار بود. شهید قدوسى تحصیلات ابتدایى را در زادگاهش به پایان رسانید و در سال 1323 هجرى شمسى وارد حوزه علمیه قم شد و دوره كامل فقه و اصول را در محضر آیت الله العظمى بروجردى و امام خمینى ((ره )) و قبل از حادثه 15 خرداد 1342 به پایان رسانید و به مقام والاى اجتهاد نایل آمد.
شهید از همان آغاز طلبگى ، علاقه خاصى به اخلاق و عرفان داشت و در پى این علاقه بود كه از همان ابتدا به كسب فضایل اخلاقى پرداخت .
شهید قدوسى در میدان مبارزه علیه رژیم شاهنشاهى همیشه از پیشگامان بود و سابقه مبارزات وى به سالها پیش از 15 خرداد 1342 برمى گردد، البته طى سالهاى 42 - 1341 این مبارزات در پرتو خروش امام خمینى ((ره )) علیه شاه به اوج خود رسید و وى نیز به عنوان یك شاگرد عاشق امام با فداكارى و سختكوشى به یارى مراد خویش قیام كرد و این مبارزه را همچنان ادامه داد تا این كه در سال 1345 به دنبال كشف تشكیلات مبارزاتى گروهى از علما و روحانیون كه رهبر معظم انقلاب اسلامى حضرت آیت الله خامنه اى و آیت الله هاشمى رفسنجانى نیز از اعضاى آن بودند، شهید قدوسى به همراه مرحوم آیت الله ربانى شیرازى دستگیر و به زندان قزل قلعه انتقال یافت .
مرحوم قدوسى براى احیاى فرهنگ پربار اسلامى اهمین ویژه اى قائل بود به همین جهت اهم فعالیت خود را صرف پایه ریزى یك یك سیستم آموزشى نو و پرثمر نمود و اعتقاد داشت كه به موازت فعالیت سیاسى باید زیر بناى فرهنگى و مكتبى را نیز تقویت كرد. به دنبال این اندیشه بود كه با همكارى و طراحى شهید مظلوم آیت الله بهشتى اقدام به تاسیس مدرسه حقانى (منتظریه ) و ((مكتب توحید) كرد و با اعمال شیوه اى نو و كارساز، این دو نهاد آموزشى را الگویى براى سایر جاها قرار دارد.
شهید فلسفه را نزد علامه طباطبائى صاحب تفسیر المیزان فرا گرفت و در فراگیرى رموز فلسفه از خود نبوع فراوانى بروز داد به گونه اى كه مورد توجه استاد خود قرار گرفت و استاد، ایشان را به دامادى خود پذیرفت . شهید از اعضاى هیئت مدرسین و مورد اعتماد كامل زعماى حوزه علمیه قم بود.
نامبرده بعد از پیروزى انقلاب به فرمان امام خمینى ((ره )) به سمت دادستان كل انقلاب برگزیده شد. و پس از 31 ماه خدمت صادقانه در سنگر قضاوت به دنبال رسوایى منافقین ناجوانمردانه بر اثر انفجار یك بمب آتش زا در دادستانى كل انقلاب به فیض عظماى شهادت نایل آمد.

 

پیام امام خمینى ((ره ))
((اینجانب سالیان طولانى از نزدیك با او (شهید قدوسى ) سابقه داشتم و آن بزرگوار را به تقوا و حسن عمل و استقامت و مقاومت و تعهد در راه هدف مى شناختم .
شهادت بر او مبارك ، و فود الى الله و خروج از ظلمات به سوى نور بر او ارزانى باد.
راهى است كه باید پیموده و سفرى است كه باید رفت چه بهتر كه در حال خدمت به اسلام و ملت شریف اسلامى شربت شهادت نوشید و با سرافرازى به لقاء الله رسید و این همان است كه اولیاى معظم حق تعالى كه آرزوى آن را مى كردند و از خداى بزرگ در مناجات خود طلب مى كردند دست یافت .
گوارا باد شربت شهادت بر شهداى انقلاب اسلامى و خصوص شهداى اخیر ما كه با دست جنایتكار منفورترین عناصر پلید به جوار رحمت حق شتافتند و افتخار براى اسلام و ننگ و نفرت براى دشمنان دژخیم ملت شریف آفریدند.))

 

شهید قدوسى از دیدگاه مقام معظم رهبرى

((... هم پركار بود، خسته نمى شد، هم پشتكار داشت . این طور نبود كه یك كارى را رها كند و دنبال كار دیگرى برود. نمونه آن مدرسه حقانى ، اگر ریاست مدرسه حقانى با كسى غیر از آقاى قدوسى بود من باور نمى كنم كه این مدرسه به این اندازه از فوائد و آثار مى رسید. این مرد بود كه نشست آنجا، حواسش را جمع كرد از همه كارهاى خود برید، به هیچ كارى نپرداخت تا این مدرسه را به این رونق رساند و از لحاظ شكل و محتوى مدرسه را به حد مطلوب و قابل توجهى قرار داد.))
 

آیت الله هاشمى رفسنجانى درباره شهید قدوسى گفته اند
((یك خصوصیت بارز ایشان نظم و قاطعیت بود، در بین همه ما ایشان زبانزد بود به نظم و قاطعیت و به همین دلیل ما براى ایشان مدیریتى قائل بودمى و كارهایى كه در آن روزها احتیاج به مدیریت قاطعى داشت به ایشان سپرده مى شد و به همین دلیل هم ایشان را مسئول محاكمات آن زمان كردند و اول مسئول زندانى ها بازداشتى از رژیم قبل در روزهاى اول انقلاب كه خیلى بى نظم بود كردند و این كار براى این انجام شد كه بشود به آنجا نظمى داد.))



در مدح حضرت ام البنین سلام الله علیها

ای فلک یک مه و سپهر سه اختر
شیر خدا را خجسته همدم و همسر
فاطمه ی دوم بهشت ولایت
یار علی پسر و بتول مطهر
یوسف زهرا توجهش به تو بانو
زینب کبری تو را صدا زد مادر
ام البنین مام شیر خداوند
ام ادب آفتاب خانه حیدر
خوانده کنیز عزیز فاطمه خود را
ای به ادب از همه زنان جهان سر
برده به میراث از تو عشق و ادب را
حضرت عباس در حضور برادر
کرده نثار قدوم یوسف زهرا
چار گل سرخ و چار لاله ی پرپر
ای پسر تو حسین دوم زهرا
ای به بنینت سلام ال پیمبر
از همگان برترند خیل شهیدان
رتبه ی عباس تو است ز آن همه برتر
نیست عجب گر که با زیارت زهرا
گردد اجر زیارت تو برابر
رویت مانند آفتاب درخشان
بختت بالاتر از سپهر مدور
عبطه به عباس تو برند شهیدان
با همه قدر و جلال در صف محشر
زائر باب البقیع تو دست دل ما
از نفس جان به تربت تو معطر
روی ارادت نهاده ایم بر تن خاک
حاجت دائم گرفته ایم از آن در
روز وفات تو گشت شهر مدینه
محفل اندوه و اشک و ناله سراسر
کاش که بودند چار دسته گل تو
تا که زنند از غمت به سینه و بر سر
حیف نه عباس داشتی و نه عثمان
آه نه عون تو با تو بود نه جعفر
آب شدی در فراق یوسف زهرا
گرچه تو را چار داغ مکرر
دوست نه تنها گریست بر تو که می زد
بر دل دشمن شرار آه تو آذر
در کف عباس قداست حاجت ؟؟
گرچه جدا شد ورا دو دست ز پیکر
دست جدا گشت و دیده شد هدف تیر
نیزه به سینه عمود آهن بر سر
بر تو و عباس تو سلام هماره
ای پدر و مادرم فدای تو مادر
گر بگذارند دشمنان تو (میثم)
گیرد چون جان خود مزار تو در بر

 

به یاد گذشته.... ( بخشی از اجراهای حقیر در سال های قبل)

تذکر : این مطلب جزء مطالب ثابت است و همیشه در ابتدای مطالب قرار دارد.


قسمتی از این برنامه :
[http://www.aparat.com/v/PsAcX]



اجرا و قرائت قسمتی از وصیت نامه شهید سعید زقاقی توسط امیرحسین احمدنیا

[http://www.aparat.com/v/R4YT9]



قرائت زیارت شهدا (در یادو...
در مورد حجاب و شهدا (امی...
اجرای امیرحسین احمدنیا در...
قسمتی از مستند عطر یاران ...
قسمتی از پیش تولید قسمت 5...
بخشی از مستند شهدا ی شهرس...
امیرحسین احمدنیا در مسابق...
اجرای امیرحسین احمدنیا در...

25اردیبهشت روزبزرگداشت فردوسی گرامی باد

25اردیبهشت روزبزرگداشت فردوسی
فردوسی
شاهنامه، تبارنامه ملت كهن ماست كه در هرم جگرسوز ایام، همواره همچون سروی سایه‏‏فكن خستگان و مشتاقان ایران زمین را به خنكای خویش فراخوانده است.

بسا پهلوانانی كه در دامن این دایه پیر بربالیده‏اند، با داستانهای شگفت‏انگیزش زندگی كرده‏اند، با شنیدن حكایت رستم و سهراب باران اشكی بر گونه افشانده‏اند؛ و از خاطره خونین سیاووش بارها بر خویش لرزیده‏اند.

شاهنامه، حافظ راستین سنن ملی و شناسنامه قوم ایرانی است. شاید بی‏وجود این اثر سترگ، بسیاری از عناصر مثبت فرهنگ آباء و اجدادی ما در طوفان حوادث تاریخی نابود می‏شد و اثری از آثارش به جای نمی‏ماند.

حكیم فردوسی كه شاعری معتقد و مؤمن به ولایت معصومین (ع) بود و خود را بنده اهل بیت نبی و ستاینده خاك پای وصی می‏دانست و تأكید می‏كرد كه:

گرت زن بد آید، گناه من است
چنین است و آیین و راه من است

بر این زادم و هم بر این بگذرم
چنان دان كه خاك پی حیدرم

با خلق حماسه عظیم خود، برخورد و مواجهه دو فرهنگ ایران و اسلام را به بهترین روش ممكن عینیت بخشید، با تأمل در شاهنامه و فهم پیش زمینه فكری ایرانیان و نوع اندیشه و آداب و رسومشان متوجه می‏شویم كه ایرانیان همچون زمینی مستعد و حاصلخیز آمادگی دریافت دانه و بذر آیین الهی جدید را داشته و خود به استقبال این دین توحیدی رفته‏اند.

چنان كه در سالهای آغازین ظهور اسلام، در نشر و گسترش و دفاع از احكام و قوانینش به دل و جان می‏كوشیدند. از این منظر، اهمیت شاهنامه فقط در جنبه و شاعرانه آن خلاصه نمی‏شود و پیش از آن كه مجموعه‏ای از داستانهای منظوم باشد، تبارنامه‏ای است كه بیت بیت و حرف حرف آن ریشه در اعماق آرزوها و خواسته‏های جمعی ملتی كهن دارد؛ ملتی كه در همه ادوار تاریخی، نیكی و روشنایی را ستوده و با بدی و ظلمت ستیز داشته است.

حكیم فردوسی به تحقیق در سال ۳۲۹ و یا ۳۲۰ ه . ق در خانواده‏ای از دهقانان به دنیا آمد. این شاعر استاد اگر چه در آغاز زندگی همچون دهقانان و زمینداران روزگار خود صاحب شوكت و مكنت بود، اما به خاطر صرف عمر در راه هنر و ادبیات و از همه مهمتر نظم شاهنامه، ثروت خود را از دست داد و در عهد پیری تهیدست و بی‏چیز شد:

آلا ای برآورده چرخ بلند
چه داری به پیری مرا مستمند

چو بودم جوان برترم داشتی
به پیری مرا خوار بگذاشتی

به جای عنانم عصا داد سال
پراكنده شد مال و برگشت حال

فردوسی نظم شاهنامه را حدود سالهای ۳۷۰ یا ۳۷۱ ه . ق شروع كرد و حدود سی و پنج سال، بی‏وقفه در انجام و اتمام این كار كوشش نمود. به عبارتی، او تمام هستی خود را وقف این كار كرد و با وجود چند تن از دوستانش كه حامی او در انجام این كار ملی و ادبی بودند، همان طور كه گفتیم، به روزگار پیری ثروت دوران جوانی را از دست داد و فقیر و تهیدست، باقی عمر را در بی‏چیزی و افلاس گذراند.

حماسه‏سرای بزرگ ایران در سال ۴۱۱ ه .ق درگذشت. او را در شهر طوس در باغی كه ملك خود او بود، به خاك سپردند.

از جزئیات زندگی حكیمی كه عمر خود را به ایثار در تدوین و بازسازی شاعرانه سرگذشت پهلوانان اساطیری و حماسی ایران سپری كرد، آگاهی چندان دقیق و مستندی در اختیار نداریم، شاید بهتر این است كه شرح زندگی او را در زندگی پهلوانان شاهنامه جستجو كنیم؛ پهلوانانی كه زندگیشان در رویارویی با مرگ معنا می‏یابد؛ مگر نه این كه او خود نیز یكی از همین پهلوانان بود

شاهنامه، منظومه مفصلی است كه حدوداً از شصت هزار بیت تشكیل شده است و دارای سه دوره اساطیری، پهلوانی و تاریخی است. دوره اساطیری شاهنامه، عهد كیومرث تا سلطنت فریدون را در بر می‏گیرد و دوره پهلوانی آن شامل قیام كاوه تا مرگ رستم است. قسمت تاریخی شاهنامه، شامل اواخر عهد كیان به بعد می‏شود كه این قسمت نیز با افسانه‏ها و داستانهای حماسی آمیخته است.

به عنوان مهمترین مآخذ فردوسی در نظم شاهنامه، در درجه اول از شاهنامه ابومنصوری می‏توان نام برد. علاوه بر آن، داستانهایی كه درباره رستم و خاندان گرشاسپ وجود داشته و راوی اغلب آنها، فردی به نام آزادسرو بوده است، و همچنین داستانها و روایاتی پراكنده كه خود شاعر به صورت شفاهی از دیگران می‏شنید.

فردوسی بر پیرنگ منابع بازمانده كهن، چنان كاخ رفیعی از سخن بنیان می‏نهد كه به قول خودش باد و باران نمی‏تواند گزندی بدان برساند و گذشت سالیان خللی در اركانش وارد نمی‏كند.

در برخورد با قصه‏های شاهنامه و دیگر داستانهای اساطیری فقط به ظاهر داستانها نمی‏توان بسنده كرد؛ تأمل و دقت در آنها كه گاه حتی به نظر، ساده می‏نمایند، بسیاری از حقایق وجود را بر ما آشكار می‏كنند. اساطیر، نمونه‏های نخستین و حقیقی اتفاقات جزئی و كلی در عالم واقعیت هستند و تنها آنان كه صاحب تفكر و اهل اندیشه‏‏‏اند می‏توانند از ژرفای حقایق موجود در داستانهای اساطیری بهره‏مند شوند.

زبان قصه‏ای اساطیری، زبانی آكنده از رمز و سمبل است؛ چنان كه بی‏توجهی به معانی رمزی اساطیر، شكوه و غنای آنها را تا حد قصه‏های معمولی تنزل می‏دهد و حكیم فردوسی توصیه می‏كند:

تو این را دروغ و فسانه مدان
به یكسان روش در زمانه مدان

از او هر چه اندر خورد با خرد
وگر بر ره رمز معنی برد

شاهنامه روایت نبرد خوبی و بدی است و پهلوانان، جنگجویان این نبرد دائمی در ناوردگاه هستی‏اند. جنگ فریدون و كاوه با ضحاك ظالم، كین خواهی منوچهر از سلم و تور، مرگ سیاووش به دسیسه سودابه و ... همه حكایت از این نبرد و ستیز دارند.

تفكر فردوسی و اندیشه حاكم بر شاهنامه همیشه مدافع خوبیها در برابر بدی وظلم و تباهی و تیرگی است. ایران كه سرزمین آزادگان محسوب می‏شود، همواره مورد رشك و آزار و اذیت همسایگانش قرار می‏گیرد.

زیبایی و شكوه ایران، آن را در معرض مصیبتهای گوناگون قرار می‏دهد و از همین رو پهلوانانش با تمام توان از موجودیت این كشور و ارزشهای عمیق انسانی مردمانش كه جنبه مقدس و دینی دارد، به دفاع برمی‏خیزد و جان بر سر كار خویش می‏نهند.

برخی از پهلوانان شاهنامه چونان نمونه‏های متعالی آدمی بر خاك هستند كه عمر خویش را به تمامی در خدمت همنوعان خویش گذارده‏اند؛ پهلوانانی همچون فریدون، سیاووش، كیخسرو، رستم، گودرز و طوس از این دسته‏اند.

پهلوانان دیگری نیز همچون ضحاك و سلم و تور وجودشان آكنده از شرارت و بدخویی و فساد است؛ گویی مأموران اهریمنند و قصد نابودی و فساد در امور جهان را دارند. قهرمانان شاهنامه با مرگ، ستیزی هماره دارند و این ستیز نه رویگردانی از مرگ است و نه پناه بردن و كنج عافیت؛ بلكه پهلوان د رمواجهه و درگیری با خطرات بزرگ به جنگ مرگ می‏رود و در حقیقت، زندگی را از آغوش مرگ می‏دزدد.

زبان شعر فردوسی نه زبان تغزل است و نه زبان ند و نصیحت. اگر چه داستانهای او در نهایت به تمامی پند و مثل‏اند و شاعر در پایان اغلب داستانهایش بی‏اعتباری دنیا را فرا یاد خواننده می‏آورد و او را به بیداری و تنبه از غفلت روزگار می‏خواند؛ و چون هنگام سخن عاشقانه می‏رسد، به سادگی و وضوح و در نهایت در شأن شكوه و هیبت پهلوانان در این میدان گوی می‏زند.

نگاهی به اسكندرنامه نظامی در قیاس با شاهنامه، این حقیقت را بر ما نمایانتر می‏كند. شاعر عارف كه ذهنیتی تغزلی و زبانی نرم و خیال‏انگیز دارد، در وادی حماسه را فراموش كرده است؛ حال آن كه حكیم فردوسی حتی در توصیفات تغزلی در حد مقدورات و شأن زبان حماسه از تخیل و تصاویر بهره می‏گیرد و از ازدحام بیهوده تصاویر در زبان حماسی‏اش پرهیز می‏كند. تصویر در شعر فردوسی همواره در كنار تجسم وقایع قرار دارد. شاعر حماسی‏سرا با تجسم حوادث و ماجراهای داستان در پیش چشم خواننده او را همراه با خود به متن حوادث می‏برد؛ گویی خواننده، داستان را بر پرده سینما به تماشا نشسته است.

تصویرسازی و تركیب‏بندی تخیل در اثر فردوسی چنان محكم و متناسب است كه حتی اغلب توصیفات طبیعی درباره طلوع، غروب، شب، روز و ... در شعر او حالت و تصویری حماسی می‏یابند و ظرافت و دقت حكیم طوس در چنین نكاتی موجب هماهنگی جزئی‏ترین امور در شاهنامه با كلیت داستانها شده است. به این توصیفات شاعر از آفتاب دقت كنید:

چو خورشید از چرخ گردنده سر
برآورد برسان زرین سپر

پدید آمد آن خنجر تابناك
به كردار یاقوت شد روی خاك

چو زرین سپر برگرفت آفتاب
سر جنگجویان برآمد زخواب

و این هم تصویری كه شاعر از رسیدن شب دارد:

چو خورشید تابنده شد ناپدید
شب تیره بر چرخ اشگر كشید

شاهنامه زبانی فاخر و مطنطن دارد. موسیقی در شعر فردوسی از عناصر اصلی شعر محسوب می‏شود. انتخاب وزن متقارب (فعولن فعولن فعولن فعول) كه هجاهای بلند آن كمتر از هجاهای كوتاه است، موسیقی حماسی شاهنامه را چند برابر می‏كند.

علاوه بر استفاده از وزن عروضی مناسب، فردوسی با به كارگیری قوافی محكم و هم حروفیهای پنهان و آشكار، انواع جناس، سجع و دیگر صنایع لفظی تأثیر موسیقایی شعر خود را تا حد ممكن افزایش می‏دهد.

اغراقهای استادانه، تشبیهات حسی و القای حالات و نمایش لحظات طبیعت و زندگی از دیگر 

جایگاه فردوسی درزنده کردن زبان پارسی وفرهنگ ایران زمین

فردوسی بزرگ فرزندپاک سرشت وپاک نهادسرزمین آریاکه درستیغ شکوهمندآزادی وایران دوستی وملت گرایی عقاب آسا آشیانه داشت ،ازپیروزی تازیان وخوارمایگی شرم آوری که به ایرانیان رخ داده بودخونین دل می بود، برای همین دربرابرچنین دلشکستگی واندوهناکی ژرف ، راهی بهترازاین نیافت که :

۱ـ باحماسه سرایی ویادآوری سرگذشت پهلوانان دلیروشهریاران جهانگیرایران ،روزگارسروری ،سرافرازی وگرانمایگی را آیینه وارفراروی ایرانیان بازنهدوآنان راکه درپی یورش تازیان ( شترچران وبیابانگردکه سایه ی یک درخت برای آنان همانندکاخی درمینومی بود )، ازپیشینه ی باشکوه خودناآگاه مانده بودند،به بازیافت آن سرافرازی هافرابخواندوبه بیرون افکندن بیگانگان وچیرگی برآنها، برانگیزد.

۲ـ زبان پارسی راکه اندک اندک می رفت تاجای خودرابه زبان عربی بدهد،ازدستبردتازیان بازرهاندودراین راه نه تنهابه پاسداریش بسنده نکند،بلکه درگسترش آن باواژه های ناب وزیباوباآرایه های ادبی دلنشین درماندگاری سخن پارسی بکوشدوگوهرهای گرانبهاودرخشانی راازواژه های خوشایندودلنشین دراقیانوس بزرگی بنام شاهنامه گردآوردودردیدتماشاچیان بگذارد.

۳ـ فرهنگ دیرپای ایرانیان راکه پایندان دوام وماندگاری این ملت بزرگ ودیرینه سال است وپیشینگی وپیشآهنگی ایرانیان رادرفرهنگ وتمدن درخشان ودست یابی به فرهنگ برتر وآگاهی ازدانشهای گوناگون رانشان می دهد،به زبان چامه (شعر)بازگویدوهمگان راآگاه کندکه ایرانی نخستین ملتی ست که ازدیربازبه دانشهای بشری دست یافته ودریکتاپرستی ودبیری ،ستاره شناسی و گاهشماری وپزشکی واندازه یابی واندازه گیری (مهندسی) ودربسیاری ازدانشهای دیگر پیشگام وپیشتازبوده وبه سرافرازی وفرازمندی رسیده است .

۴ـ آنچه گفتنی است اینست که پس ازشکست شمشیردربرابرشمشیر،فردوسی پاکروان به این هوده رسید که برای پیروزی بردشمنان ملیت وجداسری ایران بایدبجای جنگ افزاربرّنده یعنی شمشیر، به جنگ افزارفرهنگی ورونده یعنی خامه وچامه دست یازیدوبا این دستاویزباشکوه وباپادرزم فرهنگی نگارپیروزی رادرآغوش گرفت .ازاین روآهنگ آن کردتاشاهنامه ی پراکنده ی (منثور)گردآوری شده به پایمـردی «ابومنصورمحمدبن عبدالرزاق توسی »راباافزوده هایی که اززبان موبدان وپیران پارسی نژادپارساشنیده بود، هنرمندانه آراسته کرده وبه چامه درآوردوبرای این کاروزنی رابرای چامه ی خودبرگزیدکه توانبخش وجانمایه ی حماسه سرایی است .فردوسی روشنروان دراین نامه ی نامورباستان که به گنجینه ای بزرگ همانندی داردازفرهنگ ورفتارگرفته تادین وآیین وباورهای نیکووخداشناسی ،ازروش آموزش پندار،گفتاروکردارنیک تاروش درست گفتگوونشست وبرخاست ،کشورداری ،پیکاروآشتی ،بزم ورزم،نامدوستی نام آوری دلیری ،روانشناسی وروانکاوی ،خواستگاری وپیوندو زن ستانی وشوهرداری ،وابزاررزم وپیکاروکاربردآنها، ، وازهمه چشمگیرترآیین کشورداری ، میهن دوستی ومیهن پرستی ومردم دوستی ،جوانمردی ودادگری و.......همه رادرجای خودیادکرده وبه خواننده ی تیزبین وریزبین نمونه های زیبایی نشان داده وآموخته است .

برای فردوسی بزرگ بازنمودن این راستی که آیین کشورداری ،خداشناسی ،نیایش ، یکتاپرستی ودین پژوهی پیش ازاسلام هم درایران روان می بوده ،جایگاه ویژه ای داشته است . برای همین درلابلای اشعارحماسی وجاویدان خودودرنبردهای پهلوانی جابجاازپناهندگی ونیایش به درگاه خدا ، ویاری جستن ازیزدان برای پیروزی برهماورد،یادمیکندوبه اندازه ای دراین خداخوانی ویزدان پناهی پیش می رودکه شاهنامه راازیک پدیده زمینی به یک کتاب آسمانی نزدیک می کند وبه عربهانیزمی گویدکه ایرانیان پیش ازورودآنان یکتاپرست بوده وباپیروی ازآیین زرتشت به ایزد داناوتوانا،نمازوروزه، بهشت ودوزخ وروزرستاخیز ،فرشتگان واهریمنان (شیاطین )باورداشته وبیدین وخداناشناس نبوده اند.

ازخودگذشتگی فردوسی :

درباره فردوسی این نیزگفتنی ست که ازخودگذشتگی اودرراه پاسداری اززبان پارسی وفرهنگ دیرینه ی ملت ایران ، بیرون ازتاب وتوان آدم عادی ست سی سال تمام ازدرآمدکشت وکارخودخوردن پوشیدن، وهمه ی روزهاوشبهارادرراه این ماندگارجاویدان گذاشتن ،وبه پایان آوردن این نامه نامورگرانسنگ، کاریست کارستان ،بردباری وپشتکاری می خواهدکه ازتوان بشربیرون است بویژه اینکه سرگذشت هاراباهم بدون کم کاست وبانگهداشت سپرده (رعایت امانت داری )به چامه درآوردن وپایبندبه نگهداری درستی گزارش وبلندپایگی سخن بودن کاری توانفرساست امافرزندشایسته وبرجسته ،پاکـروان وروشنروان سرزمین آریــا،بدون چشمداشت به دستمزدودرآمدچامه سرایی (بیشترشاعران درآن دوره ازهمین راه نان میخوردند)سی سال تمام رنج وسختی بردوباهنرمندی بسیارشگفت انگیزوباسرافرازی ،شاهکاربی همتـاوجاویدانش ،شاهنـامه ی ورجاونــد رابافیـــروزی به پایـــان رسانیــــد...

دو حکایت کوتاه بلند معنا

نادر شاه افشار ، سید هاشم خارکن، عارف نامی نجف را در میان راه دید، به او گفت :

شما واقعاً همت کرده اید که از دنیا گذشته اید .

سید هاشم نگاهی به او کرد و گفت: در حقیقت شما همت کرده اید که از آخرت گذشته اید

 ………………………………………………………………………………………………………………………………………….

حضرت سلیمان (علیه السلام) موری را دید ، فرمود: قوت یکساله ات چیست؟

مورچه گفت: دو گندم

سلیمان دو گندم به او داد و او را در حقه ای گذاشت . سالی گذشت و سلیمان حقه را گشود.

یک گندم مانده بود . سلیمان گفت : از چه رو یک نخوردی ؟!

مور گفت : ا زآن رو که آدمی فراموش کار است و ترسیدم فراموش کنی سر سال حقه بگشایی.

گفتم سالی دیگر زنده بمانم…..

نصیحتی خواندنی…(عنصرالمعالی)

ای فرزند ! هرگز در جمع کردن مال غافل نشو ، ولی از بهر آن خود را به خطر میانداز و تلاش کن آن را از راه نیکو به دست آوری تا بر تو گوارا باشد

ای پسر! چون فراز آوردی ، نگاه دار و در راه باطل از دست مده ، و بدان که نگاه داشتن هر چیز به مراتب سخت تر از به دست آوردن آن است

ای فرزند! چون به هنگام نیاز از اندوخته خرج کردی جهد کن تا عوض آن زود بر جایش نهی ، که اگر گنج قارون هم بود روزی به پایان رسد

فرزندم ! کاهلی شاگرد بد بختی است ، رنج بردار باش ، که حکیمان گفته اند : کوشا باشید تا آبادان شوید ، خرسند باشید تا توانگر شوید فروتن باشید تا

بسیار دوست شوید

فرزندم ! اگرچه ثروت عزیز است ، اما از سزاوار دریغ مدار ، ….. خرج به اندازه ی دخل کن تا نیاز در تو راه نیابد ، و بدان که نیاز همیشه در خانه ی

 درویشان نیست ، بل در خانه ای که دخل ، درمی باشد و خرج درم و حبه ای بیشتر سر زند. پس هر که را خرج از دخل کمتر بود هرگز خلل در خانه ی او

 راه نیابد……………… فرزندم ! بدان چه داری قانع باش که قناعت بی نیازی است ، وبدا که هرچه روزی که قسمت توست بی گمان به تو خواهد رسید.

فرزندم ! اسراف را شوم دان و هرچه را که خدا دشمن می دارد ، دشمن دار ، که خداوند همی فرماید :

لا تسرفوا انه لا یحب المسرفین انعام 142-اعراف 30

فرزندم ! هر آفتی را سببی هست ، سبب فقر اسراف دان ، اسراف تنها نفقات و انعام و بخشش مال نیست بلکه علاوه در خوردن در گفتن نیز اندازه نگه دار

که در جمله کارها اسراف مذموم است. نبینی که زندگانی چراغ از روغن است؟ ، اما اگر بی حد و اندازه روغن اندر چراغ دان افکنی چنان که

از سر چراغ دان بیرون آید و بر سر فیتیله ریزد ، بی شک چراغ بمیرد . همان روغن که از اعتدال سبب حیات بود از اسراف سبب ممات شود

پس بدان چراغ از اعتدال روشن است نه از روغن .

فرزندم ! زندگی خویش تلخ مدار ودر روزی بر تن خویش مبند ، بر خویش هزینه کن که مال و ثروت اگر عزیز است از جان عزیز تر نیست

و این جمله را آرام بشنو : «همه کس را دزد پندار تا مالت از دزد ایمن بود»

فرزندم ! اگر بیشتر داشتی به خاک بده و زمین بخر که هرچه به خاک دهی از خاک باز یابی.

فرزندم ! تجملی از خانه به هر ضرورتی مفروش .

فرزندم ! چون از مالت وام دادی آن داده را دیگر از مال خویش مشمر. مخصوصاً اگر به دوست دادی .

فرزندم ! دوست را زود دشمن توان کرد اما دشمن را به سختی می توان دوست خویش کرد

« عنصر المعالی کیکاووس»

متن و شعر زیبا دهه فجر

دهه فجر

در   مجلس  ما  عطر   میامیز   که  ما  را
هر لحظه ز گیسوی تو خوش بوی مشام است


حال که امام عاشقان و مقتدای عارفان رخت به دیار ملکوت کشیده و در جوار رفیق اعلا آرمیده است در این ایام مبارک دهه ی فجر امید داریم که حقایق و معارف گفتارها، رفتارها و کردارهای آن بزرگوار، سالکان الی الله را چراغ راه و عارفان را شمع جمع و مناجاتیان را ذکر خلوت انس باشد.

اینک آن روح قدسی که اسلام را از پس قرن ها غربت تجدید کرد و دیگر بار سبب شکوه و عزت مسلمین گشت در رضوان الهی و جایگاه صدق، نزد ملیک مقتدر، مقام گرفته و آن نفس مطمئن در جوار محبوب ماوا گزیده، بر روان تابناکش صلوات و سلام نثار می کنیم و بر تربت منور او درود و تحیت می فرستیم.

12 بهمن آغاز دهه فجر و خاطره استقبال تاریخی از امام خمینی(ره)‌ گرامی باد

AWT IMAGE

12 بهمن آغاز دهه فجر و خاطره استقبال تاریخی از امام خمینی(ره)‌ گرامی باد

 مردم ایران در 12 بهمن سال 57 حماسه بی سابقه ترین استقبال تاریخ معاصر را رقم زدند استقبال از مردی که نه تنها مرجع و مراد بود، بلکه رهبری بود که نمونه ای از حکومت اسلامی را در نظام جهانی بنیان گذاشت و این گونه شد که "حق آمد و باطل رفت"

با گسترش قیام مردم و خروج شاه از ایران، شاپور بختیار به عنوان آخرین و تنها امید رژیم پهلوی و سردمداران غربی پشتیبان این رژیم، به عنوان نخست وزیر باقی مانده بود. در طرف مقابل، تظاهرات مردم هر روز پر شورتر و مصمم‌تر می‌شد و شعار 'استقلال،‌ آزادی، جمهوری اسلامی' به عنوان اصلی ترین خواسته مردم در نهضت انقلابی به رهبری امام خمینی مطرح می‌شد.

امام خمینی که شرط ورود خود را به کشور، خروج شاه، اعلام کرده بودند، با فرار شاه در 26 دی 1357، تصمیم به بازگشت گرفتند و قرار بود این رجعت تاریخی در روز پنجشنبه پنجم بهمن 1357 انجام گیرد اما بختیار، با بستن فرودگاه ها مانع از انجام این امر شد. با انتشار خبر بسته شدن فرودگاهها، مردم خشمگین به خیابان ها ریخته و با تحصن و شعارهای کوبنده، دولت بختیار را تحت فشار شدیدی قرار دادند. در همین زمان رییس شورای سلطنت، سید جلال تهرانی،‌ در پاریس ضمن استعفا خدمت امام، اعلام کرد که شورای سلطنت غیر قانونی است.

سرانجام، تحصن‌ها و تظاهرات عظیم مردم، بختیار را مجبور کرد،‌ فرودگاه ها را باز کند. کارکنان اعتصابی تلویزیون اعلام کردند برای ضبط و پخش مستقیم مراسم آماده‌اند. فرودگاه مهرآباد آماده استقبال از پرواز انقلاب بود.

 روز 12 بهمن 1357، پرشکوه ترین استقبال تاریخی رقم خورد و هواپیمای ایرفرانس در حوالی ساعت 9 صبح در فرودگاه مهرآباد نشست و حضرت امام، با قلبی آرام و مطمئن پس از 15 سال هجرت، پا به خاک میهن اسلامی گذاشتند.

 امام خمینی پس از اقامه نماز در کف هواپیما، روی دو پتو با آرامش خوابیدند. این در حالی بود که همه علاقمندان، دوستداران و نزدیکان ایشان، نگران انجام این پرواز بودند. خطر انهدام هواپیما و یا ربودن آن در آسمان چیزی بود که همه را تا لحظه فرود آن در فرودگاه تهران، نگران ساخته بود روح الله خمینی پس از سال‌ها دوری و تبعید به کشور بازگشت و حضور میلیونی مردم که صف استقبال کنندگان را از فرودگاه تهران تا بهشت زهرا تشکیل می داد، حاکی از عشق و علاقه بی‌نظیر آنها به رهبر خویش بود و این گونه شد که مردم ایران تاریخی ترین استقبال در طول تاریخ معاصر را رقم زدند.

حضرت امام طی بیاناتی در فرودگاه تهران گفتند: من از عواطف طبقات مختلف ملت تشکر می‌کنم. عواطف ملت ایران به دوش من بارگرانی است که نمی‌توانم جبران کنم. ایشان ضمن اشاره به اینکه طرد شاه از کشور قدم اول پیروزی بود، همگان را به وحدت کلمه و ادامه مبارزه تا قطع کامل ریشه‌های فساد ترغیب کردند.

 امام از فرودگاه مستقیما به بهشت زهرا (س) رفتند و ضمن ادای احترام به شهدای انقلاب اسلامی، سخنرانی تاریخی خود را در آنجا ایراد کردند. بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در اولین سخنرانی خود در میان انبوه مردم مشتاق در بهشت زهرا(س)، فرمودند:' من وقتی چشمم به بعضی از اینها که اولاد خودشان را از دست داده‌اند می‌افتد، سنگینی‌ای در دوشم پیدا می‌شود که نمی‌توانم تاب بیاورم. محمدرضا پهلوی فرار کرد و همه چیز ما را به باد داد. مملکت ما را خراب کرد و قبرستان‌های ما را آباد.

در این سخنرانی بود که امام آن جمله فراموش نشدنی و تاریخی را فرمودند: 'من دولت تعیین می‌کنم، من توی دهن دولت می‌زنم ... من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می‌کنم. '

 دهها خبرنگار و عکاس و فیلمبردار به ثبت این رویداد تاریخی پرداختند. جمعیت استقبال کننده در طول 33 کیلومتر از فرودگاه امام تا بهشت زهرا(س)، بین 4 تا 8 میلیون نفر تخمین زده می‌شد. در این سخنرانی امام نخست وزیری شاپور بختیار را غیر قانونی اعلام کرده و فرمودند: 'من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می‌کنم.' بدین ترتیب از ورود امام 10 روز تاریخی که بعدها دهه فجر انقلاب اسلامی نام گرفت، سپری شد تا طومار رژیم پهلوی و 2500 سال استبداد شاهنشاهی برای همیشه در هم تنیده شود.

رحلت نبی مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی(ص)،شهادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی(ع) و شهادت عالم آل محمد حضرت امام رضا(ع) تسلیت باد

28صفر

کبوتر بی قرار دل فاصله مشهد الرضا تا مسجد النبی و بقیع را با التهاب طی می کند.

گاهی بر بام سقاخانه ی طلایی ماوا می گیرد ، گاهی بر گنبد خضرا می نشیند وزمانی بر زمین بقیع اما باز هم آرام نمی شود... سنگینی لحظه ها را حس می کنی؟!

سخت است باور رفتن رحمت بی پایانی چون تـــــو از میان آدمیان... تـــــو که

بهترین بنده خدا و زیباترین آفریده اویی... تـــــو که رحمته للعالمینی... ازوصف

مهربانی هایت عاجزم و از شرح دلتنگی خویش در نبودنت... در هر نمازم به

حقانیت رسالت آسمانی ات گواهی می دهم و تو می دانی که چقدر از کوتاهی خویش در به دوش کشیدن پرچم رسالتت شرمسارم... زمانی که ظلمت وجودم طغیان می کند ، در آخرین لحظات دست نوازشی بر سرم می کشی و باز هم من می مانم و فهم ناچیزم از شناخت تـــــو! از شناخت تـــــو و فرزندانت...

از کریم اهل بیت برایت بگویم؟! از شبیه ترین مخلوقات به تـــــو حتی در روزی که به سوی محبوب پر کشید!... از غربت مظلومانه اش و از بی انتهایی کرم و

بخشندگی اش... یا از رئوف ترین ضامن آهو که هنوز هم زنجیر این دل سیاه از

حلقه های پنجره فولادش گشوده نشده... نه مرا چگونه توان درک عظمت اقیانوس؟!!

من همان ماهی کوچکم که تشنه قطره آبی است که اگر به لطف تـــــو به او بخشیده شود شاید اندکی از پرده های غفلت چشمانش کنار رود و گام های کوچکش برای یاری فرزند نجات دهنده ات در مسیر صحیح هدایت شود...سلام بر تــــو ای آخرین فرستاده خدا در زمین که با آمدنت نعمت بر بندگان خدا تمام شد و دینشان کامل .

سلام و درود بی پایان خدا و فرشتگانش بر تـــــو و فرزندانت باد :

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

27 آذر - شهادت شهید دكتر مفتح

27 آذر ماه سالروز شهادت روحانى مبارز شهید دكتر مفتح

شهید دکتر مفتح

بیست و هفتم آذر، سالروز شهادت فرزند حوزه و مدرس مجاهد دانشگاه، آیةالله دكتر مفتح است.

این شهید حوزه ودانشگاه در 27 آذر ماه سال 1358 به دنبال تلاش مأیوسانه استكبار جهانى در جهت رویارویى با انقلاب اسلامى به‏دست گروهك آمریكایى فرقان به شهادت رسید.

آیةالله مفتح در سال 1307 هجرى شمسى در همدان به دنیا آمد و ازهمان كودكى تحت تربیت پدر فاضل خویش حجةالاسلام حاج شیخ محمود مفتح قرار گرفت......

بقیه را در ادامه مطلب مطالعه بفرمایید:

27 آذر ، روز وحدت حوزه و دانشگاه گرامی باد.

سالروز وحدت حوزه و دانشگاه

بیست و هفتم آذرماه، سالروز شهادت دكتر محمد مفتح و »روز وحدت حوزه و دانشگاه« است. نقش روحانى و دانشگاهى در جامعه و انقلاب ما، كمتر جاى بحث دارد. چون در خصوص تأثیر تعیین كننده آن، جاى‏ابهام و تردید نیست .

آنها همواره در این انقلاب، نقش پیشتازى خود را حفظ كرده‏اند و پیشاپیش.....

چهت مطالعه بیشتر به ادامه مطلب رجوع کنید:

25 آذرماه روز ملی پژوهش گرامی باد.

آشنایی با روز پژوهش

25 آذر در تقویم جمهوری اسلامی به عنوان روز پژوهش نامگذاری شده است.

هفته پژوهش از  25 آذر ماه با شعار «بدون پژوهش و مطالعه تصمیم گیری نکنیم» آغاز می‌شود و تا 29آذر ادامه دارد.

موفقیت روزافزون علم در شناخت جهان هدفدار و قانونمند که با تکیه بر ابتکارات خلاقیت‌های به ودیعه نهاده شده از سوی خدای متعال در وجود بشر و بهره برداری از قدرت شگرف اندیشه آدمی صورت گرفته، فضای زندگی جدیدی را برای انسان‌ها به ارمغان آورده است.

این فضای جدید و این تمدن نوظهور که خود برخاسته از تعاملات عمیق میان تمدنی و میان فرهنگی است، موجد خواست‌ها، نیازها، اندیشه‌ها مسائل و مشکلاتی است که به نوبه خود توسعه علم و اندیشه را می‌طلبند.

در این مسیر اندیشه‌های ژرف در قالب پژوهش‌های بنیادین صورت بحث پذیر به خود می‌گیرند و دستمایه انجام پژوهش‌های کاربردی می‌شوند تا خواست‌ها و نیازها را پاسخ گویند و راه‌حل‌های بهتر و بیشتری برای مسائل و  مشکلات جوامع بشری پیشنهاد کنند و همین جاست که نقش موثر و سهم بسزای بخش تحقیقات در روند تحولات جوامع آشکار می‌شود.‌

تحولات زندگی بشر در قرن بیستم نشان از گسترش روز افزون اهمیت علم و تحقیق داشت، به ویژه در نیمه  دوم این قرن کشورهای صنعتی و در حال توسعه با آگاهی از نقش پژوهش در خلق فن‌آوری و شتاب‌دهی برای توسعه، عمده توجه خود را مصروف تقویت و ارتقای بخش تحقیق نموده اند. از این روست که می‌توان گفت بین پیشرفت بخش تحقیق و شتاب توسعه فراگیر و پایدار در هر کشور ارتباط مستقیم برقرار است.

نقش پژوهش در توسعه همه‌جانبه پایدار چنان برجسته و انکارناپذیر است که می‌توان آن را بدون تردید نیروی محرک توسعه در همه حوزه‌ها اعم از فرهنگ، اقتصاد، سیاست و جامعه دانست. اما علی رغم اعتراف و اذعان نسبت به اهمیت مقوله پژوهش، این حوزه با دشواری‌های ساختاری و عملکردی فراوانی مواجه است.

نمونه تقدیر نامه پژوهشگر برتر/ مدیر پژوهشی برتر/سازمان پژوهشی برتر کشور

نمونه تقدیر نامه پژوهشگران / عمومی



25 آذر ماه روز ملی پژوهش گرامی باد.

روز پژوهش

روز پژوهش

تعریف پژوهش:

پژوهش، به معنای عام، بررسی یا كاوشی سخت كوشانه و به معنای خاص، تحقیق و تجربه‌ای جامع با هدف‌ كشف واقعیت‌های نو و تفسیر درست این واقعیت‌ها، تجدید نظر در نتیجه‌گیری‌ها، نظریه‌ها و قوانین پذیرفته شده در پرتو واقعیت‌های كشف شده و به كارگیری عملی نتیجه‌گیری‌ها، نظریه‌ها و قوانین جدید است. در معنایی دیگر، پژوهش فرایند رسیدن به راه حل‌های قابل اطمینان از طریق گردآوری، تحلیل و تفسیرداده‌ها به گونه‌ای برنامه‌ریزی شده و نظام‌منداست.

اهمیت پژوهش:

پژوهش یكی از اساسی‌ترین نیازها برای نیل به پیشرفت و توسعة همه جانبة یك كشور است و قدرت و استقلال هر كشوری بر پژوهش و تولید علم استوار است. بنابر این نوع و سطح فعالیت‌های پژوهشی یکی از شاخص‌های اصلی توسعه و پیشرفت محسوب می‌شود. موفقیت در تمام فعالیت‌های مربوط به توسعه از جمله صنایع، کشاورزی و خدمات به نحوی به گسترش فعالیت‌های پژوهشی بستگی دارد. پژوهش یکی از محورهای مهمی است که ضامن پیشرفت و توسعة پایدار در هر کشور به شمار می‌آید. اگر پژوهشی صورت نگیرد، دانش بشری افزایش نخواهد یافت و دچار سکون و رکود خواهد شد. بدون انجام پژوهش، امور آموزشی نیز از پویایی و نشاط لازم برخوردار نخواهد بود. ازاین رو یكی از عوامل اساسی پیشرفت در كشورهای توسعه یافته، توجه خاص به امر پژوهش است. اصولاً پیشرفت و توسعه، ارتباط مستقیمی با تحقیقات علمی دارد و رشد و توسعة كشورهای پیشرفته در نتیجة سرمایه‌گذاری در بخش پژوهش است. حجم وسیع پژوهش‌های علمی در كشورهای توسعه یافتة صنعتی گویای این واقعیت است.

منطق پژوهش:

پژوهش، فرایندی منطقی و معقول است كه هدف آن كشف روابط بین پدیدارها است. به دلیل نظم و ترتیب حاكم بر پدیدارها و رویدادها، امكان تنظیم قوانین، اصول و نظریه‌ها در رشته‌های گوناگون فراهم شده است و این قوانین و اصول و نظریه‌ها، به نوبة خود گویای نظم و همسانی موجود در پدیده‌هاست.

كاركرد پژوهش:

روز پژوهش

– پژوهش دانش نو می‌آفریند.

-پژوهش امكان كشف كاربرد تازة دانش كهن را فراهم می‌سازد.

- پژوهش به آموزش بهتر می‌انجامد، چرا كه دانش نو و برنامه‌های آموزشی، مكمل یكدیگرند.

- پژوهش می‌تواند منبع درآمد باشد. پژوهشی كه سرمایه‌ای برای انجام آن در نظر گرفته می‌شود یك منبع مالی است.

- پژوهش موجب حل مسأله‌ها و تضادهای جامعه می‌شود.

-پژوهش به بشر این توانایی را می‌دهد كه بهتر با دنیای پیرامون خود رابطه برقرار كند و به اهدافش دست یابد.

-پژوهش موجب پیشرفت جامعه می‌شود.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به منظور گسترش فرهنگ پژوهش در جامعه، روز ?25 ?آذر از سوی «شورای فرهنگ عمومی كشور» به نام روز پژوهش نام‌گذاری شد. وزارت علوم تحقیقات و فناوری نیز از سال ?1379 ?چهارمین هفته آذر ماه را به نام هفتة پژوهش نام‌گذاری كرد و از سال ?1384? این نام به «هفته پژوهش و فناوری» تغییر یافت .ارج نهادن به مقام شامخ پژوهشگران و تجلیل از پژوهشگران برتر، شناسایی و طرح مشكلات و چالش‌های پیش روی و ارتقاء سطح پژوهش و فناوری در كشور از جمله اهداف این اقدام بود. در این راستا هر سال مراسم هفتة پژوهش با مشاركت بیشتر دستگاه‌های اجرایی كشور برگزار می‌شود. تقدیر از مقالات برتر، تقدیر از پژوهشگران‌ نمونه، تقدیر از مدیر تحقیق نمونه، تقدیر از پروژه‌های برتر و انتشار كارنامه پژوهشی در هر سال از مهم‌ترین برنامه‌های این هفته است.

مجوعه صدای ماندگار آذر ماه به 25 آذر،روزپژوهش اختصاص یافته است. به این مناسبت گزیده ای از مصاحبه با شخصیت های مبرز در حوزه تحقیقات علمی را عرضه می نماید.

جمع بندی

موفقیت روزافزون علم در شناخت جهان هدفدار و قانونمند كه با تكیه بر ابتكارات خلاقیت‌های به ودیعه نهاده شده از سوی خدای متعال در وجود بشر و بهره برداری از قدرت شگرف اندیشه آدمی صورت گرفته، فضای زندگی جدیدی را برای انسان‌ها به ارمغان آورده است.

این فضای جدید و این تمدن نوظهور كه خود برخاسته از تعاملات عمیق میان تمدنی و میان فرهنگی است، موجد خواست‌ها، نیازها، اندیشه‌ها مسائل و مشكلاتی است كه به نوبه خود توسعه علم و اندیشه را می‌طلبند.

در این مسیر اندیشه‌های ژرف در قالب پژوهش‌های بنیادین صورت بحث پذیر به خود می‌گیرند و دستمایه انجام پژوهش‌های كاربردی می‌شوند تا خواست‌ها و نیازها را پاسخ گویند و راه‌حل‌های بهتر و بیشتری برای مسائل و  مشكلات جوامع بشری پیشنهاد كنند و همین جاست كه نقش موثر و سهم بسزای بخش تحقیقات در روند تحولات جوامع آشكار می‌شود.‌

تحولات زندگی بشر در قرن بیستم نشان از گسترش روز افزون اهمیت علم و تحقیق داشت، به ویژه در نیمه  دوم این قرن كشورهای صنعتی و در حال توسعه با آگاهی از نقش پژوهش در خلق فن‌آوری و شتاب‌دهی برای توسعه، عمده توجه خود را مصروف تقویت و ارتقای بخش تحقیق نموده اند. از این روست كه می‌توان گفت بین پیشرفت بخش تحقیق و شتاب توسعه فراگیر و پایدار در هر كشور ارتباط مستقیم برقرار است.

نقش پژوهش در توسعه همه‌جانبه پایدار چنان برجسته و انكارناپذیر است كه می‌توان آن را بدون تردید نیروی محرك توسعه در همه حوزه‌ها اعم از فرهنگ، اقتصاد، سیاست و جامعه دانست. اما علی رغم اعتراف و اذعان نسبت به اهمیت مقوله پژوهش، این حوزه با دشواری‌های ساختاری و عملكردی فراوانی مواجه است.

کتاب "خدا بود و دیگر هیچ نبود"

  از کتاب "خدا بود و دیگر هیچ نبود"

                                             حاوی نوشته های شهید چمران:

    ملتی که بزرگترین طاغوت ها را به زیر کشیده است و بزرگترین ارتش ها را شکسته، قادر

    است که به مشکلات فرعی غلبه کند.وجود مشکلات برای تکامل یک نهضت ضروری است.

    آن را می پرورد و قوی می کند.سنت خدا بر این قرار دارد که مبارزه حق با باطل همیشگی

    باشد و تکامل از خلال مبارزه به دست آید.مردم در خلال سختی و مشکلات پخته و آزموده

    میشوند.آسایش و راحتی و موفقیت همیشه رخا و سستی و عقب مانـدگی به وجـود آورد

    غنی و بی نیازی و پیروزی دایمی ایجاد فساد و طغیان می کند ،ان الانسان لیـطغی ان راه

    استغنی (سوره علق 6و7)

    اگر آدمی هـمـیـشه در بستر حـریـر بخوابد و هـمیـشـه همای سعادت را در آغــوش بـگــیـرد

    و همیشه در همه مبارزات پیروز باشد آن گاه لذت ییروزی و سعادت او از بیـن خـواهـد رفــت

    و آدمی از تکامل باز خواهد ماند . . . 

                      

یک هشدار تامل برانگیز!؟?!

یک هشدار و شاید یک زنگ بیداری برای زنده های مرده!
نمی دانم بعضی از ما انسان ها آن قدر غرق در اقیانوس های دنیایمان شده ایم که حتی لحظه ای مجال فکر کردن نداریم.....
بعضی هامان آن قدر گفته از ناگفته ها داریم و می دانیم که نمی دانیم اما باز هم خودمان را گول می زنیم و می گوییم ما که  می دانیم و خوب هم می دانیم(درحالی که در همان لحظه می دانیم که هیچ نمی دانیم!)!!......
بعضی هامان بین دانسته ها و ندانسته ها مانده ایم...
برخی خوب می فهمند و خوب درک می کنند که این کلمات یعنی چه...!
تا کی و تا کجا گناه؟ ، تا کجا غرق هوس بودن؟، تا چه زمان اشک مهدی (عج) در آوردن؟
آن قدر سنگ دل شده ایم که قاتل نفس و وجود و روح و معنویت هستیم و حتی نمی فهمیم...
فکز می کنیم فقط یزید ها و شمر ها (که لعنت خدا بر آن ها باد) ظالمند!!!
نه بعضی مان خیلی ظالمیم!!
ظالم بوجود خودمان،ظالم به نعمات الله،ظالم به داشته و نداشته ها!
دلم پر است و وقت و بعضی فهم ها اندک.....
دیگر نگویم چون ممکن است فردا بگویند آن چیز که گفتی و ندانستی چه گفتته ای است گفته های تو ، تورا بدبخت کرد!
در میان این کلمات ، فهم و قضاوت با شما
به تصویر زیر خیره شوید و مدتی فکر کنید....شاید همین کافی باشد برای بیدار کردن زنده های مرده......


الته که این هشدار برای همه نیست
فقط برای انانیست که مثل من غرق در ندانم کاری های خودشان اند!!!

آرشیو 32 ساله در سهایی از قرآن حجت الاسلام و المسلمین قرائتی

به توجه به در خواست برخی از شما خوانندگان و بازدیدکنندگان محترم ، آرشیو 32 ساله ی سخنرانی ها  و برنامه درسهایی از قران حضرت حجت الاسلام و المسلکمین قرائتی را برا شما فراهم نمودیم
این ارشیو از وب سایت رسمی درسهایی از قرآن می باشد که با کلیک بر روی هر کدام از لینک ها ارجاع داده خواهید شد
در پایان خواهشمندیم همچنان همچون گذشته با نظرات ، انتقادات و پیشنهاداتتان ما را یاری بفرمایید

التماس دعا / احمدنیا


بایگانی سالانه
سال 1392 تعداد برنامه (52) سال 1391 تعداد برنامه (70) سال 1390 تعداد برنامه (71)
سال 1389 تعداد برنامه (71) سال 1388 تعداد برنامه (71) سال 1387 تعداد برنامه (73)
سال 1386 تعداد برنامه (69) سال 1385 تعداد برنامه (72) سال 1384 تعداد برنامه (67)
سال 1383 تعداد برنامه (68) سال 1382 تعداد برنامه (68) سال 1381 تعداد برنامه (66)
سال 1380 تعداد برنامه (70) سال 1379 تعداد برنامه (68) سال 1378 تعداد برنامه (71)
سال 1377 تعداد برنامه (72) سال 1376 تعداد برنامه (72) سال 1375 تعداد برنامه (74)
سال 1374 تعداد برنامه (72) سال 1373 تعداد برنامه (70) سال 1372 تعداد برنامه (73)
سال 1371 تعداد برنامه (74) سال 1370 تعداد برنامه (78) سال 1369 تعداد برنامه (72)
سال 1368 تعداد برنامه (51) سال 1367 تعداد برنامه (51) سال 1366 تعداد برنامه (47)
سال 1365 تعداد برنامه (37) سال 1364 تعداد برنامه (28) سال 1363 تعداد برنامه (52)
سال 1362 تعداد برنامه (33) سال 1361 تعداد برنامه (70) سال 1360 تعداد برنامه (43)
سال 1359 تعداد برنامه (37) سال 1358 تعداد برنامه (51)

شعر و نوحه زیبا شب پنجم محرم (حضرت عبدالله ابن حسن (ع))

کشته ی دوست شدن در نظر مردان است

پس بلا بیشترش دور و بر مردان است

یازده ساله ولی شوق بزرگان دارد

در دل کودک اینها جگر مردان است

همه اصحاب حرم طفل غرورش هستند

این پسر بچه ی خیمه، پدر مردان است

بست عمامه؛ همه یاد جمل افتادند

این پسر هرچه که باشد پسر مردان است

نیزه بر دست گرفتن که چنان چیزی نیست

دست بر دست گرفتن هنر مردان است

بگذارید ببینند خودش یک حسن است

حرف در خیمه شدن بر ضرر مردان است

 

**گرچه ابن الحسنم پر شدم از ثارالله

بنویسید مرا یابن ابی عبدالله

 

مصحف ما، چه به هم ریختنت وای عمو

چقدر تیر نشسته به تنت وای عمو

همه ی رخت تو غارت نشده...پاره شده

بس که یکپارچه با پا زدنت وای عمو

آمدم تا که اجازه بدهی و یک یک

نیزه ها را بکشم از بدنت وای عمو

جان نداده همه بالای سرت جمع شدند

چه شلوغ است سر پیرهنت وای عمو

آنقدر نیزه زیاد است نمیدانم که

بکشم از بدنت یا دهنت؟ وای عمو


استاد لطیفیان

شعر و نوحه زیبا شب چهارم محرم (طفلان حضرت زینب)

کربلا شُـُـُد، دیگه غوغــا،حالا دیگه نوبت زینب رسیده

همه گفتَـَن ، که از امروز ، دیگه زینبم یه مادر شهیده

میگه زینب ، به سپاهش ، که با اینکه کوچیکین مرد نبردین

میگه آروم،توگوشاشون، برید اما دیگه زنده برنگردین

 

داره زره و کلاهش ، به تن سپاهش ، می پوشونه

اشک از ، چشاشون میباره،آخرین دیداره ، خوب میدونه

 

(زینب ، وازینبا زینب وازینبا زینب زینب(2) )(2)

 

دو براد َََََ َ َر ، مثل شیر َ َن ،دشمن از نبردشون میشه پریشون

همه لشگر، شدفراری ، نوه های حیدرن میان به میدون

رباب از دور، توی خیمه،صدای شهادتینشون رسیده

دم آخر ، توی میدون ، پیششون دایی حسینشون رسیده

 

زینَـَـَب ، دلشوره می گیره ،نزدیکه بمیره قلبش می زد

ترسیـد ، شرمنده شه داداش ، بالا سر طفلاش،اون نیومد

 

(زینب ، وازینبا زینب وازینبا زینب زینب(2) )(2)

شعر و نوحه زیبا شب سوم ماه محرم(1)

یه دختری تو خیمه ها خواب اسیری می بینه

خواب می بینه رو صورتش گرد یتیمی می شینه

خواب می بینه گهواره رو دارن به غارت می برن

بچه ها رو به قتلگه برا زیارت می برن

خواب می بینه تنگ غروب خیمه ها رو می سوزونن

راه فرار بسته شده بچه ها رو می سوزونن

خواب می بینه که نیمه شب گم شده تو بیابونا

یه بانوی قد خمیده میگه بیا بیا بیا

خواب می بینه که روی ماه جوهر نیلی می زنن

نا نجیباتو قتلگاه عمه رو سیلی می زنن

خواب می بینه محاسن بابا تو دست دشمنه

به زیر دشنه ی عدو چه دست و پایی می زنه

خواب می بینه سر بابا رو نیزه قرآن می خونه

می خواد لباشو ببوسه نمی تونه نمی تونه

خواب می بینه سواره ها گوشواره هاشو می برن

خواب می بینه جلو چشاش سر بابا رو می بُرن

خواب می بینه که نیمه شب گم شده تو بیابونا

یه بانوی قد خمیده میگه بیا میگه بیا

رقیه جان(2)

 

 

فرارسیدن ماه محرم بر همه عاشقان اهل بیت (ع) تسلیت باد

خیمه‌ی دل، بوی محرم گرفت


امام حسین (ع) فرموده‌اند:

بترس از ستم کردن بر کسی که به جز خدا، یاوری ندارد.     (بحارالانوار، ج 78، ص 118)


بـــوی محــــرم

دوباره بـــوی محــــرم دوباره بـــوی حسین (ع)

دوباره نوشش می از ســـــر سبوی حسین (ع)

دوباره مــــــاه تأثــــــــر، دوباره مــــــاه عــــــزا

دوباره ســــینه زدن در میان کـــــوی حسین (ع)

دوباره شهــــــر بپوشــــــد به تن لباس ســـیاه

رواج هیئــت و مسجـــد، ز آبــــروی حسین (ع)

دوباره ذکـــــر حسین، بر لبان پیــــــر و جــــوان

دوباره نغمه «هل من» رسد ز سوی حسین (ع)

دوباره یاد شهیــــــــدان کــــــــــربــــــــلا کردن

دوباره خوی گرفتن به خـــلق‌وخــوی حسین (ع)

دوباره لطف خدایی بــــــــرای شخص زهیــــــر

و نیـــــک عاقبتی بعــــد گفتگــــوی حسین (ع)

دوباره حـــــــر پشیمان به محضـــــر مـــــــــولا

عوض نمـــودن دنیا به تار مـــــــــوی حسین (ع)

دوباره قاســــــم و اکبـــــر، عمـــویشان عباس

فــدای حق شده در جنگ با عــدوی حسین (ع)

دوباره علقـــــمه و قتـــــلگاه شاه شهیـــــــــد

دوباره نالـــــــه زینب به جستجـــوی حسین (ع)

گرفتنش به بغل جســـــم بی ســـر مــــــــولا

دوباره بوســـــــه زدن بر رگ گلـــوی حسین (ع)

دوباره شـــــــام غـــــریبان، به خیمه‌ها آتــــش

زنان دربه‌در و خــــــواهــــر نکـــــوی حسین (ع)

دوباره یــــــــــاد اســـــــارت بـــــــــرای آل الله

و یاد ســـــنگ پرانـی به رأس و روی حسین (ع)

دلــــــــــــم گرفته خدایا ز ماتـــــــم مـــــــــولا

نما تـــو قسمت من، زائری به کـوی حسین (ع)


*****

تقویم رو که نگاه کرد، به شدت تحت تأثیر قرار گرفت.

دوباره زمان دلدادگی از راه رسیده بود.

اشک‌هایی که یکی یکی می‌غلتید و از گونه‌هاش می‌چکید رو پاک کرد.

یا علی گفت و از جاش بلند شد و به سمت لباس‌هاش رفت.

تک تک لباس‌هاش رو زیر و رو کرد تا لباس مشکی رو پیدا کنه.

پیراهن مشکی رو هیچ وقت دوست نداشت، چون همیشه یادآور ناراحت کننده‌ترین لحظات زندگیش بود.

اما این بار هم مثل هر سال همین موقع، این احساس ناراحت کننده، جای خودش رو به حس دیگری داده بود.

به حس زیبای عشق؛ عشق به محرم؛ عشق به حسین (ع) ...



شعر و نوحه بسیار زیبا شب دوم ماه محرم

بر گوش جانم می رسد آوای زنگ قافله

این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله(2)

یک زن میان محملی اندر غم و تاب و تب است(2)

یا رب صدایش آشناست ، این گریه های زینب است

وقتی رقیه پرده ی محمل به بالا می برد

دل می برد او از عمو تا نام بابا می برد

بابا حسین باباحسین بابا حسین بابا حسین


یا اهل العالم(2) قتل الحسین بکربلا عطشانا

عطشانا(3)

باز محرم شد ، ماه ماتم شد،

دل عزادار عزای فخر آدم شد

باده ی غم کو ، رخت ماتم کو،

(کز شقاوت ماه قتل اسم اعظم شد(2))

دل پر از غم ،  دل پر ازغم ، دل پراز غم شد

غرق ماتم ، غرق مات، غرق ماتم شد

یا اهل العالم قتل الحسین بکربلا عطشانا

عطشانا(3)

پادشاه دیـــن ، چون فتاد از زیـــن،

رشــته امر خدا بگسسته از هم شد(2)

شعر بسیار زیبا هلول ماه محرم

دوباره ماه محـرم، رسـیده ماه عـــزا

غروب غربت جـانکـاه ســیدالشـهدا

صدا صدای قدیمی طبل و زنجیر است

فضا فضای صمیمی ولی چه دلگیراست

خروش ناله‌ی حـیّ عـلی العزا در راه

دوباره قافـله‌ی روضـه هــای ثارالله

برات گریه دوباره به چشمـمـان دادند

به ما حسینیه‌ی‌ گـریه را نشـان دادند

حسینیه است؟نه، خیمه؟نه، کربلا اینجاست

مزار خون خدا فی قلوب من والاست

محـــرم آمده آقا صدایمان کــردی

برای عرض ارادت، جدایـمان کـردی

لیاقتی بده تا روضـه خـوان تو باشیم

عنایتی که فقط در امـان تو باشیــم

بگیر دست مرا وقت خسـته حالی ها

پری بده به دلـم در شکسته بالی ها

هنوز ندبه‌ی غم دررواق تو جاری است

هنوزداغ عطش بین باغ تو جاری است

صدای مرثیه‌ی آب آب می آید

صدای گریه‌ی‌ طفل رباب می آید

هنوز علقمه لب تشنه‌ی لب سقاست

هنوز چشم حرم در مصیبتش دریاست

امید اهل حرم می رود به قربانگاه؟

و یا به سوی منا می رود ذبیح الله؟

شکسته قلب حرم، یا مجیب می گوید

نگاه خسته ای أین الحبیب می گوید

از آسمان و زمین تیر و دشنه می بارد

ز هر کرانه فقط تیغ تشنه می بارد

صدای ناله‌ی أمن یجیب می آید

صدای روضه‌ی‌ شیب الخضیب می آید

خمیده خواهری انگار می رود از حال

گمان کنم که رسیده حوالی گودال

میان هلهله‌ی بی امان چه می بیند؟

میان نیزه و تیر و سنان چه می بیند؟

نه سیدالشهدا بر جدال طاقت داشت

نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت

هوا ز باد مخالف چو قیرگون گردید

عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید

بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد

اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد


نظرسنجی

» بازدید کننده محترم گروه سنی شما کدام است؟

تعداد کل صفحات ( 2 ) 1 2

درباره وب سایت

    بسم الله الرحمن الرحیم

    آدرس های اتصال:
    www.Ahmadnia.org
    www.irmojri.ir

    سامانه پیام کوتاه اختصاصی سایت:
    611 60 20 5000

    شماره تماس :
    09157065630

    شماره نمابر:
    02189775630

آخرین عناوین