تبلیغات
تارنمای شخصی امیرحسین احمدنیا

بخش های سایت

-  
صفحه نخست وب سایت شخصی امیرحسین احمدنیا

مطالب خواندنی

آموزش مجری گری و فن بیان

مناسبت ها

نمونه متن مجری

احمدنیا

موضوعات

نویسندگان

  • تعداد پست ها: [cb:blog_category_post_count]

توصیه‌های مهم سخنوری و فن بیان از سرپرست تد “کریس اندرسون”

سخنرانی و ارائه‌ می‌تواند یک تجربه‌ی فوق‌العاده هیجان برانگیز باشد، زیرا شما قرار است مقابل تعداد زیادی از مردم صحبت کنید، مردمی که منتظر و علاقه‌مند به شنیدن بینش و نگرش منحصربه‌فرد شما هستند. اما ممکن است اتفاقی برعکس این رخ دهد و سخنرانی یک معضل بزرگ و عذاب‌آور در زندگی شما باشد، این اتفاق خواهد افتاد اگر نتوانید فن بیان خود را تقویت کرده و به فشارهای عصبی ناشی از قرار گرفتن جلوی مردم غلبه کنید.

اگر دچار مشکل دوم هستید، به نظر می‌رسد بهترین کسی که می‌تواند به شما کمک کند کریس اندرسون سرپرست تد باشد. او در تمامی سخنرانی‌های تد همراه سخنرانان بوده و می‌تواند بهترین توصیه‌ها را در این زمینه ارائه کند، علاوه بر این کریس اندرسون کتابی با عنوان “سخنرانی‌های تد: راهنمایی‌های رسمی تد برای فن بیان” دارد که در این مطلب تعدادی از توصیه‌ی مهم او که در کتاب مذکور آورده شده است را بیان می‌کنیم.

برای داشتن “فن بیان قوی” بسیار تمرین کنید

شاید این توصیه را کلیشه‌ای‌ترین موضوع در رابطه با فن بیان بدانید، اما اندرسون معتقد است مردم هنوز به اهمیت تمرین پی نبرده‌اند و متوجه نیستند تمرین تا چه اندازه می‌تواند روی عملکرد آن‌ها نقش مثبت داشته باشد. او می‌گوید: بسیاری از افراد تنها کاری که انجام می‌دهند تمرکز روی محتوای سخنرانی است، پس از این‌که فهمیدند چه چیزی را باید به مردم بگویند روی صحنه می‌روند و شروع به صحبت می‌کنند و همین موضوع باعث می‌شود که حتی نتوانند مفاهیمی که مدت زیادی در مورد آن فکر کرده‌اند را بیان کنند.


به هنگام سخنرانی این نکته‌ی مهم را به خاطر داشته باشید، شما می‌خواهید در مقابل مردمی صحبت کنید که “زمان” برای‌شان سرمایه‌ی بزرگی محسوب می‌شود، لذا طبیعی است که زمان زیادی را برای آماده شدن جهت سخنرانی صرف کنید.

 

تمرین قبل از رفتن به روی سن به سخنرانان کمک می‌کند تا ذهن خود را برنامه‌ریزی و منظم کرده و بتواند جلوی مخاطبان با طمانینه و آرامش صحبت کند.

یک داستان قوی برای ارائه‌ی خود آماده کنید

اندرسون معتقد است مهم‌ترین چیزی که به افزایش اعتماد به نفس سخنرانان کمک می‌کند داستان‌گویی است، ارائه‌ی داستان‌های واقعی در مورد موضوع می‌تواند به روند کاهش استرس در حین سخنرانی کمک بسیاری کند.

وی در کتاب خود به ارائه‌ی مونیکا لوینسکی اشاره می‌کند و معتقد است مهم‌ترین عامل موفقیت مونیکا در سخنرانی تدش ارائه‌ی یک داستان قوی بود. داستانی که باعث شد همه‌ی مخاطبانش با او احساس همدردی کنند و به حرف‌هایش باور داشته باشند.

اندرسون می‌گوید اگر شما داستان‌های فوق‌العاده و موضوع جذابی برای ارائه نداشته باشید، نمی‌توانید اعتماد به نفس خود را حفظ کنید و اگر یکی از شرکت‌کنندگان از شما سوالی بپرسد حتی اگر آن را بدانید هم استرس می‌گیرید و نمی‌توانید در ادامه با اعتماد به نفس کافی به صحبت‌های‌تان ادامه دهید.

اگر تحت فشار عصبی هستید، اعتراف کنید

بسیاری از سخنرانان فکر می‌کنند مردم به دنبال ضایع‌ کردن آن‎‌ها هستند و با این فکر به روی صحنه می‌روند. همین موضوع می‌تواند دلیل اضطراب آن‌ها باشد، اما اندرسون می‌گوید طی سال‌هایی که تد برگزار شده است اگر تنها به یک موضوع مهم پی برده باشم آن موضوع این بوده است که مردم برای موفقیت سخنران‌شان هر کاری انجام می‌دهند، آن‌ها دوست دارند ارائه‌ی سخنران‌شان بی‌نظیر باشد و از آن لذت ببرند.

بنابراین اگر احساس اضطراب داشتید این موضوع را جلوی صحنه با آن‌ها در میان بگذارید، خصوصا اگر بتواند کمی حس شوخ‌طبعی به آن اضافه کنید، صداقت شما مورد حمایت قرار خواهد گرفت. علاوه بر آن، این اعتراف به میزان زیادی از اضطراب شما خواهد کاست و انرژی مضاعفی برای ادامه ایجاد خواهد کرد.

مطمئن شوید که شرکت‌کنندگان می‌دانند شما در مورد چه چیزی صحبت می‌‌کنید

از نظر کریس اندرسون یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات فن بیان فراموش کردن مخاطب است. شما به عنوان یک سخنران قبل از هر چیزی باید مطمئن شوید که شرکت‌کنندگان متوجه چیزهایی که می‌گویید هستند.

یک راهکار مهم‎ برای این مشکل وجود دارد؛ سخنران اغلب افرادی هستند که نسبت به یک موضوع اطلاعات بالایی دارند، لذا این افراد اغلب از اصطلاحات مختلف که مختص یک صنف خاص است استفاده می‌کنند. آن‌ها فکر می‌کنند این مفاهیم بسیار ساده هستند و همه باید آن‌ها را بدانند اما در اصل این‌گونه نیست!

راهکار اندرسون: قبل از این‌که در سن اصلی حضور پیدا کنید، یک گروه از مردم که هم‌سطح شرکت‌‎کنندگان اصلی هستند را پیدا کنید. برای این گروه از مردم سخنرانی کنید و از آن‌‎ها در مورد مشکلاتی که در حین ارائه داشتند سوال کنید، اگر مشکلاتی مطرح شد برای حل آن‌ها نهایت تلاش خود را انجام دهید.

چگونه خوب صحبت کنیم

هنر خوب صحبت کردن در زندگی مهارتی ضروری است. گفت‌وگو، شما را به دیگران معرفی می‌کند؛ به افرادی مهم که می‌توانند استاد، کارفرما، کارمند، شریک یا دوست شما باشند. بدون گفت‌وگو به عنوان پایه‌ی این روابط، ساخت ارتباطات اجتماعی، راه‌اندازی یک کسب‌وکار یا پیشرفت و گسترش کارتان بسیار دشوار خواهد بود. هنگامی که یک گفت‌وگو آغاز می‌شود، معمولا حفظ و ادامه‌ دادن آن آسان است. اما برای بیشتر ما «آغاز گفت‌وگو» دشوارترین بخش ماجراست. یادگیری و کسب مهارت‌های گفت‌وگو، کلید حل این مشکل است. حالا در این مقاله خواهیم دید که چگونه خوب صحبت کنیم.

خوب صحبت کردن یعنی یادگیری مهارت‌های مکالمه‌ای و سخن‌پردازی که تصویر شخصی و حرفه‌ای شما را نزد دیگران بهبود می‌بخشد. بیایید نگاهی به این بیندازیم که چگونه می‌توانید در هنر گفت‌وگو استاد شوید و برای همیشه با «اِممم»، «اِاااا» و وقفه‌های طولانی هنگام مکالمه‌های تلفنی یا رودررو با دوستان‌، خانواده و همکاران‌تان خداحافظی کنید. قطعا از اینکه تقویت مهارت‌های گفتاری چه تغییر بزرگی در زندگی‌تان ایجاد خواهد کرد، شگفت‌زده خواهید شد.

هنر خوب صحبت کردن در زندگی مهارتی ضروری است. گفت‌وگو، شما را به دیگران معرفی می‌کند؛ به افرادی مهم که می‌توانند استاد، کارفرما، کارمند، شریک یا دوست شما باشند. بدون گفت‌وگو به عنوان پایه‌ی این روابط، ساخت ارتباطات اجتماعی، راه‌اندازی یک کسب‌وکار یا پیشرفت و گسترش کارتان بسیار دشوار خواهد بود. هنگامی که یک گفت‌وگو آغاز می‌شود، معمولا حفظ و ادامه‌ دادن آن آسان است. اما برای بیشتر ما «آغاز گفت‌وگو» دشوارترین بخش ماجراست. یادگیری و کسب مهارت‌های گفت‌وگو، کلید حل این مشکل است. حالا در این مقاله خواهیم دید که چگونه خوب صحبت کنیم.

خوب صحبت کردن یعنی یادگیری مهارت‌های مکالمه‌ای و سخن‌پردازی که تصویر شخصی و حرفه‌ای شما را نزد دیگران بهبود می‌بخشد. بیایید نگاهی به این بیندازیم که چگونه می‌توانید در هنر گفت‌وگو استاد شوید و برای همیشه با «اِممم»، «اِاااا» و وقفه‌های طولانی هنگام مکالمه‌های تلفنی یا رودررو با دوستان‌، خانواده و همکاران‌تان خداحافظی کنید. قطعا از اینکه تقویت مهارت‌های گفتاری چه تغییر بزرگی در زندگی‌تان ایجاد خواهد کرد، شگفت‌زده خواهید شد.


۱. خیلی تُند صحبت نکنید

برای اینکه بدانید که چگونه خوب صحبت کنیم، باید اول اشتباهات رایج در صحبت کردن را برطرف کنیم. یکی از اشتباهات رایجی که ما مرتکب می‌شویم، این است که خیلی تُند صحبت می‌کنیم. چه به دلیل هیجان‌زدگی باشد، چه از روی عادت، تُند صحبت کردن نه‌تنها فهم حرف‌های شما را برای شنونده دشوار می‌کند، بلکه باعث می‌شود دیگران مسخره‌تان کنند. تُند حرف زدن می‌تواند یکی از نشانه‌های اضطراب باشد. پس یکی از اولین چیزهایی که در روند بهبود مهارت‌های گفتاری خوب باید بدانید این است که آرام و با سرعتی که فهم آن آسان باشد و بتوانید هر واژه را به وضوح بیان کنید، حرف بزنید.


۲. خیلی آرام حرف نزنید

آیا تا به حال دقت کرده‌اید که بعضی از بهترین سخنران‌ها و سخنورها توانایی این را دارند که به معنای واقعی کلمه، صدای‌شان را به سوی شما پرتاب کنند؟ می‌دانید چرا؟ چون آنها خیلی آرام حرف نمی‌زنند. آرام صحبت کردن ممکن است به این معنا باشد که فرد اعتماد به نفس ندارد یا گوشه‌گیر است یا اینکه فقط عصبی است. محکم و با صدای بلند حرف زدن، اساس برداشتی را که شنوندگان‌تان از شما خواهند داشت، پایه‌ریزی می‌کند. صدای‌تان را واضح کنید و محکم صحبت کنید اما خیلی بلند حرف نزنید، زیرا ممکن است افراد فکر کنند که به جای حرف زدن، دارید فریاد می‌زنید.


۳. پیش از حرف زدن فکر کنید، در صورت لزوم از قبل آماده شوید

می‌خواهید بدانید که چگونه خوب صحبت کنیم؟ اولین پاسخ این سوال این است که «قبل از اینکه حرف بزنید، فکر کنید»؛ جمله‌ای که آن را همیشه در کتاب‌های حوزه‌ی توسعه‌ی فردی پیدا می‌کنید. اما باز هم بسیاری از ما آن را رعایت نمی‌کنیم. تا به حال دقت کرده‌اید که رئیس یا مدیرتان به ندرت چیزی می‌گوید که بعدا از گفتنش پشیمان شود؟ این به این دلیل است که ذهن‌ چنین افرادی یک گام جلوتر از زبان‌شان است، نه برعکس! افرادی که این مهارت مهم را دارند، اغلب به عنوان «افراد روشن» نامیده می‌شوند، زیرا کاملا می‌دانند که چه می‌گویند و روی زبان‌شان کنترل کامل دارند. این ایده که بتوانید پیش از حرف زدن فعالانه فکر کنید، کمکتان می‌کند حرفتان دوتا نشود. چون قبل از هر صحبتی عواقب مثبت و منفی آن را سنجیده‌اید.


۴. «اِمممم»، «اِااا»، «آااا» و وقفه‌های طولانی در خوب صحبت کردن جایی ندارند

موقعیت ۱

سارا: «سلام جان! این گزارش عملکرد هفته ی پیش منه.»

آرش: «چرا فروش اینقدر پایین بوده؟ مگه به اندازه‌ی کافی وقت نگذاشتی؟»

سارا: «امممم… چرا گذاشتم، امممم… اما هفته‌ی پیش هفته‌ی خیلی بدی بود.»

آرش: «خب چی باعث شده که فروش پایین بیاد؟»

سارا: «امممم… سیاست‌های فروش جدید (یک وقفه‌ی طولانی). منتقل کردن پیام به مشتری امممم… خیلی سخت شده.»

آرش: «خب این قابل قبول نیست. ازت انتظار ندارم که برام بهونه بیاری.»

موقعیت ۲

سارا: «سلام آرش! این گزارش عملکرد هفته ی پیش منه.»

آرش: «چرا فروش اینقدر پایین بوده؟ مگه به اندازه‌ی کافی وقت نگذاشتی؟»

سارا: «هفته‌ی پیش هفته‌ی خیلی بدی بود آرش.»

آرش: «خب چی باعث شده که فروش پایین بیاد؟»

سارا: «تغییرات سیاست‌های فروش متقاعد کردن پیام به مشتری رو خیلی سخت کرده. باید فورا یه فکری به حالش بکنیم.»

آرش: «بسیار خب… بگذار درباره‌اش فکر کنم، امروز بعد از ظهر یه جلسه‌ی گروهی می‌گذاریم.»

به این توجه کردید که لحن و اثربخشی سارا تا چه میزان روی چگونگی درک شنونده که در این مورد مدیر او، آرش است، از حرف‌های او تاثیر دارد؟ وقفه‌های طولانی و آواهایی مانند اِممم و اِااا اغلب به عنوان نشانه‌های عصبانیت، نداشتن اطلاعات و نداشتن اعتماد به نفس در نظر گرفته می‌شود. اگر در هنگام صحبت کردن از این آواها زیاد استفاده می‌کنید، آنها را حذف کنید چون در گفت وگوهای‌تان هیچ ارزشی ندارند. گهگاهی به کار بردن آنها عموما قابل قبول است، اما اگر همه‌ی جمله‌های‌تان اِممم و اِااا و وقفه‌های طولانی داشته باشند، باعث می‌شود که تمام تلاش‌های‌تان برای تقویت مهارت‌های کلامی‌تان نقش بر آب شوند.


۵. به سخنران‌های حرفه‌ای گوش کنید

به سخنران‌های حرفه‌ای گوش کنید - چگونه خوب صحبت کنیم

یکی از راه‌های انفعالی برای تقویت مهارت‌های کلامی گوش دادن به سخنران‌های حرفه‌ای و نکته‌برداری فعالانه است. در هنگام گوش دادن، به موارد زیر فکر کنید:

  • هنگام صحبت کردن لحن‌شان چگونه است؟
  • چه وقت‌هایی عمدا مکث می‌کنند؟
  • در هنگام حرف زدن زبان بدن‌شان چگونه است؟
  • بحث‌ها را چگونه اداره می‌کنند؟
  • به نظرات توهین‌آمیز چگونه واکنش نشان می‌دهند؟
  • در هنگام اداره‌ کردن موقعیت‌های غیرعادی و بُغرنج چگونه صحبت می‌کنند؟

گوش دادن به سخنران‌های حرفه‌ای چه در حال ارائه‌ی یک سخنرانی عمومی باشند، چه درگیر یک مناظره باشند و چه در حال گفت‌وگوهای عادی باشند،شما را به فکر می‌اندازد تا عناصر مهارت‌های مکالمه‌ای خود را با آنها مقایسه کنید و ارتباط دهید. روش صحبت کردن آنها می‌تواند نقطه‌ی مرجع مناسبی باشد و مانند یک لنگر در ذهن شما برای روش درست صحبت کردن‌تان جای گیرد.


۶. از خانواده‌تان بخواهید هر زمان که تُپُق می‌زنید، به شما گوشزد کنند

یک روش مناسب برای اینکه هر زمان در صحبت‌های‌تان تپق زدید یا لکنت پیدا کردید، متوجه آن شوید این است که دیگران آن را به شما گوشزد کنند. این افراد می‌توانند اعضای خانواده یا عزیزان‌تان باشند که خالصانه علاقه‌ دارند تا به شما در تقویت مهارت‌های گفتاری و مکالمه‌ای‌تان کمک کنند. فقط پیش از هر چیز از اینکه فرد درستی را برای این کار انتخاب کرده‌اید، اطمینان حاصل کنید. زیرا آخرین چیزی که نیاز دارید فردی است که به جای کمک کردن، مسخره‌تان کند.


۷. برای خوب صحبت کردن در هنگام گفت‌وگوها صدای خود را ضبط کنید

تا به حال به صدای خودتان گوش داده‌اید؟ اگر نه، منتظر یک شوک حسابی باشید. گوش دادن به صدای خودتان اغلب می‌تواند بد جوری چشم و گوش‌تان را باز کند و باعث شود بگویید: «وااای!!! این واقعا صدای من است؟» با اینکه بسیار شوک‌آور است، گوش دادن به صدای خودتان می‌تواند کمک‌تان کند تا متوجه شوید در هنگام صحبت کردن کجا وقفه‌های طولانی دارید. این کار می‌تواند به شما کمک کند تا هنگام حرف زدن، جاهایی را که وقفه‌های طولانی دارید، شناسایی کنید یا دریابید که چقدر از آواهای بیجا مانند «اِمممم» یا «اِااا» استفاده می‌کنید. صدای خودتان را در هنگام گفت‌وگوهای عادی ضبط کنید و به اینکه چطور می‌توانید بهتر شوید، فکر کنید.

چگونه؟ نیازی به دستگاه‌ها یا نرم‌افزارهای حرفه‌ای ضبط صدا یا میکروفن‌های مخصوص برای ضبط کردن صدای خودتان ندارید. اگر از گوشی‌های نسل جدید استفاده می‌کنید، به احتمال زیاد برنامه‌ی ضبط صدا روی آن نصب شده است. از گوشی‌تان برای ضبط صدای خودتان در طول روز یا هنگام مکالمات تلفنی‌ استفاده کنید.


۸. واژه‌های دشوار را تمرین کنید

اگر واژه‌های خاصی هستند که در صحبت کردن‌تان وقفه‌های ناجور ایجاد می‌کنند، تنها راه حل این است که به تلفظ درست آنها گوش دهید و بارها و بارها تمرین‌ کنید تا بالاخره بتوانید صحیح تلفظ‌شان کنید. این کار ممکن است مثل برگشتن به دوران مهد کودک به نظر برسد، اما اگر راه بی‌نقص صحبت کردن همین باشد، باید آن را انجام دهید.


۹. هنگام صحبت کردن، زبان بدن مناسبی داشته باشید

زبان بدن در تعیین اینکه مهارت‌های گفتاری‌تان تا چه اندازه مؤثر هستند، نقشی حیاتی بازی می‌کند. بیایید به ۳ عنصر اصلی زبان بدن که مهارت‌های مکالمه‌ای را تحت تأثیر قرار می‌دهند، نگاهی بیندازیم.

  • ارتباط چشمی: یکی از اشتباهات رایج که بیشتر افراد در هنگام مکالمات‌شان مرتکب می‌شوند، نگاه نکردن به شنونده‌ها یا مخاطبان‌شان است. آیا شما هم مرتکب این اشتباه شده‌اید؟ این کار را نکنید! زیرا نگاه کردن به چشمان افراد هنگام صحبت کردن با آنها، عموما به عنوان نشانه‌ی اعتماد به نفس شناخته می‌شود.
  • حالت بدن: حالت مناسب بدن و صاف نگاه داشتن پشت‌تان، پایه‌ای مستحکم برای زبان بدن است. از خم شدن یا افتاده بودن شانه‌های‌تان هنگام مکالمه اجتناب کنید.
  • پیچ دادن و جمع کردن: پیچ دادن و جمع کردن دائمی انگشت‌ها، اعضای صورت یا حرکات پا، می‌تواند تأثیری منفی روی توانایی گفت‌وگوی خوب داشته باشد. پیچ دادن عموما نشانه‌ی این است که فرد آرام، با اعتماد به نفس و مصمم نیست.


۱۰. خوب صحبت کردن را تمرین نکنید، بلکه آن را به یک عادت تبدیل کنید

یکی از موارد پایه‌ای که باید فعالانه درک کنید، این است که یاد بگیرید که خوب صحبت کردن بازی نیست، بلکه یک سبک زندگی است. شما نمی‌توانید هر وقت نیاز داشتید کلیدی را در ذهن‌تان روشن کنید تا به درست صحبت کردن‌تان کمک کند و هنگامی که دیگر به آن نیاز نداشتید، خاموشش کنید. بنابراین چه در جمع دوستان‌تان هستید، چه همراه شریک زندگی‌تان که در حضورش همه‌ی نقاب‌ها را کنار می‌گذارید، به یاد داشته باشید که عادتِ چه گفتن، چطور گفتن و چه موقع گفتن‌تان را فعالانه کنترل کنید. منتظر تغییرات یک شبه و جادویی نباشید. استاد شدن در هنر گفت‌وگو و درست صحبت کردن، یک سفر آموزشی بلند مدت است که برای همه‌ی عمر به دردتان خواهد خورد.

چگونه جذاب صحبت کنیم و دیگران را مبهوت خود کنیم؟

برخی از افراد آن‌قدر جذاب صحبت می‌کنند که محال است از نشستن پای صحبت‌هایشان خسته شوید. احتمالا شما هم دل‌تان می‌خواهد بتوانید مثل این افراد، طوری صحبت کنید که دیگران شیفته‌ی صحبت‌ کردن‌تان شوند. حتما می‌پرسید چگونه جذاب صحبت کنیم تا شنونده متقاعد شود پای صحبت‌هایمان بنشیند. جالب است بدانید خیلی از افرادی که جذاب صحبت می‌کنند، بخش قابل توجهی از این جذابیت را مدیون صدایشان هستند. به عبارت دیگر، این افراد توانسته‌اند با آموزش دادن صدایشان، مخاطب‌ جذب کنند. هر کسی می‌تواند با رعایت نکات و انجام تمریناتی که در ادامه اشاره خواهیم کرد، صدایش را در مدتی نسبتا کوتاه، دلپذیرتر از آنچه که هست، تبدیل کند. پس با ما همراه باشید تا با عادات و تمرینات درست صحبت کردن بیشتر آشنا شوید.

تمرینات درست صحبت کردن:


۱. کمی تمرینات آوازی انجام بدهید

چگونه جذاب صحبت کنیم - تمرینات آوازی

برای اینکه صدای صحبت کردن‌تان در حالت طبیعی جذاب‌ به نظر برسد، کمی تمرینات آوازی انجام بدهید. مثلا می‌توانید مقابل آینه بایستید، دهان‌تان را شل کنید و تارهای صوتی‌تان را به حالت استراحت دربیاورید. برای اینکه تارهای صوتی‌تان استراحت کنند، می‌توانید یک خمیازه‌ی کشدار بکشید، فک‌تان را به چپ و راست تکان بدهید یا مثلا آهنگی را که بلد هستید، پیش خودتان زمزمه کنید. حتی می‌توانید ماهیچه‌های گلویتان را به آرامی با انگشتان‌تان ماساژ بدهید.

همچنین سعی کنید ظرفیت و حجم تنفسی‌تان را بالا ببرید. باید تمام هوایی را که به داخل ریه‌ها فرو می‌دهید، در هنگام بازدم، کاملا از ریه‌ها به بیرون بدهید. سپس یک نفس عمیق بکشید و قبل از بازدم، ۱۵ ثانیه نفس‌تان را نگه دارید. دیگر اینکه روی گام صدایتان کار کنید. برای تمرین، صدایی مثل صدای «اَ» را ابتدا با گام معمولی به شکل آواز بخوانید و به تدریج، گام صدایتان را پایین بیاورید. حتی توصیه می‌شود عبارات دارای تلفظ دشوار را با خودتان تکرار کنید. مثلا چند بار پشت سر هم بگویید: «چه ژست زشتی!»

۲. با صدای بلند تمرین کنید

چگونه جذاب صحبت کنیم - با صدای بلند خواندن

برای اینکه یاد بگیرید روی تلفظ، سرعت و بلندی صدایتان کنترل داشته باشید، می‌توانید با صدای بلند تمرین کنید. متنی از یک کتاب یا مجله را دست بگیرید و با صدای بلند بخوانید. حتی می‌توانید همین تمرین را با متن یک سخنرانی معروف نیز انجام بدهید. یادتان باشد در زمان تمرین، صاف بایستید، نفس عمیق بکشید و هنگام خواندن متن، دهان‌تان را کامل باز کنید. اگر احساس می‌کنید ایستادن مقابل آینه کمک‌تان می‌کند، حتما این کار را بکنید. این‌قدر تمرین کنید تا خودتان از صدایی که به گوش‌تان می‌رسد، احساس رضایت کنید. بعد از اینکه به صدایتان مسلط شدید، مهارت‌هایی را که یاد گرفته‌اید در مکالمات روزمره‌تان به کار ببندید.

۳. صدایتان را ضبط کنید

چگونه جذاب صحبت کنیم - ضبط کردن صدا

خیلی از افراد خوش‌شان نمی‌آید به صدای خودشان گوش کنند، اما توصیه می‌شود صدایتان را ضبط کنید و به صدای خودتان گوش بدهید. با این کار می‌توانید به اِشکالاتی که شاید در حالت عادی قابل تشخیص نباشند، پی ببرید. در این روش، تلفظ‌های ناصحیح، سرعت غیرطبیعی هنگام صحبت کردن و اِشکالات گام قابل تشخیص خواهند بود. اتفاقا این روزها که اغلب تلفن‌های همراه از قابلیت ضبط صدا برخوردار هستند، با زحمت کمتری می‌توانید به این تمرین بپردازید. حتی بد نیست حین تمرین از خودتان فیلم هم بگیرید تا بتوانید حالت بدن، تماس چشمی و حرکات لب‌هایتان را نیز زیر نظر بگیرید.

۴. از یک مربی صدا کمک بگیرید

چگونه جذاب صحبت کنیم ـ مربی صدا

اگر به طور جدی قصد دارید صدای صحبت کردن‌تان را تقویت کنید، شاید بهتر باشد به یک مربی صدا مراجعه کنید. مربی صدا می‌تواند اِشکالات صدایتان را تشخیص بدهد و کمک‌تان کند این اِشکالات را برطرف کنید. به ویژه اگر لهجه‌ی محلی یا خیلی محاوره‌ای دارید، مربی صدا کمک‌تان خواهد کرد بدون لهجه یا با لهجه‌ی کمتری صحبت کنید. صحبت کردن بدون لهجه کار آسانی نیست، به همین دلیل اگر لهجه دارید، توصیه می‌شود با یک مربی صدا تمرین کنید.

اما اگر احساس می‌کنید نیازی به تمرین با مربی صدا نیست، پس حداقل مقابل یکی از اعضای خانواده یا دوستان‌تان تمرین کنید. یادتان باشد باید مقابل کسی تمرین کنید که خودش از مهارت سخنوری برخوردار باشد و بتواند روان و فصیح صحبت کند. این قبیل افراد می‌توانند اِشکالات‌تان را هنگام صحبت کردن تشخیص بدهند و در جهت رفع اِشکالات، راهنمایی‌تان کنند. وقتی مقابل دیگران تمرین کنید، حتی اعتمادبه‌نفس‌تان نیز افزایش پیدا خواهد کرد.

۵. هنگام صحبت کردن لبخند بزنید

چگونه جذاب صحبت کنیم ـ لبخند زدن

اگر منعطف، دوستانه و دلگرم‌کننده صحبت کنید، مخاطب‌تان نسبت به خودتان و محتوای صحبت‌تان قضاوت خوشایندتری خواهد داشت. این در حالی است که اگر خشونت‌آمیز، نیش‌دار و کسل‌کننده صحبت کنید، روی مخاطب‌تان تأثیر منفی خواهید گذاشت. برای اینکه لحن صحبت کردن‌تان دوستانه‌تر و گرم به نظر برسد، هنگام صحبت کردن لبخند بزنید. البته لبخند زدن هنگام صحبت کردن همیشه ممکن نیست. مثلا وقتی درباره‌ی یک موضوع جدی صحبت می‌کنید، جالب نیست لبخند بزنید. اما اگر امکانش بود، همین که فقط اندکی گوشه‌های دهان‌تان به سمت بالا تغییر وضعیت بدهند، کافی است تا صدایتان حتی از پشت تلفن دلنشین‌تر به نظر برسد. مطمئن باشید اگر صدایتان را به اندکی احساسات آغشته کنید، تأثیرگذارتر خواهید بود. اما یادتان باشد پوزخند نزنید.


راه هایی ساده برای تقویت بیان

راز افرادی که در ارتباط برقرار کردن مهارت دارند، چیست؟ همه‌چیز به رساندن پیام مربوط است. در ادامه‌ی این مقاله یاد می گیریم چگونه فن بیان‌مان را تقویت کنیم و واضح‌تر صحبت کنیم. مدیران کسب‌وکار به ارتباطات اهمیت زیادی می دهند. اگر می خواهید ارتباطات مؤثری برقرار کنید، تسلط بر آنچه لازم است بگویید و چگونگی بیان آن، فاکتورهای مهمی هستند. هرچند یکی از عناصر ارتباط کلامی معمولا اهمیت بیش تری دارد، شیوه ی صحبت کردن. ۱۱ راه زیر در زمینه تقویت فن بیان به شما کمک می‌کند.


همه ی ما تا به‌حال با افرادی سَر  و  کار داشته ایم که صدای شان خیلی دل خراش، نازک یا مصنوعی بوده است. صحبت کردن بعضی افراد آنقدر ناخوشآیند است که پیام گوینده را کاملا خراب می کند. شما در چند قدم می توانید کیفیت، لحن، حالت بیان و صدای تان را بهتر کنید. فقط به دانستن چند فوت‌و‌فن ساده و تمرین آنها نیاز دارید. از فرصت استفاده کنید تا صدای تان، توانایی متقاعد کردن افراد و تعهدتان به متنی که می خوانید را تقویت کنید. این یعنی کسب‌وکار و میزان رضایت مشتری های‌تان ارتقا می یابد و خدمات شما را بیشتر به دیگران توصیه می کنند.

۱. شمرده صحبت کنید

واضح صحبت کردن

با هر صدا و سرعتی که صحبت می کنید، «وضوح» کلید موفقیت‌تان است. شنونده باید قادر باشد تمام کلمات را بشنود، بنابراین هر عبارت مبهمی می تواند این وضوح را از بین ببرد. درست صحبت کردن را با تلفظ و ادای صحیح کلمات تمرین کنید. کِیتی شوارتز، مدیر شرکت دورام، در کارگاهی که با موضوع بهبود مهارت سخنرانی و تقویت فن بیان برای کسب‌وکار در کالیفرنیای شمالی برگزار شد، به نکته‌ی مهمی اشاره کرده است: «یکی از کارهایی که می توانید انجام دهید تا وضوح کلام تان را بیشتر کنید، کم کردن سرعت است.» افراد وقتی نگران هستند یا درباره ی آنچه می‌گویند تردید دارند، تمایل دارند سریع صحبت کنند. همچنین او می گوید: «شمرده صحبت کردن نه‌تنها فهم شنونده را از صحبت‌های شما تقویت می‌کند، بلکه باعث می شود مطمئن و آرام به نظر برسید.» معیاری خوب وجود دارد تا کیفیتِ سرعت صحبت‌تان را ارزیابی کنید، فرض کنید که شماره  تلفنی را می‌خوانید، فردی که گوشش با شماست، باید بتواند آن را یادداشت کند. برای تمرین سرعتِ گفتار، رشته ی بلندی از اعداد را بخوانید و حین انجام این کار آنها را در هوا یادداشت کنید. این تکنیک برای رسیدن به ضرب آهنگی عالی است.


۲. با اعتمادبه‌نفس صحبت کنید

«اِاِ…، سلام به همگی…، اسم من، اِاِ…، امینه.»

متأسفانه باید بگویم کسی به ادامه ی این سخنرانی گوش نمی کند. این مثال نشان می دهد که چگونه نداشتن اعتمادبه‌نفس به همه‌چیز لطمه می‌زند، مخصوصا به صدای‌تان.

احساس کنید حرفی که می‌زنید، متعلق به خودتان است. با تمام اعتمادبه‌نفسی که در دنیا وجود دارد، صحبت کنید. فرض کنید می خواهید با کاراته‌بازی، تعدادی بلوک محکم را بشکنید. اندکی تردید باعث می شود به جای بلوک ها دست‌های شما بشکنند.


۳. منظورتان را به‌درستی بیان کنید

نکته ی قبل در مورد اعتمادبه‌نفس موقع صحبت کردن بود و این نکته مربوط به لحنِ صحبت کردن با توجه به موضوع مورد بحث است. وقتی با اشتیاق صحبت می کنید، مردم تفاوت را حس می کنند. شاید این نکته‌، بسیار لطیف و کمی نامحسوس باشد اما در حقیقت وقتی در متن تان طنین انداز شود، صدای تان قابل قبول تر و متقاعد کننده تر به نظر خواهد رسید.


۴. خودپرستی را کنار بگذارید

تقویت فن بیان - یادگرفتن از دیگران

مایک تایسون می گوید:

باید در زندگی فروتن باشید، اگر فروتن نباشید، زندگی شما را فروتن می کند.

برای تقویت این مورد می توانید خودتان را با افرادی احاطه کنید که بهتر از شما هستند. می توانید از هم جواری با آنها درس‌های زیادی یاد بگیرید که از روش های دیگر، آموختن این درس‌ها امکان پذیر نیست و مهارت تان را ارتقا دهید. در کلاس ها و کارگاه هایی شرکت کنید که از افرادی تشکیل شده است که در حرفه شان از شما بهتر هستند. به تجربیات شان گوش کنید، ممکن است سخت باشد اما قطعا به بهتر شدن تان کمک می کند.


۵. با صدای تان با ملایمت رفتار کنید

ملایمت

برخلاف یک نوازنده ی گیتار، پیانو یا طبل، هنگام سخنرانی، ابزار کار شما بدن تان است. ببینید چطور نوازنده های حرفه ای از آلات موسیقی شان نگهداری می کنند. باوسواس آن را تمیز، از آن محافظت، قطعات شکسته اش را تعمیر و در جای خوب و راحتی از آن نگه‌داری می کنند.

شما چطور با ابزار کارتان رفتار می کنید؟ برای نگه‌داری، مراقبت و حفاظت از طراوتش چه کارهایی انجام می دهید؟

برای حفاظت از صدای تان این نکات را رعایت کنید:

نفس عمیق بکشید و با استفاده از الگوهای تنفسیِ مناسب، گام اول را در این راه محکم بردارید. کیت دِوُر، مؤسس توتال وُیس، می گوید: «اگر به‌جای تنفسِ عمیق شکمی، از راه سینه و سطحی نفس بکشید، صدای تان ضعیف تر و وحشت‌زده به‌نظر می‌رسد، همچنین این کار می تواند باعث کشش غیرضروری تارهای صوتی تان شود. وقتی اضطراب دارید یا وحشت زده هستید شاید کمی سخت باشد یادتان بماند نفس عمیق بکشید، اما نفس‌های آرام، عمق صدای تان را بهبود می بخشد و به شما کمک می کند مطمئن تر به نظر برسید.»

زیاد آب بنوشید. دِوُر می گوید: «سیراب نگه داشتن بدن به کیفیت صدای تان کمک بسیاری می کند.» اگر در طول روز قهوه، نوشابه یا نوشیدنی های الکی بنوشید، ممکن است تارهای صوتی تان رطوبت لازم برای تولید بهترین صدای ممکن را نداشته باشند. همچنین او می گوید: «تارهای صوتی باید انعطاف پذیری خوبی باشند، چون با سرعت زیادی می‌لرزند.» تارهای صوتی زنان به طور متوسط ۲۰۰ بار در ثانیه می لرزند، این عدد برای مردان حدود ۱۲۰ بار در ثانیه است. با هر وعده ی غذایی، آب بنوشید. یک بطری کوچک آب را پر کنید و مرتب از آن کم کم بنوشید. شاید این مقدار آب زیاد به نظر برسد اما باید بدانید اغلب مردم کم تر از حد مورد نیازشان آب می نوشند.

از فریاد زدن پرهیز کنید. شوارتز می گوید: «عاشقِ فریاد زدن برای تشویق تیم مورد علاقه تان هستید؟ باید بگویم قطعا این کار برای تارهای صوتی تان خوب نیست.» فریاد زدن می تواند باعث کشیده شدن آنها شود و صحبت کردن را برای تان مشکل کند. در بدترین حالت، فریاد زدن می تواند به گره های صوتی و برآمدگیِ تارهای صوتی منجر شود.

حداقل ۷ ساعت در شب بخوابید. یک صدای خسته، بد به‌نظر خواهد رسید. همچنین خستگی برای صدای‌تان مضر است.

زمزمه نکنید. این کار برای صدای تان مشکل ایجاد می‌کند و باعث کشیدگی تارهای صوتی تان می شود.


۶. حواس‌تان به وضع نشستن یا ایستادن تان باشد

دِوُر اعتقاد دارد طرز نشستن یا ایستادن هم می تواند سخنرانی شما را تحت‌تأثیر قرار بدهد. صاف ایستادن یا نشستن به شما اجازه می دهد به خوبی نفس بکشید و صدای‌تان قدرت نفوذ بیشتری داشته باشد. کمی تکان دادن سر هم می تواند مفید باشد. اگر چانه تان را بالا ببرید و سرتان را کمی کج کنید، می توانید طنینِ صدای تان را کم کنید و در نتیجه صدای تان شفاف تر به گوش برسد. او می گوید: «اگر شانه های تان به هم نزدیک باشد و به سمت سرتان قوز داشته باشد، بخش بزرگی از قدرت بالقوه ی صدای خود را از دست می دهید.»

۷. مراقب زیر و بَم صدای‌تان باشید

شوارتز می گوید: «معمولا صداهایی با شیب زیاد یا خیلی زیر، به دلیل اضطراب یا عدم اطمینان گوینده به وجود می آیند.» استفاده  از شیب صحیحِ صدا به شما کمک می کند ارتباطات بهتری برقرار کنید. می توانید بهترین اوج صدای‌تان را با گفتن «آ-ها» پیدا کنید (همان عبارتی که به جای «بله» در جواب یک دوست می گویید). شوارتز اعتقاد دارد که اوج صدای تان در هنگام صحبت کردن باید با «آ» همخوانی داشته باشد.


۸. خودتان را آماده کنید

تقویت فن بیان - تمرین صحبت کردن

شاید باورتان نشود اما یک قهرمان دویِ سرعت المپیک، قبل از اینکه سعی کند رکورد دنیا را جا به جا کند، حداقل ۳ ساعت را صرف گرم کردن تمام اعضای بدنش می کند. راستش را بخواهید من به جایی رسیده ام که قبل از پیاده روی حتما باید بدنم را گرم کنم، وگرنه عضلات پشت پایم به شدت درد می گیرند.

داشتن آمادگی یک ضرورت است. برای تقویت قدرت بیان تان هر روز صبح را با گرم کردن صدای تان شروع کنید. عضلات صورت تان را بکشید. برنامه های تان را به ترتیب اجرا کنید. یکی از تمرین‌هایی که برای گرم کردن تارهای صوتی می توانید انجام دهید ارتعاش لب‌ها با عبور هوا از بین آنهاست (برای آشنایی با این تمرین ویدئوهای Lip Roll را در اینترنت جستجو کنید.) ماهیچه‌های گردن تان را شُل کنید. تمرین های تنفسی تان را انجام دهید. حتی اگر زمانی برای گرم کردن صدای تان صرف نمی کنید، هر روز صبح ۵ دقیقه را به آماده کردن صدای‌تان اختصاص دهید. این تکنیک برای صدای تان به‌طور شگفت انگیزی خوب و برای سلامتی‌تان مفید است. اگر هنوز فکر می کنید این ترفند احمقانه است، توجه داشته باشید «سلین دیون» که سال‌ها در زمینه ی خوانندگی تجربه دارد و در کارش بسیار موفق است هنوز هم، هر روز صبح را با این تمرین های پایه‌ای آغاز می کند.


۹. «بدون آمادگی خواندن» را شروع کنید

در موسیقی، به توانایی خواندن یک برگه ی موسیقی (که تا به حال آن را ندیده اید) و نواختن آن به وسیله ی آلت موسیقی، «بداهه‌نوازی» می گویند.

برای سخنرانی های طولانی یا پروژه های بزرگ مثل صداگذاری کتاب های صوتی یا ویدئوهای آموزشی، ممکن است وقت تان برای چندین‌بار روخوانی متن، قبل از شروع کار تلف شود، بدون اینکه نیازی به این کار باشد. به جای آن می‌توانید تمرین کنید هنگامی که برای بار اول متنی را می‌خوانید، آن را خوب بیان کنید. ممکن است مدتی طول بکشد تا دهان و چشم های‌تان هماهنگ شوند اما این مهارت به‌خوبی با گام بعدی که از آن صحبت خواهیم کرد در ارتباط است.


۱۰. تمرین کنید

برای تقویت قدرت بیان باید تمرین کنید. با اینکه دیگران بارها و بارها اهمیت تمرین کردن را برای نتیجه دادن کارها توضیح داده‌اند، ما هم در مورد آن صحبت می کنیم. بهترین هنرمندان دوبله می توانند هزاران کلمه را بدون ارتکاب اشتباه بیان کنند، اما برای به‌دست آوردن این مهارت، سال‌ها زمان لازم است. تمرین باعث از بین بردن نواقص می شود و صداپیشه ها از این راه به موفقیت می‌رسند.

خیلی‌زود روی غلتک می افتید و خواندن و گفتارتان به‌هم‌ پیوسته و بدون اشتباه می شود. به این ترتیب در وقت تان صرفه جویی، در کارتان پیشرفت و از مهارت تان سود کسب می‌کنید.


۱۱. آرام باشید

شاید این آخرین نکته باشد اما مهم ترین مسئله است. چرا؟ چون اگر تازه کار هستید، هر یک از سخنرانی ها یا آزمون ها می‌تواند برای تان به آخرین‌شان هم تبدیل شود. پس همه چیز به این چنددقیقه یا حتی چندثانیه بستگی دارد و این موضوع می تواند شما را نگران کند. عمیق نفس بکشید و لبخندی بزنید (که می توانید صدایش را از طریق بلندگو بشنوید). به توانایی های خودتان اعتماد داشته باشید و بدانید فرقی ندارد چه اتفاقی می افتد، مهم این است که شما به بهترین شکل تلاش کرده اید.

باید ها و نبایدهای فنون مذاکره

توانایی مذاکره امری کلیدی در زندگی هر فرد محسوب می‌شود. ما برای شغل، حقوق، ارتقای شغلی و حتی هنگام خرید و فروش با دیگران مذاکره می‌کنیم. اگر شما در کارهایی مثل مشاوره‌ی املاک یا مبادله‌ی خودرو فعال باشید، باید فنون مذاکره را هر لحظه به کار ببندید.

این مقاله بر اساس مشاهدات و تحقیقات آدام گرنت (نویسنده و استاد دانشگاه پنسیلوانیا) و همکارش آدام گالینسکی (روانشناس اجتماعی و استاد دانشگاه نورث‌وسترن) نگاشته شده، که در آن به ۶ روش از فنون مذاکره اشاره شده است؛ با استفاده از این فنون می‌توانید دستاورد و خروجی بهتری از یک مذاکره داشته باشید.


۱. اطلاعات را با یکدیگر به اشتراک بگذارید

فنون مذاکره - به اشتراک گذاشتن اطلاعات روشی مفید

ما معمولا در مذاکرات موضعی محتاطانه نشان ‌می‌دهیم و خواسته‌های خود را چندان بیان نمی‌کنیم. در حالی که گمان می‌کنیم روشی هوشمندانه برای مذاکره را انتخاب کرده‌ایم، ولی این امر می‌تواند بر روی دستاورد ما و ایجاد اعتماد دوطرفه تأثیری منفی داشته باشد. بر اساس گفته‌ی گرنت مردم نسبت به افرادی که با آنها تطابق دارند، گرایش بیشتری دارند و عمل متقابل ما، بر روی رفتارشان تأثیرگذار است. اگر می‌خواهیم دیگران به ما اعتماد کنند، خودمان باید گام‌های اول را در این مسیر برداریم.

مطالعات نشان داده‌اند به اشتراک گذاشتن برخی اطلاعات در حین مذاکره (حتی اگر ربطی هم به آن موضوع نداشته باشد) باعث افزایش دستاورد ما خواهد شد. نیازی نیست تمام امیال خود را از همان ابتدا بیان کنید. ولی صحبت راجع به برخی از عادات، دغدغه‌های شخصی و آرزوها می‌تواند تأثیر مثبتی در به دست آوردن توافق داشته باشد.



۲. اولویت‌ها را مشخص کنید

فنون مذاکره - رتبه بندی اولویت‌ها

یکی از فنون مذاکره این است که اولویت‌ها را مشخص کنید. معمولا در هنگام مذاکره، ما اهداف اساسی خود را می‌شناسیم و آنها را دنبال می‌کنیم. به عنوان مثال اگر بخواهیم کالا یا خدماتی را به مشتری ارائه کنیم، احتمالا قیمت مهم‌ترین اولویت ماست. اگر نتوانیم بر سر قیمت توافق کنیم، دیگر مذاکره را ادامه نخواهیم داد.

گرنت روشی به نام رتبه‌بندی اولویت‌ها را پیشنهاد می‌کند. در این روش دو طرف تمام اولویت‌ها را به ترتیب اهمیت روی میز می‌گذارند و با سبک سنگین کردن آنها به دنبال راهی برای ایجاد توافق نهایی می‌گردند. با این روش اگر مشتری شما نتوانست قیمت را بپردازد، شاید بتوانید از طریق معاوضه یا مطرح کردن شرایطی دیگر به توافق نهایی برسید.


۳. نسبت به قیمت هدف، بهترین و بدترین قیمت آگاه باشید

گالینسکی معتقد است بهترین و بدترین قیمت‌ها را به عنوان قیمت ذخیره‌ی خود در نظر داشته باشید. قیمت هدف، قیمت ایده‌آل شماست و بهترین و بدترین قیمت‌ها آنهایی هستند که در نهایت راضی به قبول کردن آنها می‌شوید. قبل از اقدام برای فروش چیزی، حتما در مورد آن اطلاعات کامل داشته باشید. دامنه‌ی محدودیت‌های خود را به طور دقیق بدانید تا بتوانید در موردشان اظهارنظر کنید و در لحظه بهترین تصمیم را بگیرید. این کار علاوه بر افزایش اعتماد‌به‌نفس و قدرت، باعث می‌شود هنگام مذاکره پیشنهادی غیرمنطقی بیان نکنید. اگر در هنگام مذاکره طرف مقابل کار را شروع کند، این باعث قرار گرفتن شما در موضع ضعف خواهد شد.


۴. اولین پیشنهاد را شما بدهید

این توصیه، عقل سلیم را به چالش می‌کشد. معمولا در مذاکرات «اطلاعات» به اندازه‌‌ی قدرت باارزش است. ما گمان می‌کنیم قبل از این‌که دست خود را رو کنیم، بهتر است از طرف مقابل اطلاعات به دست آوریم.

گرنت و گالینسکی در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده‌اند شرایط نهایی معمولا به شرایط کسی که اولین پیشنهاد را داده، نزدیک‌تر است. ریشه‌ی آن در روانشناسی و اثری به نام «اثر لنگر انداختن» نهفته است. بر این اساس وقتی اولین پیشنهاد ارائه شد، دو طرف مذاکره‌ی خود را بر مبنای آن پیش می‌برند. در واقع پیشنهاد اول است که مراحل بعدی مذاکره را مشخص می‌کند.

فنون مذاکره - اثر لنگر انداختن: معمولا توافق نهایی به پیشنهاد اول نزدیک‌تر است

معمولا در مذاکرات ما تمایلی به ارائه‌ پیشنهاد اول نداریم. زیرا گمان می‌کنیم قیمت ما خیلی بی‌ربط است. در نتیجه دست طرف مقابل را برای قیمت باز می‌گذاریم. البته گالینسکی می‌گوید همیشه کسی که اولین پیشنهاد را می‌دهد، موفق نیست. دلیلش آن است که بیشتر اوقات فردی که اولین پیشنهاد را می‌دهد برای به کرسی نشاندن پیشنهادش پافشاری کافی را ندارد.

هنگام خرید وقتی قیمت بالاتری پیشنهاد شود، ذهن خریدار ناخودآگاه به سمت جنبه‌های مثبت آن کالا می‌رود و بر عکس. در این زمینه اطلاعات محکمی وجود دارد که اثباتی بر اثر لنگر انداختن است. مثلا هنگام خرید خانه وقتی مشاور املاک قیمت بالایی را عنوان می‌کند، شما به آن دسته از ویژگی‌های مثبت خانه توجه می‌کنید که مدنظرتان بود. اگر هم قیمت پایین‌تر بود، نکات منفی مانند مکان نامناسب خانه یا هزینه‌ی تعمیرات نظرتان را جلب خواهد کرد.

گالینسکی معتقد است بهترین پیشنهاد برای قیمت اول باید کمی بیشتر از قیمت ذخیره‌ی طرف مقابل باشد. البته نه آن‌قدر بیشتر که باعث شوکه شدن خریدار شود.


۵. در برابر پیشنهاد طرف مقابل، از پیشنهاد قبلی خود خیلی عقب‌نشینی نکنید

یکی از فنون مذاکره این است که خیلی کوتاه نیایید. اگر شما نمی‌توانید اولین پیشنهاد را بدهید، پس باید از خودتان در برابر اثر لنگر انداختن محافظت کنید. اشتباه بیشتر افراد این است که به سرعت از پیشنهادشان عقب‌نشینی می‌کنند. اگر شما پیشنهاد اول را داده‌اید، پیشنهادات بعدی‌تان نیز باید بر اساس همان پیشنهادی باشد که دفعه‌ی اول مطرح کرده‌اید.

اگر شما فردی هستید که می‌خواهید از اثر لنگر انداختن فرار کنید، طرف مقابل را متوجه کنید که پیشنهادش پرت است. تلاش کنید تا نظر خودتان را به کرسی بنشانید. می‌توانید کاری کنید توجه طرف به دیدگاه شما جلب شود تا جهت تازه‌ای به مکالمه بدهید. مثلا بگویید: حتما با این پیشنهاد می‌خواستید من را امتحان کنید. من به این پیشنهاد فکر هم نمی‌کردم.


۶. پیشنهادات متقابل باید هر دو طرف را راضی نگه دارد

فنون مذاکره - تعهد به نتیجه‌ی مذاکره، دستاورد عالی آن است

هر خریداری می‌خواهد احساس کند که معامله‌ی منصفانه‌ای انجام داده و فروشنده نیز می‌خواهد احساس کند که معامله را به خوبی هدایت کرده است. اگر در مذاکره گاهی عقب‌نشینی کنید و گاهی پیش بروید، دو طرف راضی‌تر خواهند بود.

گالینسکی توصیه می‌کند حتی اگر اولین پیشنهاد طرف مقابل نیازهای شما را تأمین می‌کند، باز هم آن را نپذیرید. از طرف مقابل درخواست مطالبات بیشتری کنید تا مطمئن شوید معامله‌ی خوبی انجام داده‌اید. در این صورت علاوه بر افزایش رضایت خود، رضایت طرف مقابل را نیز افزایش می‌دهید. با افزایش رضایت متقابل، دو طرف بیشتر برای توافق تلاش می‌کنند و به نتیجه‌ی نهایی متعهدتر خواهند بود؛ یعنی همان دستاوردی که از اول هم هدف ایده‌آل مذاکره محسوب می‌شد.

مذاکره چیست؛ مراحل انجام یک مذاکره موفق را بشناسید

معمولا وقتی افراد دچار اختلاف می‌شوند برای حل‌وفصل مشکلات‌شان مذاکره می‌کنند. این بهترین روش برای مصالحه و رسیدن به توافق با فرد مقابل است. با مذاکره می‌توانید بدون درگیری، اختلاف و مشاجره به اهداف‌تان در ارتباط با دیگران برسید.

هنگام بروز اختلافات، بین دو فرد یا دو سازمان، مذاکره تنها راه رسیدن به هدف و پایان درگیری‌ است. در این شرایط رعایت اصول بی‌طرفی، رمز موفقیت مذاکره به حساب می‌آید. زمانی‌ که منافع هر دو طرف مذاکره تأمین شود و طرفین در حین گفتگو به درخواست‌های طرف مقابل توجه کنند، در آن صورت مذاکره به نتیجه مطلوب خواهد رسید.

بروز کشمکش و تعارض بین افراد مختلف اجتناب‌ناپذیر است، اختلافات معمولا نتیجه‌ی جمع شدن خواسته‌ها، اهداف و باور‌های مختلف افراد است که هر از گاهی به خاطر تفاوت در نیاز‌ها به وجود می‌آید. بدون مذاکره ممکن است هر کشمکشی به بحث‌، خشم و ناراحتی تبدیل شود که در نتیجه‌ی‌ آن یک فرد یا همه‌ی افراد حاضر در گفتگو احساس نارضایتی خواهند کرد. نکته‌ی مهم درباره‌ مذاکره این است که به وسیله‌ی آن افراد می‌توانند بدون ایجاد مانع در ارتباطات آینده، با هم به توافق برسند. در این نوشته خواهیم خواند که دقیقا مذاکره چیست.



مراحل مذاکره :

برای دستیابی به نتیجه‌ مطلوب در مذاکره، قطعا پیروی از یک ساختار هدفمند مفید خواهد بود. به عنوان مثال، در یک جلسه‌ی کاری ممکن است نیاز باشد از تمام مراحل برای درگیر کردن افراد در مذاکره استفاده کنید و در مذاکره دیگری بعضی از مراحل‌ به کارتان بیاید. ما به طور کلی تمام مراحل یک مذاکره اصولی را به شما خواهیم گفت.


۱. آماده‌سازی
پیش از هر مذاکره‌ای باید تصمیم درستی برای زمان و مکان جلسه گرفته شود، این انتخاب می‌بایست بر اساس مشکل مورد بحث و سطح افراد شرکت‌کننده باشد. محدوده‌ی زمانیِ مشخصی را برای جلسه‌ مذاکره تعیین کنید. این امر کمک می‌کند تا با طولانی نشدن صحبت‌ها، کار به بحث‌وجدل و بروز ناراحتی نکشد. در این مرحله باید درباره‌ی تمام حقایق مربوط به مسأله‌ی مورد مذاکره مطمئن شوید، از طرفی باید درباره‌ی موقعیت خود در مذاکره شناخت کافی به دست‌ آورید. مثلا اگر مذاکره کاری است باید روی تمام قواعد سازمانی مربوط، تسلط کافی داشته باشید. باید بدانید مذاکره بیشتر به نفع چه‌ کسی است، تا وقتی احساس کردید مذاکره در مسیر اشتباهی قرار دارد، بتوانید زمینه‌چینی ‌کرده و در جریان جلسه‌ی گفتگو برای تغییر جهت مسأله تلاش کنید. حواس‌تان باشد روی سیاست‌های سازمان‌تان کاملا مسلط باشید، این امر کمک می‌کند تا بتوانید یک جلسه‌ی مذاکره‌ی مفید را آماده‌سازی کنید. به خاطر داشته باشید آماده‌کردن مقدمات مذاکره قبل از جلسه، از بروز درگیری و بحث‌های بیهوده و همین‌طور هدر رفتن زمان جلوگیری می‌کند. باید درباره‌ی مکان مذاکره هم دقت کافی انجام شود. مکانی مهیا کنید که هر دو طرف مذاکره در آن احساس راحتی و امنیت داشته باشند. بهتر است در مورد مذاکرات سازمانی، مکان مذاکره جایی باشد که نمایندگان دو سازمان آن را به عنوان مکان بی‌طرف بپذیرند و یا مشکلی با انتخاب مکان مورد نظر نداشته باشند.


۲. گفتگو
در طی این مرحله، افراد یا اعضای هر دو طرف مذاکره موارد مورد نظرشان را مطرح می‌کنند. این گفتگوها درک هر کدام از طرفین را درباره‌ی موضوع مورد مذاکره و وضعیت موجود نشان می‌دهد. مهارت‌های کلیدی در این مرحله، طرح سؤال، گوش‌ دادن مؤثر و همین‌طور شفاف‌سازی است. گاهی اوقات بهتر است در حین مذاکره برای ثبت تمام نکات مربوط به مباحث مهم، یادداشت‌ بردارید، زیرا ممکن است در آینده برای روشن شدن خیلی از مسائل، نیاز باشد صحبت‌های طرف‌های مقابل را بررسی یا به او یادآوری کنید. از طرف دیگر در این مرحله گوش دادن اهمیت زیادی دارد، در شروع گفتگو، دو طرف وضعیت برابر دارند اما وقتی در جریان مذاکره بحث بالا می‌گیرد اگر از مهارت گوش دادن استفاده نشود و هر دو طرف بخواهند مدام حرف‌ خودشان را بزنند و کمتر به صحبت‌های طرف مقابل توجه ‌کنند، اوضاع بحرانی می‌شود و ممکن است مذاکره به جاهای خوبی ختم نشود. این شرایط همیشه وضعیت یکی از طرفین مذاکره را دچار مخاطره می‌کند.


۳. بیان اهداف
در گفتگو باید اهداف، دیدگاه‌ها و منافع هر دو طرف درگیر مذاکره روشن شود. بنابراین بهتر است لیستی از موارد مختلف به ترتیب اولویت تهیه کنید. این شفاف‌سازی، شناساییِ منافع مشترک هر دو طرف را ممکن می‌کند و زمینه‌ساز حفظ این منافع برای هر دو طرف می‌شود. شفاف‌سازی و بیان اهداف، بخش اساسی روند مذاکره‌ی درست است و بدون آن احتمالا در جریان مذاکره برای هر دو طرف سوء تفاهم‌هایی رخ خواهد داد. بروز سوء تفاهم یکی از موانع جدی برای رسیدن به نتایج مطلوب در مذاکره است.


۴. نتیجه برد-برد
این مرحله روی چیزی متمرکز است که ما به آن نتیجه‌ی برد-برد می‌گوییم. این بهترین حالت برای یک مذاکره‌ی نتیجه‌بخش است. در این وضعیت هر دو طرف مذاکره حس می‌کنند نتیجه‌ی خوبی گرفته‌اند. در واقع حالت برد-‌برد زمانی اتفاق می‌افتد که هر دو طرف در پایان، بحث را یک گفتگوی مثبت بدانند، حس کنند که نقطه نظرات‌شان در نظر گرفته‌شده و حقی از کسی ضایع نشده است. نتیجه‌ای که در آن هر دو طرف برنده باشند بهترین پایان برای یک گفتگوی دوطرفه خواهد بود. اگرچه رسیدن به این حالت همیشه امکان‌پذیر نیست اما یادتان باشد در مذاکرات‌تان برنده شدن هر دو طرف باید هدف نهایی مذاکره باشد. نکته‌ی مهم دیگر این است که همیشه از قبل پیشنهاداتی هوشمندانه به عنوان استراتژی جایگزین درباره‌ی موضوع آماده کنید، چون در جریان مذاکره ممکن است طرف مقابل موضوعاتی را مطرح کند که شما توسط این پیشنهادات جایگزین بتوانید هم او را قانع کنید و به نیازهایش پاسخ دهید و هم از اهداف خود فاصله نگیرید. در این حالت یک وضعیت سازگاریِ نسبی وجود خواهد داشت و مذاکره به اختلاف کشیده نمی‌شود. معمولا چون ارائه‌ی پیشنهادات جایگزین حرکت مثبتی است و نشان از حُسن نیت طرف مقابل دارد می‌تواند سودمند باشد.


۵. توافق
توافق، نتیجه‌ی درک متقابل دو طرف مذاکره است و باعث حفظ منافع هر کدام از طرفین می‌شود. برای رسیدن به توافق همه باید با ذهن باز در مذاکره شرکت کنند. این مسأله برای دستیابی به یک راه‌حل قابل قبول ضروری به نظر می‌رسد. بنابراین دو طرف مذاکره باید از افراد دارای شخصیت انعطاف‌پذیر انتخاب شوند. اگر برای شرکت در یک مذاکره آماده می‌شوید به این نکته توجه کنید که برای رسیدن به توافق باید برای پذیرش هر چیزی، قدرت درک‌تان را بالا ببرید. از طرفی باید همه چیز را روشن بیان کنید تا طرف مقابل هم به درک درستی برسد. اگر بتوانید به لحاظ ذهنی در مقابل طرف مذاکره موضع‌گیری نکنید و به راحتی درباره مسائل صحبت کنید، هم شما و هم طرف مقابل بر اساس واقعیت و درک آن می‌توانید بهتر تصمیم بگیرید. این راهکار برای مذاکرات خانوادگی یا روابط فردی اصل مهمی است.


۶. اجرایی کردن
در این مرحله لازم است دو طرف به توافقات بدست‌ آمده و تصمیمات گرفته شده در مذاکرات عمل کنند. در این حالت است که مذاکره واقعا نتیجه کاملی داشته است.
در صورت عدم رسیدن به توافق چه باید کرد

اگر مذاکره شکست بخورد یا به موفقیت کامل نرسد بهترین اقدام، موکول کردن ادامه‌ی مذاکره به زمان دیگر است. این کار از بروز درگیری، بحث‌های داغ و مشاجرات لفظی جلوگیری می‌کند. بالا گرفتن اختلافات یا کشمکش‌ها فقط زمان مذاکره را هدر می‌دهد و آینده‌ی روابط دو طرف را دچار آسیب می‌کند. یادتان باشد در نشست بعدی باید تمام مراحل مذاکره دوباره تکرار شود. در نشست دوم باید تمام ایده‌ها یا اهداف جدید کاملا مد نظر قرار گیرد و مذاکره روندی را طی‌ کند که انگار جلسه‌ی اول مذاکره است (بدون پیش زمینه‌ی ذهنی از جلسه قبل). تمام شرایط باید دوباره و از نو در نظر گرفته شده و بررسی شود. در این مرحله هم، فکر کردن به راه‌حل‌های جایگزین کمک‌کننده است. از طرف دیگر یکی از راه‌حل‌های مفید برای به نتیجه رسیدن مذاکره‌ی مجدد، درخواست وساطت از فرد یا افرادی است که مورد اعتماد دو طرف هستند.
مقاله مرتبط: باید ها و نبایدهای فنون مذاکره
مذاکرات غیررسمی چه کاربردی دارد


بعضی مواقع شرایط به گونه‌ای پیش می‌رود که لازم است شما مذاکره‌ای غیررسمی داشته باشید. درست است که در مذاکره رسمی زمانی‌ که اختلاف نظر وجود دارد انجام مراحل مربوط به مذاکره‌ی رسمی یا امکان‌پذیر نیست یا ممکن است باعث شود که مذاکره به نتیجه نرسد. با وجود این باز هم به خاطر سپردن مراحل کلیدی مذاکره رسمی می‌تواند تا حدودی راه‌گشا باشد.

به یاد داشته باشید در هر نوع مذاکره پیروی از سه عنصر مهمی که در ادامه به آنها اشاره خواهیم کرد می‌تواند تأثیر مطلوبی بر نتیجه‌ی مذاکره داشته باشد.


ا
همیت طرز برخورد و نگرش در مذاکره
طرز برخورد و نگرش طرفین درباره‌ی موضوع گفتگو می‌تواند مذاکره را تحت تأثیر قرار دهد. باید این موضوع را در نظر بگیریم از آن جا که نگرش افراد مختلف درباره‌ی یک موضوع متفاوت است، طرز برخورد افراد با مسأله مورد نظر هم تحت شعاع همین نوع نگرش قرار خواهد گرفت. توجه کردن به نیازهای طرف مقابل و نیازهای خودتان در جریان مذاکره اهمیت زیادی دارد. درجه‌ی اهمیت موضوع مورد بحث هم می‌تواند در کیفیت مذاکره و همین‌طور نتیجه‌ی آن مؤثر باشد.

همیشه آماده باشید و بدانید:
    مذاکره جایی برای رسیدن به دستاوردهای فردی نیست.
    ممکن است در جریان آن برای هر کدام از طرفین دلخوری به وجود بیاید اما مهم این است که روند مذاکره از اقتدار لازم برخوردار باشد تا به نتیجه برسد.
    مذاکره ممکن است رفتار بعضی از افراد را تحت تأثیر قرار دهد و حالت تدافعی بگیرند.


جایگاه دانش در مذاکره

اینکه شما در مذاکره تسلط کافی داشته باشید مستلزم دانش کافی درباره‌ی موضوع مذاکره است. دانش کافی به شما کمک می‌کند تا در حین بحث در برابر سؤالات گوناگونی که از سوی طرف مقابل مطرح می‌شود دچار مشکل نشوید، حالا چه این سؤالات مربوط به مبحث مطرح شده باشد چه جنبه‌ی حاشیه‌ای داشته باشد، اینکه در جریان مذاکره دست‌‌وپای خود را گم نکنید و در موضع ضعف قرار نگیرید بخش مهمی از آن مربوط به همین دانش کافی شما می‌شود، به این ترتیب اعتماد به نفس لازم را خواهید داشت و در هنگام گفتگو بسیار آماده در برابر طرف مقابل ظاهر می‌شوید، در این‌ صورت شما نیمی از راه موفقیت در مذاکره را پیموده‌اید. همیشه قبل از مذاکره درباره‌ی موضوع آن، (مربوط به هر نوع مذاکره‌ای که می‌خواهد باشد) و درباره‌ی طرف‌های مقابل مذاکره به اندازه کافی اطلاعات مفید به دست ‌بیاورید. یک اشاره‌ی کوچک شما در جریان مذاکره حتی اگر مربوط به یکی از علایق شخصی طرف گفتگو باشد می‌تواند مذاکره را به سمت آرامش و رسیدن به توافق مطلوب هدایت کند. این نکته را در نظر داشته باشید که دانش، مربوط به راه‌حل‌های رسیدن به توافق در مذاکره هم می‌شود. درباره‌ی راه‌حل‌های مختلف مطالعه کنید. برای هر مذاکره‌ای با شرایط متفاوت راه‌حل‌های به درد بخور گاهی مشترک هستند.


اهمیت مهارت‌های فردی در مذاکره
مهارت‌های فردی خوب برای مذاکرات مهم ضروری هستند، چه مذاکرات رسمی و چه غیر رسمی. مهارت‌های فردی باعث می‌شود شما بتوانید روی فرد مقابل‌تان تأثیر مثبت داشته باشید و مذاکره روند مناسبی را طی کند.

    ارتباط کلامی مؤثر: یکی از مهارت‌های فردی خوب که برای یک مذاکره‌ی نتیجه‌بخش لازم است، مهارت ارتباط کلامی‌ مؤثر است. ارتباط کلامی مؤثر از دو بخش ارتباط کلامی و صحبت تأثیرگذار تشکیل می‌شود، برآیند این دو بخش یک ارتباط کلامی مؤثر را ایجاد می‌کند. باید هم بتوانید با طرف مقابل وارد ارتباط کلامی شوید هم طوری صحبت کنید که روی فرد مقابل به اندازه‌ی کافی تأثیر مثبت بگذارید.
    گوش دادن: برای رسیدن به مهارت فردی خوب باید یاد بگیرید همان‌طور که خوب حرف می‌زنید همان‌قدر هم بتوانید شنونده‌ی خوبی باشید. گوش دادن باعث‌ می‌شود، شما کم‌تر اشتباه کنید و صحبت‌های‌تان کمتر ایجاد سوء تفاهم کند. از طرفی فرد مقابل حس می‌کند اهمیت بیشتری برای صحبت‌هایش قائل هستید و مذاکره سمت‌وسوی مناسب‌تری پیدا می‌کند.
    کاهش سوء تفاهم: یکی دیگر از مهارت‌های فردی که اتفاقا مرتبط با هر دو مورد ارتباط کلامی مؤثر و گوش دادن هم هست، مهارت فردی توانایی کاهش سؤ تفاهم نامیده می‌شود. این مهارت یکی از بخش‌های کلیدی مذاکره‌ی خوب به حساب می‌آید.
    رابطه: شما با برقراری رابطه‌ی قوی با افراد، خیلی سریع‌تر و راحت‌تر به نتیجه مطلوب می‌رسید چون هر دو طرف تا حدی از هم شناخت دارند که می‌توانند از بسیاری سوء تفاهم‌ها و اختلافات معمول در یک مذاکره فاصله بگیرند.
    توانایی حل مسأله: با داشتن این مهارت فردی در جریان مذاکره کمتر دچار سردرگمی می‌شوید.
    مهارت تصمیم‌گیری: درباره‌ی تصمیم‌گیری تکنیک‌های ساده‌ای وجود دارد که می‌تواند به شما در گرفتن تصمیم مناسب کمک کند.
    جسارت: جسارت به عنوان یک ویژگی فردی برای داشتن یک مذاکره‌ی موفق ضروری است و باعث می‌شود شما با اعتماد به نفس کافی در جلسه‌ی گفتگو حاضر شوید.
    مقابله با شرایط دشوار: کسب این مهارت به عنوان یک مهارت فردی خوب زمانی‌ که در روند مذاکره با بحث‌های شدید یا گفتگو‌های تند و کشمکش مواجه می‌شوید می‌تواند خیلی مؤثر باشد. در این مواقع با داشتن این مهارت طوری رفتار خواهید کرد که مسیر مذاکره به سمت درگیری نرود و در نهایت مذاکره بی‌نتیجه نماند.

معمولا در کسب‌و‌کارهای بین‌المللی، سیستم قانونی و حکومتی و همین‌طور در اختلاف‌نظرهای خانوادگی یا سازمانی، از انواع مختلف مذاکره استفاده می‌شود. هر کسی در هر سطحی قادر است مهارت مذاکره را کسب کند و در طیف گسترده‌ای از فعالیت‌ها از آن بهره ببرد. در نهایت باید بدانید؛ مذاکره مهارت ویژه‌ای است و مزایای زیادی برای حل‌وفصل هرگونه اختلاف در اختیار شما قرار می‌دهد.

عرض معذرت از وب سایت ایران مجری

بسمه تعالی
سلام علیکم
بدینوسیله به خاطر انتشار برخی از مطالب از وب سایت ایران مجری  بدون ذکر منبع در این وب سایت، که ناش از سهل انگاری برخی دوستان نویسنده این سایت بوده است، کمال پوزش را از دوستان عزیز سایت ایران مجری داریم و این وب سایت را جهت استفاده علاقه مندان معرفی می نماییم:

انتشار اولین برنامه اندروید آموزش فن بیان ، مجریگری و گویندگی گروه وسا


با سلام
اولین برنامه اندروید گروه تخصصی وسا ، با عنوان آموزش فن بیان ، مجری گری و گویندگی تولید و در محیط بازار اندروید منتشر شد.
این نرم افزار حاوی نکات و دروس کلی برای بیان بهتر و فن بیان و نیز آموزش تخصصی مجریگری و گویندگی می باشد.



توضیحات در کافه بازار :
اشتباه نکنید، این نرم افزار فقط یک نرم افزار تخصصی نیست ، نرم افزاری است که برای همه مفید است ، برای ارتباطی بهتر و موثر تر با دیگران!

توجه : به زودی آپدیت های بعدی با مطالب جدید منتشر خواهد شد.

نرم افزار آموزش فن بیان ، مجری گری و گویندگی  کاری از گروه تخصصی وسا است.

این نرم افزار با هدف کمک به عموم مردم جهت ارتباطی بهتر و موثر تر و البته علاقه مندان به رشته های مذکور تهیه و تولید گشته.

مراحل مختلف تهیه و تولید این نرم افزار ، اعم از جمع آوری و نگارش و ویرایش مطالب زیر نظر امیرحسین احمدنیا ، مجری ، گوینده و خبرنگار انجام شده است.



تولید نهایی مستند محمد رسول الله

بخشی از مستند محمد رسول الله (ص) - 1394 - استان سیستان و بلوچستان ، کارگردان ، گوینده و مجری : امیرحسین احمدنیا www.Ahmadnia.org
(مستند فعالیت های گروه جهادی تبلیغی محمد رسول الله (ص) قم

[http://www.aparat.com/v/lhkgy]

یک حدیث زیبا

امام علی علیه السلام :

إذا طابَقَ الكَلامُ نِیَّةَ المُتَكَلِّمِ قَبِلَهُ السّامِعُ ، وَ إذا خالَفَ نِیَّتَهُ لَمْ یَحْسُنْ مَوْقِعُهُ فی قَلْبِهِ

هرگاه سخن گوینده ، هماهنگ باور درونی اش باشد ، شنونده آن را می پذیرد .

و هر گاه با باور درونی اش همسو نباشد، در قلب و جان شنونده ،  پایگاه خوبی

نخواهد داشت  .

مُعجَم الفاظ غُرَر الحِکَم و دُرَر الکَلِم : ۱۳۳

معرفی یک سایت عالی جهت ارسال پیامک

با عرض سلام خدمت شما کاربران گرامی
قصد معرفی یکی از بهترین سیستم های ارسال پیامکی رو خدمت شما دوستان داریم:
این سیستم پیامکی که مدت زیادی است خود ماهم از آن استفاده می کنیم (امتحان شده) ، به نظر ما در بین سیستم هایی که تا کنون ما استفاده کرده ایم هم دارای مناسب ترین قیمت ها و همچنین دارای فضای کاربر پسند و بسیار زیبا می باشد.
لذا ما نیر این سیستم را به شما پیشنهاد می کنیم:

برخی امکانات سیستم
(کمی آشنایی با سیستم های ارسال پیامک کافی است تا متوجه شوید که این سیستم یک سیتم طلایی است):

* پنل کامل امکانات، کاملا رایگان ( فقط مبلغ پیامک را پرداخت کنید)

*
ارسال و دریافت پیامک با شماره عمومی رایگان

* خرید شماره به دلخواه شما و ارقام دلخواه شما از 9000 تومان به بالا(واقعا تکه)

* عدم نیاز حتمی به خرید شماره اختصاصی

* امکان ارسال به تمامی اپراتور های موجود

* امکان دریافت اس ام اس

* ارسال به صورت گروهی

* ارسال یه تفکیک سن و جنسیت در شهر مورد نظر

* ارسال به شهر ، استان یا حتی منطقه مورد نظر

*
تعریف گرو های دفترچه تلفن و مخاطب برای هر گروه

* ارسال به صورت فلش (روی گوشی گیرنده ذخیره نمی شود)

* منشی اس ام اس (با قابلیت ارسال پاسخ ، Divert به شماره خاص ، ارسال به ایمیل ، ارسال به پوشه خاص)

* برگزاری نظر سنجی اس ام اس

* برگزاری مسابقات اس ام اس و قرعه کشی اتوماتیک

* ارسال اس ام اس برای برنامه نویسان

* سازگاری کامل با زبان فارسی

* ارسال اس ام اس های چند صفحه ای فارسی و انگلیسی

* آرشیو کامل اس ام اس های دریافتی و ارسالی

و...


اگر قصد ثبت نام دارید بشتباید تا بتوانید علاوه بر بهره مندی از سیستم پیامک در قرعه کشی ماهانه هم شرکت داده شوید:

***جهت ثبت نام در سایت مذکور اینجا کلیک کنید و سپس از صفحه باز شده روی ثبت نام رایگان است کلیک نمایید***

متن و صوت درس اخلاق آیت الله جوادی آملی (دامت برکاته) -قم-1394/09/26

دانلود صوت جلسه

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

                                                        بسم الله الرحمن الرحیم

«الحمد لله ربّ العالمین و صلّی الله علی جمیع الأنبیاء و المرسلین سیّما خاتمهم و أفضلهم محمد و أهل بیته الأطیبین الأنجبین سیّما بقیّة الله فی العالمین بهم نتولّی و من أعدائهم نتبرّء الی الله».

مقدم شما اساتید بزرگوار, دانشمندان, دانشجویان, بزرگواران حوزوی و دانشگاهی و برادران سپاهی و بسیجی را گرامی می‌داریم. در آستانه اعیاد پُربرکت «ربیع ‌المولود» هستیم، این اعیاد را هم به پیشگاه ولیّ عصر و عموم علاقه‌مندان قرآن و عترت و شما فرهیختگان تبریک عرض می‌کنیم!

اگر اصل بحث درباره دین و نظریهٴ فرهنگی مطرح شود، گذشته از اینکه با این همایش بی‌تناسب نیست، برای جمع ما هم کارآمد است که دین چه فرهنگی را عرضه کرده است و ما در برابر این عرضه چه کالایی را خریده‌ایم؟
به ادامه مطلب مراجعه نمایید:

متن و صوت درس اخلاق آیت الله مصباح یزدی 94/9/25 قم-دفتر مقام معظم رهبری

دانلود فایل صوتی - 12.26مگابایت
آن چه پیش‌رو دارید گزیده‌ای از سخنان حضرت آیت‌الله مصباح‌یزدی (دامت‌بركاته) در دفتر مقام معظم رهبری است كه در تاریخ 25/9/94، مطابق با چهارم ربیع‌الاول 1437 ایراد فرموده‌اند. باشد تا این رهنمودها بر بصیرت ما بیافزاید و چراغ فروزان راه هدایت و سعادت ما قرار گیرد.
-«متن را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید»-

مناسبت ها : 18شهریور سالروز در گذشت ناگهانى و مرموز جلال آل احمد (1348)

جلال آل احمد یا به تعبیر مقام معظم رهبرى جلال آل قلم در 11 آذر 1302 در خانواده اى روحانى در تهران چشم به جهان گشود. پدر او سید احمد حسینى (متولد 1266 شمسى ) تحصیلاتش را در حوزه مروى تهران گذرانده بود و او از روحانیون مبارز دوران استبداد رضاخانى بود.
تولد جلال مقارن با انقراض سلسله قاجاریه و به قدرت رسیدن رضاخان و عصر تاریك ستم بر روحانیون و مردم دیندار بود. پدر جلال كه امام جماعت مسجد و حاكم شرع محل بود در اعتراض به بى حرمتى هاى عمال رژیم و بدرفتارى آنان با مردم ، محضرش را بست و امامت جماعت را رها كرد و خانه نشین شد.
دوران كودكى جلال كه زمان بلوغ ظلم بود، هر روز ستم تازه اى بر مردم وارد مى شد و جلال در زیر سایه پدر و در این عصر بیداد و ظلم ، دوران دبستان را به پایان رساند و در پیش استاد پدرش مرحوم سید هادى طالقانى به تلمذ مشغول شد و چون پدرش عزم كرده بود كه از جلال جانشینى براى مسجد و محراب بسازد راضى نبود كه او وارد دبیرستان شود؛ زیرا پیش بینى مى كرد كه تحصیل در این مدارس به بى دینى مى انجامد. به همین سبب از تمام امكانات مادى و معنوى خویش بهره گرفت و سرانجام پس از ختم دوره دبیرستان ، جلال را به نجف اشرف و نزد برادر بزرگش سید محمد تقى فرستاد.
جلال به سال 1322 به قصد تحصیل در بیروت ، عازم نجف اشرف شد و سه ماه نزد برادر ماندگار شد. ولى بعد از سه ماه احساس عجیبى به او دست داد و از این سفر رو گرداند و به تهران بازگشت و در همان سال وارد دانشسراى عالى گردید و در رشته ادبیات مشغول تحصیل شد. جلال در پایان تحصیلاتش پایان نامه خود را درباره سوره یوسف به نام احسن القصص ارائه داد و یكسال بعد از فارغ التحصیلى از دانشگاه به خدمت وزارت فرهنگ (آموزش و پرورش ) در آمد.
جلال آل احمد علاوه بر شغل معلمى به نویسندگى و روزنامه نگارى نیز مشغول شد و براى حزب توده كه در سال 1322 به عضویت آن در آمده بود به قلمزدن پرداخت . نویسندگى براى جلال پیشه و شغلى نبود كه از این راه زندگى كند، بلكه براى او وبالى شد كه عاقبت حیات وى را نتوانست تحمل كند. علت مرگ جلال را باید در ((جوهر قلم )) او جستجو كرد. جلال با به جا گذاشتن آثارى چون غربزدگى و خدمت و خیانت روشنفكران و خسى در میقات ، هویت اصلى رژیم حاكم را برملا ساخت .

 

بازگشت به خویشتن خویش
جلال در سال 1323 به خاطر نوشته هایش مورد توجه حزب توده قرار گرفت به طورى كه به عنوان مدیر روزنامه ((بشر)) ارگان دانشجویان حزب توده انتخاب گردید و سال بعد مدیر داخلى ((مجله ماهانه مردم )) ارگان تئوریك حزب شد و در كمتر از دو سال به عضویت كمیته ایالتى تهران انتخاب شد. جلال كه در اثر تنفر از مذهب ، به سوى حزب كشیده شده بود بزودى متوجه اشتباه خود شد. سر خوردگى اولیه جلال از حزب توده در سال 1326 پس از شكست مفتضح رهبرى حزب توده در حوادث تاریخى آن سالها و خیانت آشكار به ملت و كشور ایران آشكار گردید و در همین راستا او به همراه چندتن دیگر تصمیم به استعفاى جمعى از حزب گرفتند.
جلال در برابر خیانتهاى حزب احساس گناه مى كرد و خود را موظف به اقرار در برابر گناهانش مى دید. در این هنگام روسها از فرصت پدید آمده استفاده كردند و سعى نمودند جلال را جذب سوسیالیسم روسى نمایند و او بدون مجوز دولت ، خودش را به روسیه رساند، اما در بازگشت ، روسها را نیز ناامید كرد.
از آنجایى كه انسان موجودى است الهى و از جوهره الهى سهمى را داراست تا زمانى كه ایمان نیاورده زیانكار است ، مگر آن كه دل به حق بندد و به صبر توصیه شده اهتمام ورزد تا شاید نورى الهى بر دلش بتابد و به صراط مستقیم رهنمون گردد. جلال این سید غریب در آرزوى صداقتش از هر چه مكتب غیر خودى بود جز فریب و استثمار و استعمار چیزى یافت و بازگشت به خویشتن خویش را تنها راه نجات یافت . تا زمانى كه جلال به این حقیقت واقف نشده بود، مسافرى بود كه در دیار غربت به دنبال راه نجات مى گشت و خطر آن چنانى براى حكومت نبود. وقتى جلال به خویشتن خویش رسید، دیگر حكومت نمى توانست تحملش كند. او در پاییز 1332 و بعد از كودتاى 28 مرداد براى اولین بار به اسارت ساواك در آمد و در دیدار خود با تیمور بختیار اولین رئیس ساواك ، مجبور شد كه تعهد بدهد كه با سیاست كارى نداشته باشد، در این باره چنین مى نویسد:
((من از اردیبهشت ماه 1332، سیاست را بوسیده ام گذاشته ام كنار))
منظور جلال ، آن طور كه بعدها در عمل نشان داد سیاست به معناى گروه گرایى و حزب بازى بود كه دیگر پس از آن تاریخ كار تشكیلاتى و حزبى نكرد، اما سیاست به طور اعم را نه تنها نگذاشت بلكه هر روز بیشتر به آن پرداخت .
بعد از حادثه خونین 15 خرداد 1342 جلال با آن نظریه معروفش درباره روحانیت و امام ((ره )) یك خط اصلى ترسیم كرد كه تنها امید رهایى و بسیج توده ها در دست روحانیت آگاه است و نه در دست روشنفكران . كه این نظریه با پیروزى شكوهمند انقلاب اسلامى در سال 1357 به رهبرى امام خمینى ((ره )) بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران به حقیقت پیوست .

 

مرگ مشكوك جلال
بعد از این كه جلال نسبت به روحانیت بویژه نسبت به امام خمینى ((ره )) اظهار علاقه نمود، ساواك به وحشت افتاد و به عناوین مختلف او را مورد تهدید قرار داد و سعى كرد كه جلال را از روحانیت جدا نماید. در سال 1347 تهدید به مرگ شد. ساواك مى خواست كه جلال را بدون سر و صدا از میان بردارد و به همین خاطر وى را به اسالم در استان گیلان (ویلاى تابستانى جلال ) تبعید نمود و سرانجام در یك صحنه ساختگى و مشكوك در روز سه شنبه 18 شهریور ماه 1348 بدون هیچ گونه سابقه بیمارى دارفانى را وداع گفت و توسط خانواده اش در تهران در مسجد فیروزآبادى نزدیك حضرت عبدالعظیم به خاك سپرده شد. روزنامه ها با اشاره ساواك مرگ او را عادى جلوه داده و در اثر سكته قلبى قلمداد نمودند.

 

آثار جلال آل احمد
آثار جلال از نخستین بارى كه در سال 1322 چاپ شده اند با رنگ اجتماعى در برابر مسائل خرافى جامعه بیشتر موضعى انتقادى داشت ، اما پس از كودتاى 28 مرداد 1332 آثارش با گذشت زمان سیاسى تر شد و این امر در كلیه نوشته ها حتى در قصه هایش متجلى گردید.
جلال در 46 سال زندگى خود، نزدیك به سى سال نویسندگى كرد كه نتیجه آن حدود چهل اثر جاوید مى باشد كه به سه بخش داستان ، مقالات و سفرنامه و گزارشها تقسیم مى شود.
كتابهاى قصه و داستانى او عبارتند از: از رنجى كه مى بریم ، دید و بازدید، مدیر مدرسه ، سه تار، سرگذشت كندوها، نون و القلم ، پنج داستان ، سنگى بر گورى ، نفرین زمین . مقالات جلال عبارتند از: سه مقاله ، هفت مقاله ، ارزیابى شتابزده ، یك چاه و دو چاله و مثلا شرح احوالات ، غرب زدگى ، در خدمت و خیانت روشنفكران سفرنامه ها و گزارشات جلال عبارتند از: اورازان ، تات نشینهاى بلوك زهرا، جزیره خارك در یتیم خلیج ، و خسى در میقات .
بعضى از آثار جلال در زمان حیاتش به چاپ رسیده كه بعضا به نامهاى مستعار نیز بوده است و برخى از آنها در طى بیست سال بعد از مرگش ‍ توسط اوصیاى او به چاپ رسیده اند.

 

نامه جلال آل احمد به امام ((ره )) از بیت الله الحرام
مرحوم جلال آل احمد در سال 1343، نامه اى از بیت الله الحرام به محضر امام خمینى ((ره )) فرستادند. این نامه كه پس از آزادى ایشان از زندان در سال 1343، و انتقال امام ((ره )) به قم در 31 فروردین همان سال در مكه نگارش یافته است ، در پى یورش ساواك به بیت شریف امام ((ره )) در قم در سال 1345 به یغما رفت و بعد از پیروزى شكوهمند انقلاب اسلامى در پرونده جلال آل احمد در ساواك كه بایگانى گردیده بود، پیدا شد. جلال در آغاز نامه خطاب به امام ((ره )) مى نویسد:
((آیة اللها
وقتى خبر خوش آزادى آن حضرت تهران را به شادى واداشت فقرا منتظر الپرواز (!) بودند به سمت بیت الله . این است كه فرصت دست بوسى مجدد نشد. اما اینجا دو سه خبر اتفاق افتاده و شنیده شده كه ، دیدم اگر آنها را وسیله اى كنم براى عرض سلامى بد نیست .
اول این كه مردى شیعه جعفرى را دیدم از اهالى الاحساء، جنوب غربى خلیج فارس ، حوالى كویت و ظهران ، مى گفت 80 درصد اهالى الاحساء و ضوف و قطیف شیعه اند و از اخبار آن واقعه مولمه پانزده خرداد حسابى خبر داشت و مضطرب بود و از شنیدن خبر آزادى شما شاد شد...))

 

نظر امام خمینى ((ره )) درباره جلال آل احمد
... آقاى جلال آل احمد را جز یك ربع ساعت بیشتر ندیده ام . در اوایل نهضت یك روز دیدم كه آقایان در اطاق نشسته اند و كتاب ایشان ، غربزدگى در جلوى من بود ایشان به من گفتند: ((چطور این چرت و پرتها پیش شما آمده است )) یك همچو تعبیرى ، و فهمیدم كه ایشان هستند. مع الوصف دیگر او را ندیدم . خداوند ایشان را رحمت كند.

 

نظر حضرت آیت الله خامنه اى ، رهبر معظم انقلاب اسلامى دربارهجلال آل احمد
((با تشكر از انتشارات رواق ، اولا به خاطر احیاء نام جلال آل احمد و از غربت در آوردن كسى كه روزى جریان روشنفكرى اصیل و مردمى را از غربت در آورد، و ثانیا به خاطر نظر خواهى ازمن كه بهترین سالهاى جوانیم با محبت و ارادت به آن ((جلال آل قلم )) گذشته است ....))

 

جلال آل احمد از زبان مرحوم آیت الله طالقانى
مرحوم آیت الله سید محمود طالقانى در شهریور 1358 درباره جلال آل احمد گفته اند:
اولا: باید بدانید كه ((جلال )) پسر عموى من بوده است و از بچه هاى ((طالقان )) بود. پدر ایشان از پیشنمازان خوش بیان و متعبد بود... جلال از بچگى با هوش بود و با هم معاشرت خانوادگى داشتیم . در سال 22 و 23 در خیابان شاهپور ((انجمن تبلیغات اسلام )) تشكیل داده بودند و ایشان از همان ابتدا عضو فعال آنجا بود، ولى وقتى مكتب كمونیستها به وسیله ((توده ))اى ها گسترش پیدا كرد، جلال عضو فعال و از نویسنده هاى حزب شد كه مسائلش را به صورت رمانتیك مى نوشت و در این اواخر بعد از اضمحلال ((توده ))اى ها مطالعاتش كه عمیق شد، تقریبا به ملت و آداب و سنن خودمان برگشت و به مذهب گرایش پیدا كرد. بهترین كتابهایش به نظر من ، دو كتاب ((غربزدگى ))و ((خسى در میقات )) اوست كه این خسى در میقات را در سفر حج خود نوشته است ، كه هم جنبه سیاسى دارد و هم فلسفه حج را در بعضى جاها خوب بیان كرده است . آن وقتهایى كه در شمیران جلسات تفسیر قرآن داشتیم ، به آنجا مى آمد... در این اواخر جلال خیلى خوب شده بود و به سنت اسلام علاقمند...))
مرحوم آیت الله طالقانى در جاى دیگر مى گوید:
... جلال به برداشتهاى عمیق و تعابیر جالبى درباره مسائل اسلامى رسیده بود.
بخصوص این اواخر، هر چه مى گذشت ، درباره اسلام و تشیع به بصیرت و بینش بهترى مى رسید. جلال در بعضى جلسات تفسیر قرانى كه داشتم شركت مى كرد و گاهى اظهاراتى هم داشت . یك بار با شوخى به من گفت : ((آقا شما هم ما را كافر مى دانید؟

مناسبت ها : فاجعه خونین هفده شهریور (1357)


17 شهریور مكرر عاشورا و میدان شهدا مكرر كربلا و شهداى ما مكرر شهداى كربلا و مخالفان ملت ما مكرر یزید و وابستگان هستند)))
امام خمینى ((ره ))
دولت جمشید آموزگار كه از نخستین روزهاى زمامدارى ، سیاست تحقیق مردم را پیش گرفته بود و با همان سازمانهاى امنیتى موجود، بحرآنهارا پشت سر بگذارد و رژیم را حفظ كند، نتوانست در برابر امواج توفنده انقلاب اسلامى پایدارى كند.
تظاهرات مردمى و راهپیمایى هاى عظیم روز به روز گسترش مى یافت و مراكز فساد و قمارخانه ها، كاباره ها مورد هجوم مردم قرار مى گرفت و اعتراضات مردمى علنى تر مى شد. به دنبال شكست كابینه آموزگار و ناتوانى دولت در پاسخگویى به استیضاح نمایندگان مجلس فرمایشى شوراى ملى در خصوص حادثه سینما ركس آبادان و قاطعیت انقلابى مردم در پیشبرد خواسته هایشان ، پس از یكسال در چهارم شهریور 1357 مجبور به استعفا و شاه مخلوع جعفر شریف امامى را كه از رجال مشهور وابسته رژیم كه 15 سال رئیس مجلس سنا و در سال 1339 نخست وزیر بود، به قصد كنترل اوضاع مامور تشكیل كابینه كرد. نقشه شاه و آمریكا این بود كه با این تغییر و تحول تا حدى از خشم و نفرت عمومى بكاهد. شریف امامى برنامه دولت خود را براساس ((آشتى ملى )) و ((احترام به روحانیت )) قرار داد و با آزادى 237 نفر از زندانیان سیاسى و تعطیلى قمارخانه ها و كازینوها خواست چهره خود را مردمى نشان دهد ولى این ترفندها كارساز شد و همان روز كه مصادف با شهادت مولاى متقیان على (ع ) بود، تظاهرات و برخوردهاى خونین ادامه یافت .
در پنجم شهریور تظاهرات گسترده مردم در شهرهاى قم ، تهران و... ادامه پیدا كرد و ده ها نفر نیز به شهادت رسیدند. رژیم شاه در یك عقب نشینى آشكار، تقویم شاهنشاهى را كه از چندى پیش (سال 1354) رسمى كرده بود مجددا به تقویم هجرى شمسى مبدل ساخت .
در بیست و سوم ماه مبارك رمضان (ششم شهریور 1357) امام خمینى ((ره )) خطاب به ملت مسلمان ایران پیامى منتشر كرد و نسبت به حیله هاى دشمنان اسلام و تعویض مهره ها، تغییر تقویم و... اعلام خطر نمود:
((در این موقع حساس تاریخ ایران ، شاه به وسیله كارشناسان خود دست به توطئه خطرناكى زده است كه با اندكى سستى و تغافل ، ملت ایران باید از به دست آوردن آزادى و استقلال و حقوق بشر مایوس شود و خود را براى همه نوع اختناق و شكنجه و قتل و غارت مهیا كند و اسلام باید از احكام نورانى خود چشم بپوشد...))
((... ملت ایران بداند كه در لب پرتگاهى است كه با اندك غفلت سقوط مى كند و تمام زحمات و رنجهاى چندین ساله او پایمال مى شود و تا آخر روى سعادت نخواهد دید و در نزد متعال مسئول است ...))

 

سیزدهم شهریور 1357 (عید سعید فطر) - برگزارى راهیپمایى بزرگ درتهران
اختناقى كه رژیم از سالها قبل ایجاد كرده بودت در یكى دو ماه اخیر به اوج خود رسیده بود، اما پیگیرى ادامه نهضت از طرف امام ((ره )) و روحانیت معظم ، در روز عید فطر آن سال تجلى نمود و مردم در شهرهاى خمین ، تهران ، قم ، كرج و ایلام و دیگر شهرها پس از برگزارى نماز عید به حركت در آمدند و شعارهاى كوبنده بر ضد رژیم سر دادند. بزرگترین این راهپیماییها در تهران با شركت نزدیك به یك میلیون نفر برگزار شد و روزنه امید پیروزى و نقطه عطف تاریخ سازى را در نهضت اسلامى پدید آورد. تظاهر كنندگان با مشتهاى گره كرده و فریادهاى كوبنده خواستار الغاى رژیم شاهنشاهى و تاسیس حكومت اسلامى شدند.
راهپیمایان در تهران با ابراز محبت به سربازان ارتشى و بوسیدن آنها خواستار پیوستن ارتش به ملت شدند. امام خمینى ((ره )) به مناسبت عید سعید فطر اعلامیه اى منتشر و در آن خطاب به ملت ایران فرمودند:
((مردم مسلمان ایران به دنبال برگزارى نماز عید دست به عبادت ارزنده دیگرى زدند كه آن فریادهاى كوبنده علیه دستگاه جبار و چپاولگر براى به پاداشتن حكومت عدل الهى است كه كوشش در این راه اعظم عبادت است و فدایى دادن در راه آن سیره انبیاء عظام خصوصا نبى اكرم اسلام و وصى بزرگ او امیرمومنان است ،....
ملت عظیم الشان ایران ! نهضت خود را ادامه داده و هرگز سستى به خود راه ندهید كه نمى دهید. مطمئن باشید به امید خدا پیروزى و سرافرازى نزدیك است .))
امام خمینى ((ره )) در این اعلامیه ارتشیان را برادران خود خوانده و خواستار احترام بیشتر به آنان شدند و فرمودند:
((... اى سربازان غیور كه براى وطن و كشور خود فداكار مى كنید، به پاخیزید، ذلت و اسارت بس است ، پیوند خود را با ملت عزیز استوارتر كنید...)))
تظاهرات روز عید فطر زمینه اى براى تظاهرات 16 شهریور گردید. در این روز راهپیمایى بزرگ تهران انجام شد. ابتدا ماموران كوشش كردند كه جلوى راهپیمایى را بگیرند و چون توفیقى نیافتند خود نیز به دنبال جمعیت به حركت در آمدند.
راهپیمایى و تعطیل عمومى شانزدهم شهریور به خاظر حرمت خون كشته شدگان روزهاى پیشین بود. ماموران رژیم از شب قبل در میدانهاى مهم شهر مستقر شده و آماده هرگونه درگیرى با تظاهر كنندگان بودند. حركت از مسجد قبا در قیطریه آغاز شد و به طرف میدان ژاله ادامه یافت . در این راهپیمایى شعارهاى ((خمینى رهبر ماست ))، ((ایران كشور ماست ))، ((برادر ارتشى چرا برادر كشى ))، ((مسلمان به پاخیز برادرت كشته شد)) شنیده مى شد و عكسهایى از امام ((ره )) بر فراز دستها مشاهده مى گردید. و در بین مردم اعلام شد كه صبح روز بعد (جمعه 17 شهریور) در میدان و خیابان ژاله تجمع صورت خواهد گرفت .

 

جمعه سرخ یا 17 شهریور: اعلام حكومت نظامى وقتل عام مسلمانان
در اولین ساعات جمعه 17 شهریور سال 1357، ارتشبد غلامعلى اویسى از رادیوى تهران و حومه اعلام حكومت نظامى كرد و اطلاعیه شماره یك فرماندارى نظامى را بشرح زیر قرائت كرد:
1 - دولت شاهنشاهى ایران به منظور ایجاد رفاه مردم و حفظ نظم از ساعت 6 صبح روز جمعه 17 شهریور 1357 مقررات حكومت نظامى را به مدت 6 ماه در شهرهاى ... كشور اعلام مى نماید.
2 - این جانب (ارتشبد اویسى ) به سمت فرماندار نظامى تهران و حومه منصوب گردیده ام .
3 - ساعات منع عبور و مرور از ساعت 21 تا 5 صبح روز بعد تعیین مى گردد...))
و براساس اطلاعیه شماره سه فرماندارى نظامى اجتماع بیش از دو نفر در تهران ممنوع اعلام گردید. مردم تهران كه از حكومت نظامى اطلاع نداشتند پیش از ساعت 6 صبح و پس از اداى فریضه نماز براى چهارمین روز متوالى ، از خانه ها بیرون آمده و سیل آسا روى به خیابانها آوردند. مركز تجمع آنان میدان ژاله (میدان شهداى كنونى ) بود، همین كه مردم به خیابانها رسیدند، ناگهان با دیدن تانك ها و زره پوشهاى نظامى و ماموران مسلسل به دست حكومت نظامى غافلگیر شدند. مردم بدون اعتنا به سربازان به حركت خود ادامه دادند. همگان در دل احساس نوعى شجاعت از جان گذشتگى مى كردند. از خیابانهاى اطراف سیل ، انبوه جمعیت با سردادن شعارهاى انقلابى به سمت میدان ژاله در حركت بودند.
ماموران مسلح پس از اخطار از زمین و هوا جمعیت را ناجوانمردانه هدف رگبار مسلسل قرار دادند. فریاد الله اكبر و لا اله الا الله همه جا را پر كرد. جمعیت وحشت زده و هراسان به هر سمتى مى دویدند، تا مامنى براى خود پیدا نمایند و گروهى روى زمین دراز كشیده بودند و رگبار مسلسل ها اجازه حركت به ایشان نمى داد.
ضجه و ناله و فریاد با صداى گلوله در هم آمیخته بود و بوى خون و دود و باورت همه جا به مشام مى رسید. با نزدیك شدن ظهر بتدریج میدان ژاله كه اینك واقعا به میدان شهدا تبدیل گشته بود در هاله اى از سكوت مرگبار فرو رفت . در حول و حوش میدان آنچه به چشم مى خورد جنازه شهیدانى بود كه در صحنه نبرد نابرابر همچنان باقى مانده و خونهایى كه هر گوشه اى از میدان را گلگون كرده بود.
رژیم در حال اضمحلال ، تعداد كل شهداى 17 شهریور را 58 نفر و مجروحان این فاجعه را 205 نفر اعلام داشت و تجمع گسترده و عظیم مردم تهران را نقشه خارجى اعلام كرد.
شمار دقیق قربانیان مظلوم حادثه 17 شهریور در میدان شهدا هیچ گاه مشخص نگردید، لیكن آنچه قطعى و یقین است این رقم از چهار هزار افزون تر بود و یكى از بزرگترین فجایع تاریخ انقلاب در میدان شهدا اتفاق افتاد.

 

پیام امام خمینى ((ره )) به مناسبت كشتار بى رحمانه مردم تهران
امام ((ره )) در ششم شوال 1398، فرداى هفدهم شهریور جمعه سیاه ، با ارسال پیامى به ملت شریف و شجاع ایران ضمن ابراز همدردى با ملت ، كشتار وحشیانه را محكوم نمودند و دولت آشتى ملى را دولتى تحمیلى و غیر قانونى اعلام كردند.
امام ((ره )) در گوشه اى از پیام خود فرمودند: ((... چهره ایران امروز گلگون است و دلاورى و نشاط در تمام اماكن به چشم مى خورد، آرى این چنین است راه امیرالمؤ منین على علیه السلام و سرور شهیدان امام حسین علیه السلام .
اى كاش خمینى در میان شما بود و در كنار شما در جبهه دفاع براى خداى تعالى كشته مى شد... باید علما و روشنفكران ملت در زیر چكمه دژخیمان خرد شوند تا كسى خیال آزادى به خود راه ندهد. شما اى ملت محترم ایران كه تصمیم گرفته اید خود را از شر رژیم شاه خلاص گردانید و در رفراندمى كه در سوم و چهارم شوال در برابر ناظران سراسر جهان انجام دادید، به دنیا نشان دادید كه رژیم شاه جایى براى خود در ایران ندارد...))

مناسبت ها : بیست و سوم ذیقعده ، روز زیارتی امام ‏رضا(ع)



بیست و سوم ذیقعده روز زیارتی امام رضا(ع) و به روایتی شهادت آن حضرت در طوس از سوی مأمون عباسی است. البته قول مشهور درشهادت آن امام همام روز آخر ماه صفر سال 203 قمری یعنی دو سال پس از آوردن آن حضرت از مدینه به خراسان و یك سال و اندی پس ازصدور فرمان ولیعهدی به نام آن حضرت، از سوی مأمون عباسی می‏باشد. طبق قول مشهور، آن حضرت پس ازشهادت پدربزرگوارش، درسن 35 سالگی عهده‏دارمقام ولایت و رهبری شد و مدت امامت آن حضرت 20 سال به طول انجامید، كه 10 سال آن با خلافت هارون‏الرشید و 5 سال باخلافت محمدامین و 5 سال دیگر با خلافت عبداللَّه مامون مصادف بود. از عمر آن حضرت در هنگام شهادت، 54 سال و 3 ماه و 19 روز می‏گذشت.

14 شهریور سالگرد شهادت آیت الله حاج شیخ على قدوسى (1360)

شهید قدوسی

على قدوسى ، در سال 1306 در یك خانواده روحانى درشهر نهاوند متولد شد.
پدرش یكى از روحانیون برجسته نهاوند و نزد آیت الله العظمى بروجردى از احترام خاصى برخوردار بود. شهید قدوسى تحصیلات ابتدایى را در زادگاهش به پایان رسانید و در سال 1323 هجرى شمسى وارد حوزه علمیه قم شد و دوره كامل فقه و اصول را در محضر آیت الله العظمى بروجردى و امام خمینى ((ره )) و قبل از حادثه 15 خرداد 1342 به پایان رسانید و به مقام والاى اجتهاد نایل آمد.
شهید از همان آغاز طلبگى ، علاقه خاصى به اخلاق و عرفان داشت و در پى این علاقه بود كه از همان ابتدا به كسب فضایل اخلاقى پرداخت .
شهید قدوسى در میدان مبارزه علیه رژیم شاهنشاهى همیشه از پیشگامان بود و سابقه مبارزات وى به سالها پیش از 15 خرداد 1342 برمى گردد، البته طى سالهاى 42 - 1341 این مبارزات در پرتو خروش امام خمینى ((ره )) علیه شاه به اوج خود رسید و وى نیز به عنوان یك شاگرد عاشق امام با فداكارى و سختكوشى به یارى مراد خویش قیام كرد و این مبارزه را همچنان ادامه داد تا این كه در سال 1345 به دنبال كشف تشكیلات مبارزاتى گروهى از علما و روحانیون كه رهبر معظم انقلاب اسلامى حضرت آیت الله خامنه اى و آیت الله هاشمى رفسنجانى نیز از اعضاى آن بودند، شهید قدوسى به همراه مرحوم آیت الله ربانى شیرازى دستگیر و به زندان قزل قلعه انتقال یافت .
مرحوم قدوسى براى احیاى فرهنگ پربار اسلامى اهمین ویژه اى قائل بود به همین جهت اهم فعالیت خود را صرف پایه ریزى یك یك سیستم آموزشى نو و پرثمر نمود و اعتقاد داشت كه به موازت فعالیت سیاسى باید زیر بناى فرهنگى و مكتبى را نیز تقویت كرد. به دنبال این اندیشه بود كه با همكارى و طراحى شهید مظلوم آیت الله بهشتى اقدام به تاسیس مدرسه حقانى (منتظریه ) و ((مكتب توحید) كرد و با اعمال شیوه اى نو و كارساز، این دو نهاد آموزشى را الگویى براى سایر جاها قرار دارد.
شهید فلسفه را نزد علامه طباطبائى صاحب تفسیر المیزان فرا گرفت و در فراگیرى رموز فلسفه از خود نبوع فراوانى بروز داد به گونه اى كه مورد توجه استاد خود قرار گرفت و استاد، ایشان را به دامادى خود پذیرفت . شهید از اعضاى هیئت مدرسین و مورد اعتماد كامل زعماى حوزه علمیه قم بود.
نامبرده بعد از پیروزى انقلاب به فرمان امام خمینى ((ره )) به سمت دادستان كل انقلاب برگزیده شد. و پس از 31 ماه خدمت صادقانه در سنگر قضاوت به دنبال رسوایى منافقین ناجوانمردانه بر اثر انفجار یك بمب آتش زا در دادستانى كل انقلاب به فیض عظماى شهادت نایل آمد.

 

پیام امام خمینى ((ره ))
((اینجانب سالیان طولانى از نزدیك با او (شهید قدوسى ) سابقه داشتم و آن بزرگوار را به تقوا و حسن عمل و استقامت و مقاومت و تعهد در راه هدف مى شناختم .
شهادت بر او مبارك ، و فود الى الله و خروج از ظلمات به سوى نور بر او ارزانى باد.
راهى است كه باید پیموده و سفرى است كه باید رفت چه بهتر كه در حال خدمت به اسلام و ملت شریف اسلامى شربت شهادت نوشید و با سرافرازى به لقاء الله رسید و این همان است كه اولیاى معظم حق تعالى كه آرزوى آن را مى كردند و از خداى بزرگ در مناجات خود طلب مى كردند دست یافت .
گوارا باد شربت شهادت بر شهداى انقلاب اسلامى و خصوص شهداى اخیر ما كه با دست جنایتكار منفورترین عناصر پلید به جوار رحمت حق شتافتند و افتخار براى اسلام و ننگ و نفرت براى دشمنان دژخیم ملت شریف آفریدند.))

 

شهید قدوسى از دیدگاه مقام معظم رهبرى

((... هم پركار بود، خسته نمى شد، هم پشتكار داشت . این طور نبود كه یك كارى را رها كند و دنبال كار دیگرى برود. نمونه آن مدرسه حقانى ، اگر ریاست مدرسه حقانى با كسى غیر از آقاى قدوسى بود من باور نمى كنم كه این مدرسه به این اندازه از فوائد و آثار مى رسید. این مرد بود كه نشست آنجا، حواسش را جمع كرد از همه كارهاى خود برید، به هیچ كارى نپرداخت تا این مدرسه را به این رونق رساند و از لحاظ شكل و محتوى مدرسه را به حد مطلوب و قابل توجهى قرار داد.))
 

آیت الله هاشمى رفسنجانى درباره شهید قدوسى گفته اند
((یك خصوصیت بارز ایشان نظم و قاطعیت بود، در بین همه ما ایشان زبانزد بود به نظم و قاطعیت و به همین دلیل ما براى ایشان مدیریتى قائل بودمى و كارهایى كه در آن روزها احتیاج به مدیریت قاطعى داشت به ایشان سپرده مى شد و به همین دلیل هم ایشان را مسئول محاكمات آن زمان كردند و اول مسئول زندانى ها بازداشتى از رژیم قبل در روزهاى اول انقلاب كه خیلى بى نظم بود كردند و این كار براى این انجام شد كه بشود به آنجا نظمى داد.))



امام خامنه ای چقدر ثروت دارد؟

در زمان ریاست جمهوری، حضرت آیت الله خامنه ای یک چک پنجاه هزار تومانی برای نخست وزیر وقت - مهندس میرحسین موسوی - ارسال می نماید و می فرمایند: این حداکثر پولی است که ممکن است از بیت المال در هزینه های شخصی بنده جابجا شده باشد، کمتر از این است ولی شما این مبلغ را به حساب خزانه دولت واریز کنید تا من مدیون بیت المال نباشم.

همین چندشب پیش بود که صحبت یکی از دوستان، باعث شد درباره ثروت رهبر معظم انقلاب جستجوی مفصلی انجام دهم. مطلبی که پیش روی شماست، حاصل این کندوکاو اینترنتی است و البته گزارش و مقاله هایی که داخل و خارج از کشور درباره ثروت امام خامنه ای تهیه شده است.

در ادامه مطلب بخوانید:
 

سخنان رهبر معظم انقلاب در دیدار اساتید و اعضای هیأتهای علمی دانشگاهها

رهبر انقلاب اسلامی در دیدار استادان و اعضای هیأتهای علمی دانشگاهها:
شتاب علمی کشور به هیچ دلیلی نباید کاهش یابد/ مسئولان قدرشناس اساتید مؤمن و انقلابی باشند/ سیاست بازی سمّ محیطهای علمی است/ حاشیه‌سازی در موضوع بورسیه‌ها از غلط ترین کارهای چند سال اخیر/ هدف تحریمها جلوگیری از رسیدن ملت ایران به جایگاه شایسته تمدنی است.
متن کامل سخنان را در ادامه مطلب مطالعه نمایید:

سالروز وفات حضرت خدیجه کبری (س) بر عموم مسلمین جهان تسلیت باد.

 دهمین روز از ماه رمضان سال دهم بعثت ‏(3 سال قبل از هجرت) می گذشت که واقعه ای رخ داد؛ در هنگامه ای که مسلمانان در شعب ابی طالب در محاصره بودند و وجود حضرت خدیجه کبری تسلای خاطری برای رسول گرامی اسلام در آن وضعیت سخت و طاقت فرسا بود. آری! پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله یار دیرینه خود را از دست داد.

چون حضرت خدیجه بانوى فداکار و همسر بى نهایت مهربان حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) در سن شصت و پنج‏سالگى از دنیا رفت ، پیامبر (ص) او را با دست مبارک خویش در حجون مکه (قبرستان ابوطالب) به خاک سپردند . حزن در گذشت او پیامبر (ص) را بسیار محزون ساخت به همین دلیل آن حضرت سال در گذشت‏حضرت خدیجه را عام الحزن‏ - سال اندوه - نام نهاد. از ثروت بسیار حضرت خدیجه همسر بى‏همتاى پیامبر (ص) اسلام رونق یافت .

حضرت خدیجه س در حالی به همسری محمد ابن عبدالله در آمد که از ثروت و شهرت خاصی در عربستان برخوردار بود و خواهان زیادی از میان ثروتمندان قریش داشت . در این دوره زمانی حضرت محمد (ص) هنوز به رسالت برانگیخته نشده بود واز ثروت و مکنت نیز برخوردار نبود . ایشان در این زمان تحت سر پرستی جد بزرگوارشان حضرت عبد المطلب زندگی می کردند و شهرتی مگر در راستکاری و امانت داری نداشت اما حضرت خدیجه س او را بر گزید و پس از رسالت آن حضرت نه تنها تمام سختی ها را به جان خرید و سرمایه خویش را برای هدف شگفت رسول الله (ص) خرج کرد بلکه اولین زنی است که به پیامبر اسلام ایمان آ ورد .

 

معرفی حضرت خدیجه (س)

 پدر او: خو یلد بن عبد الغری بن قُصَی بن كلاب است. مادر او: فاطمه دختر زائده بن أصَم است. تولد: سال 68 پیش از هجرت فرزندان: قاسم، عبدا...، زینب، ام كلثوم، فاطمه و رقیه می باشند. لقب: طاهره وفات: در ماه رمضان سال دهم بعثت و پس از سه روز بعد از وفات ابوطالب است. پیغمبر(ص) او را در حجون دفن كرد و خود او را در قبر گذاشت و سال وفات او عام الاحزان (سال اندوه ها) نامیده شده است و خدیجه به هنگام وفات 65 سال داشت.


در هنگام ازدواج با پیغمبر(ص) عمر شریف آن حضرت 25 سال و عمر خدیجه 40 سال بود. ثروتش از همه قریش بیشتر بود و اهالی مكه با اموال او پیش از آنكه با پیغمبر (ص) ازدواج كند تجارت می كردند و خدیجه پس از ازدواج با پیغمبر هر چه داشت به وی بخشید و این ثروت هنگفت از پایه های تشكیل دهنده دعوت اسلامی به شمار می رود. سخن از اسلام خدیجه گفتن در واقع سخن از اسلام در روز نخستین است. همه امت اتفاق نظر دارند كه خدیجه اولین بانویی است كه اسلام آورده است. در همان زمانی كه پیامبر گرامی از اذیت و آزار و دشواریها رنج می برد، آنجا كسی بود كه از بار اندوه و غمهای او می كاست و موجب می شد كه غمها و اندوه های خویش را به فراموشی سپارد. او تنها خدیجه همان زن با ایمان بود، همان زن گرانقدری كه یاور و شریك محمد (ص) بود. تبسم خدیجه كوله بار اندوه و دردها را از محمد (ص) سبك می كرد و دوستی نمایان بر چهره اش موجب می شد كه پیغمبر دردها و رنجهای خود را از یاد ببرد. ایمان خدیجه پیغمبر را از یك آینده درخشان و با شكوه برای دعوت خبر می داد و استواری عقیده اش دلیلی بر آغاز پیروزی بود. اموال خدیجه در واقع كلید شكست این محاصره بود. او مواد مصرفی را چندین برابر قیمت واقعیش از برای غذای كسانی كه میان امت بودند می خرید تا اینكه سالهای محاصره اقتصادی با سلامت و رهایی امت سپری شد و حیله قریش با شكست و ناكامی مواجهه گردید. رسول گرامی (ص) به خاطر صداقت و امانتی كه از او نمایان شده بود به صادق و امین معروف بود و خداوند حاضر و ناصر چنین می خواست كه خدیجه دارای سیره ای باشد كه بدان از همه زنان منحصر بفرد باشد، به همین جهت در دوره جاهلیت به طاهره معروف بود و همین لقب برای شرف و افتخار او كافی است. ابن عباس گفته است: رسول خدا (ص) بر روی زمین چهار خط كشید و گفت آیا می دانید این چیست؟ گفتند: خدا و رسولش داناترند. پس رسول خدا (ص) گفت: بهترین زنان اهل بهشت چهار تن هستند: خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد (ص)، مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم زن فرعون. مناقب خدیجه فراوان است و او از میان زنان كسی است كه به مرحله كمال رسیده است. او خردمند و با جلال و متدین و پاكدامن و بزرگوار و از اهل بهشت بود. پیغمبر (ص) او را ستایش می كرد و بر دیگر زنان مؤمن برتری می داد و او را بسیار بزرگ می داشت تا جائیكه عایشه می گفت: به زنی رشك نبردم آنچنان كه به خدیجه حسد ورزیدم زیرا كه پیامبر (ص) بسیار زیاد از او یاد می كرد. و بدینگونه او در تاریخ حیات رسول اكرم (ص) زنی عادی نبود. بسبب فداكاری شگفت انگیز این بانوی پارسا، پیامبر (ص) او را بسیار بزرگ می داشت. سه سال پیش از هجرت، در تلاطم وقایع وتند باد مصائبی كه از سوی قریش و سایرین بر پیامبر (ص) وارد می شد شعله ای فروزان رنگ باخته، به خانوشی می گرائید. رسول اكرم (ص) به سادگی نمی توانست این خبر دلخراش را بپذیرد. او بدین ترتیب انسانی را از كف می نهاد كه عالی ترین نمونه وفا و فداكاری و جامع ترین بیانگر راستی بود. آخرین سخن خدیجه، به هنگامی كه بر بستر مرگ خفته بود، از درد و رنج هائی كه در راه پیامبر(ص) دیده بود كم ارج تر نبود. لحظه ای كه شبح مرگ بر چهره او سایه افكنده بود به پیامبر چنین می گوید: « ای رسول خدا ...... من در حق تو كوتاهی كردم و آنچه شایسته تو بود، انجام ندادم.از من در گذر و اگر اكنون، دل در طلب چیزی داشته باشم, خشنودی توست.» كلمات بر لبان پاكش می لغزد و آخرین نفسهایش را با خشوع و ایمان بر می آورد ...... خدا خدیجه را رحمت كند. آن نمونه بارز زن مسلمان كه برای عقیده و رسالتش پیكار كرد.

فواید جسمانی روزه (نگاه علم پزشکی به روزه)

جهت مشاهده این مطلب بر روی تصویر زیر کلیک نمایید:

فواید روزه

نور رمضان



اشاره
 

اگر ماه مبارک رمضان را «مکتب رمضان» بنامیم، سخن به گزاف نگفته ایم؛ زیرا سرشار از آموزه های اخلاقی، لبریز از درس چگونه زیستن و چگونه بودن و چگونه مردن و آکنده از پیام های والای عرفانی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. اگر از فرصت رمضان به درستی استفاده شود، خلق انسان، نیکو می شود، ضعف های اخلاقی او از میان می رود و کمترین پاداش آن دست یابی به بهشت پروردگار خواهد بود. ماه رمضان، یک ماه تمرین برای چگونه بودن، چگونه خوردن، سحرخیز بودن و مهار و تعدیل غرایز نفسانی است و کسی که توانست دست کم، یک ماه، این گونه خود را بپرورد و این گونه باشد، نشانه آن است که می تواند ماه ها و سال ها نیز این گونه باشد. ماه رمضان فرصتی بی مانند برای شکوفا شدن است و آسان ترین زمان برای خودسازی و پالایش درون و کسب طهارت روحی؛ چرا که بر اساس فرموده حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم)، «شیاطین در این ماه در غل و زنجیرند»، و بسی آشکار است که جنگیدن با دشمنی که در غل و زنجیر است، بسی آسان تر از دشمنی است که دست و پایش آزاد است. همه بزرگان برای ماه مبارک رمضان اهتمام ویژه ای قائل بودند و چون این ماه فرا می رسید، بیشترین تلاش را برای برگرفتن بیشترین بهره و اندوخته از این ماه می کردند. ماه رمضان کیمیاگری می کند، به گونه ای که حتی نفس های روزه دار را به «تسبیح» و خواب او را به «عبادت» تبدیل می کند، و مانع از آن می شود که حتی نفس و خواب نیز در آن بیهوده به هدر رود. به تعبیر زیبای صائب تبریزی:

 

یا سبو یا خم می یا قدح باده کنند
یک کف خاک در این میکده ضایع نشود (1)

پس قدر لحظه لحظه این ماه عزیز را بدانیم و از همه آموزه های آن درس بگیریم.
چو پیغامبر بگفت: «الصوم جُنّه» (2) پس بگیر آن را
که پیش نفس تیرانداز، زنهار این سپر مفکن
سپر باید در این خشکی؛ چو در دریا رسی آن گه
چو ماهی بر تنت روید به دفع تیر او جوشن (3)
$ بخش اول: نگاهی به درس ها و آموزه های ماه مبارک رمضان
 

1.مهار شکم بارگی
 

یکی از مبطلات روزه، خوردن و آشامیدن است. پیام اصلی این آموزه، مدیریت شکم و مهار زیاده روی غریزه خوردن و آشامیدن است. بر اساس حدیثی از امام رضا (علیه السلام)، «المِعده بیت الداءِ: معده خانه همه دردها و بیماری هاست» (4). بنابراین، با مهار معده در این ماه، زمینه برای سلامتی جسمانی نیز فراهم می آید.
آن حضرت در سخنی دیگر می فرماید: «لو انَّ الناس قصروا فی الطعام لاستقامت ابدانُهم؛ اگر مردم در غذا خوردن، به اندازه کم آن بسنده می کردند، هدف هایشان، استقامت و سلامتی می یافت». (5)
حضرت علی (علیه السلام) نیز در این باره می فرماید: «مَن کثر اکلهُ قلت صحتهُ و ثقلتُ علی نفسه مؤنته؛ کسی که زیاد بخورد، از سلامتی اش کاسته می شود و هزینه بیماری جسمانی او بر دستش گذاشته خواهد شد». (6)
آثار مهار شکم پارگی و ثمره های کم خوردن، تنها در سلامت جسمانی خلاصه نمی شود، بلکه در صیقل یافتن اندیشه و کسب زیرکی و هوشمندی نیز اثرگذار است. حضرت علی (علیه السلام) در این باره می فرماید: «من قل اکله صفی فکرُهُ، هر که خوردنش کم شود، فکر او صفا و صیقلی می یابد.» (7) و باز از آن حضرت است که «مَن کظتهُ البطنَهُ حجبتهُ عن الفطنَهٍ؛ کسی که پری معده، او را به رنج و تعب اندازد؛ مانع از زیرکی و تیزهوشی او می شود». (8)
«بی گمان ماه مبارک رمضان فرصت مناسبی است برای پی بردن به اسرار عالم و در این باره باید به همان مقدار غذایی که نیروی انسان را تأمین می کند، بسنده کرد. هیچ کس با پرخوری به جایی نمی رسد.
شکم که پر شد، راه فهم، مسدود می شود. شکم که پر خور هرگز چیز فهم نیست و هرگز به اسرار و باطن عالم پی نخواهد برد. شکم پارگی، بی ارادگی و خمودی می آورد و رعایت اعتدال در خوردن، سلامتی، طول عمر و نورانیت دل می بخشد. خوردن بیش از حد روح را سرگرم می کند تا غذای زاید هضم شود، و هم بدن را به سوخت و ساز بیشترین وادار می کند و سرانجام انسان را زودتر از موعد از پا در می آورد. نوعاً انسان های پر خور، عمر طولانی ندارند. زیاده روی در خوردن بر کسالت و خواب نیز می افزاید». (9)
 
آیت الله میرزا ملکی تبریزی در این باره می نویسد: «کم خوری و گرسنگی در ماه مبارک رمضان، فرصت خوبی برای این کار است - فایده های بزرگی برای انسان دارد؛ که از جمله آنها صفای دل است؛ زیرا «سیری» بخار معده را در مغز زیاده می کند و موجب می شود که حالت شبه هستی، عارض مشخص شود، و دل به سبب آن، از سیر در افکار و اندیشه های معنوی باز ماند. این در حالی است که گرسنگی و کم خوری، سبب صفای قلب و رقت آن شده، دل برای رسیدن به معرفت، آماده می شود و از برای گرسنگی، نوری است که می توان آن را حس کرد و از جمله فایده های گرسنگی، زبونی و انکار نفس و مهار زیاده روی در شادی کردن هاست- که خود یکی از عوامل سرکشی نفس است. زبونی و انکار نفس که حاصل گرسنگی است موجب می شود که آدمی در برابر پروردگارش آرام و فروتن گردد. و از جمله فواید گرسنگی و کم خوردن، زایل نمودن قدرت و فشار شهوات است. و فایده دیگر گرسنگی نیز، کم خوابیدن است، که خواب زیاد، موجب تباهی عمر آدمی خواهد بود... حال که این فایده ها را دانستی، به این نکته، واقف خواهی شد که چرا خداوند، گرسنگی را برای پذیرایی میهمان خود انتخاب کرده است؛ چرا که نعمتی بهتر و بالاتر از نعمت معرفت و قرب به پروردگار و دیدار او نیست، و گرسنگی، او مهم ترین سبب ها برای دست یابی به چنین مقصدی است». (10)
شهید مطهری نیز بر این باور است: «افراط در شکم خوارگی و توجه به صبحانه و ناهار و شام عالی و لذیذ و مرتب، گذشته از سایر مفاسد، روح و فکر را متوجه خود می کند و انسان را متوجه عالم پایین می کند و او را از توجه به جهان بالا باز می دارد. از جمله آفات شکم پارگی، اثری است که روح عزم انسان در جهت سست کردن آن می گذارد. یک شکم پر لذیذ، قادر است که یک تصمیم بزرگ را منفسخ کند. نیز شهوت شکم، روی شهوت فرج اثر می گذارد و محرک شهوت است و هر دوی اینها آدمی را وادار می کند به تهیه وسایل زیاد و حرص و جمع وسائل، اینها نیز تدریجاً آدمی را به تفاخر و تکاثر و در پی آن به حسد و طغیان می کشاند». (11)

2. حلال خواری
 

یکی از آموزه ها و درس های ماه مبارک رمضان، «حلال خواری» است. حلال خواری، آموزه ای است که ادعیه این ماه به ما می آموزد. در دعای ابوحمزه ثمالی می خوانیم: «اللهم ارزقنی من فضلک رزقاً حلالاً طیباً؛ خدایا؛ از فضل خودت مرا روزی حلال و پاکیزه روزی فرما».
در دعای سحرگاهان ماه رمضان نیز می خوانیم: «اسئلک یا ربَّ ان ترزقنی من رزقک الحلالِ الطیب؛ از تو درخواست می کنم، ای پروردگار من که از رزق حلال و پاکیزه، روزی ام فرما».
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز می فرماید: «طلبُ الحلالِ فریضه علی کل مسلم؛ طلب حلال بر هر مسلمانی واجب است». (12)
حضرت در جایی دیگر فرموده است: «بر بیت المقدس، فرشته ای است که هر شب ندا می کند: هر که حرام بخورد، خداوند، نه نماز مستحب و نه نماز واجب او را نمی پذیرد. (13)
بر اساس حدیثی دیگر از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) «هر که برای خانواده خود از راه حلال کوشش نماید او همانند مجاهد در راه خداست و کسی که به دلیل عفاف پیشگی، دنیا را از راه حلالش بطلبد در درجه شهدا خواهد بود». (14)
حلال خواری، پیش شرط استجابت دعاست که در حدیث نبوی (صلی الله علیه و آله و سلم) از آن یاد شده است. حلال خواری آموزه ای است که از همان آغاز ماه مبارک رمضان، روی آن تأکید شده است. در دعایی که مستحب است، در شب اول ماه مبارک رمضان بخوانیم، چنین آمده است: «خدایا افطار ما را از رزق حلال، روزی فرما. خدایا روزی ما را حلال و طیب و پاکیزه از ظلم و گناه و پیراسته از خطا و زشتی گردان. خدایا، جز از پاکیزه هایی که آمیخته با هیچ ناپاکی و حرام نیست، ما را اطعام مکن و روزی حلال را برای ما قرار ده.
بر اساس آموزه های دینی، روزی حلال، کمک خوبی برای توفیق در دین داری است. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «لا تدع طلب الرزق من الحلالِ؛ فانه عونٌ لک علی دینک؛ طلب روزی حلال را وامگذار، که روزی حلال تو را در دین داری کمک می کند.» (15)
در واقع، روزی حلال، تأثیری عمیق و ریشه دار در واقعیت وجود انسانی و در ساختن بدن و روح آدمی دارد و در جهت شکفتن استعدادهای نیک و حصول تصمیم ها و نیت های خوب در انسان، از نقشی سرنوشت ساز برخوردار است. (16)
همچنین «آن لقمه نانی را که انسان به دهن می گذارد، اگر از روی حساب نباشد؛ هرزه خوار می شود و انسان هرزه خوار، هرزه گو می گردد. بر این اساس، یکی از مهم ترین مراقبات این است که انسان، واردات و صادرات دهانش را مواظب باشد». (17)

عارف بزرگ، محمد اُوز جندی در این باره می نویسد:
بدان ای رونده راه خدای عزوجل که لقمه حلال را خاصیت عظیم است در روشن کردن دل، و لقمه حرام را اثری بزرگ است در تاریک کردن دل.

پیغامبر فرمود: «کسی که چهل روز غذای حلال بخورد، خداوند، قلبش را نورانی می کند، و چشمه های حکمت را از قلبش بر زبانش جاری می کند.» و بدان که عبادت اعضا و جوارح، دل را نورانی می کند به طریق طلا، اما لقمه حلال، دل را نورانی کند به طریق نهادن دارو بر موضع بیماری و این مؤثرتر باشد. بزرگان گفته اند: «پارسایی ده جزو است، نُه جزو آن، لقمه حلال، و یک جزو آن، عبادت های دیگر. (18)
شیخ بهایی در اشعاری دلنشین در این باره می گوید:

 

لقمه کاید از طریق مشتبه
خاک خور، خاک و بر آن دندان منه

کان تو را در راه دین مغبون کند
نور عرفان از دلت بیرون کند

لقمه نانی که باشد شبهه ناک
در حریم کعبه ابراهیم پاک

گر به دست خود فشاند بذر آن
ور به گاو چرخ کردی شخم آن

ور مه نو در حصادش (19) داس کرد
وز به سنگ کعبه اش دست آس کرد

ور به آب زمزمش کردی عجین
مریم آیین پیکری از حور عین

ور تو بر خوانی هزاران بسمله
بر سر آن لقمه پر ولوله

عاقبت خاصیتش ظاهر شود
نفس از آن لقمه ترا قاهر شود

در راه اطاعت ترا بی جان کند
خانه دین ترا ویران کند (20)

 

3. اخلاص
 

اخلاص در جوهر روزه نهفته است؛ زیرا عبادتی است خاموش و همانند نماز و جهاد و حج و ...، با هیچ حرکت بدنی و اعمال ظاهری همراه نیست و مادامی که شخص، خود اظهار روزه داری نکند، کسی از ظاهر او نمی تواند به روزه داری اش پی ببرد. بنابراین، روزه به طور طبیعی، شخص را به اخلاص و کار برای رضای خدا رهنمون می دارد در حدیثی قدسی، از اخلاص به «سری از اسرار الهی» تعبیر شده است که خداوند آن را تنها در قلب کسانی که دوستشان دارد، به ودیعه می گذارد: «الاخلاصُ سرٌّ من اسراری استودعته قلب من اجببت من عبادی؛ اخلاص، سری از اسرار من است که آن را [تنها] در قلب کسی که دوستش دارم به ودیعه می گذارم». (21)
این نشانه گران بهایی اخلاص و دشواری دست یابی به آن است. به تعبیر امام خمینی (رحمه الله) «خالص نمودن نیت از همه مراتب شرک و ریا و مراقبت و باقی مانده بر آن، از امور بسیار مشکل و مهم است، بلکه بعضی از مراتب آن، جز برای بزرگان از اولیاء الله میسر و میسور نیست». (22)
در دعاهای ماه مبارک، بارها به آموزه «اخلاص» اشاره و از خداوند درخواست قلبی پیراسته از ریا شده است.
در دعای ابوحمزه ثمالی می خوانیم: «اللهم ابرء قلبی من الریاءِ و الشَّکِّ و السمعه فی دینکَ، حتی یکون عملی خالصاً لک؛ خدایا قلب مرا از ریا و شک و حب تحسین دیگران در دین تو، پیراسته بدار، تا اینکه عمل من خالص تنها برای تو باشد.»
در دعایی که در سحرگاهان ماه مبارک رمضان می خوانیم، چنین آمده است: «لا تجعل شیئاً اتقرَّبُ به فی آناءِ اللیلِ و اطرافَ النهار ریاءً و لا سمعهٌ؛ و هر عملی را که برای تقرب به تو در ساعات شب و اطراف روز انجام می دهم، به انگیزه ربا و خودنمایی و جلب تحسین دیگران قرار مده».
نکته مهم درباره اخلاص این است که اخلاص به شکل دهی شخصیت حقیقی و راستین در انسان می انجامد و موجب می شود شخصیت شخص، از ژرفای درونش بجوشد؛ در حالی که ریاکاری و انجام کار برای مردم، به انسان شخصیتی کاذب و دروغین می بخشد و سبب می شود شخص، شخصیتش را بر اساس تحسین دیگران و مطابق با میل آنها شکل دهد، چنین شخصیتی که لرزان بوده، همواره آدمی را در بیم و هراس از دست رفتن آن نگه می دارد. بنابراین، بحث اخلاص، از منظر روان شناسی نیز در خور توجه است؛ زیرا از ساز و کارهای اصلی کسب شخصیت سالم و راستین به شمار می آید. حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «طوبی للمخلصین اولئکَ مصابیحُ الهدی، تنجلی عنهم کلٌّ فتنه، ظلماء؛ خوشا بحال مخلصین که آنان چراغ های هدایتند، و هر فتنه تیره ای به سبب آنها زدوده می شود». (23)
حضرت علی (علیه السلام) نیز فرمود: «طوبی لمن اخلص للله عملهُ و عِلمَهُ و حبهُ و بعضه و اخذهُ و ترکهُ و کلامَهُ و صمتَهُ و فعلَهُ و قولهُ؛ خوشا به حال کسی که عمل و علمش و دوستی و دشمنی اش و انجام دادن و رها کردنش و سخن و سکوتش و کردار و گفتارش، فقط برای خدا باشد.» (24)

پی‌نوشت‌ها:
 

1. صائب تبریزی، دیوان، تصحیح، محمد قهرمان، ج4، ص 1742، غزل 3608.
2. روزه سپر است.
3. مولوی.
4. شیخ عباس قمی، سفینه البحار، ج 1، ص 792.
5. همان.
6. عبدالواحد تمیمی آمدی، غررالحکم و درر الکلم، ج 5، ص 393، ح 8903.
7. همان، ج 4، ص 299، ح 8462.
8. همان، ص 299، ح 8459.
9. آیت الله جوادی آملی، حکمت عبادات، صص 127 و 128.
10. آیت الله میرزا جواد ملکی تبریزی، مراقبات، ترجمه: علی رضا میرزا حکیم خسروانی، ج 1، صص 263-266.
11. مرتضی مطهری، یادداشت های استاد مطهری، ج 3، صص 396 و 397.
12. ملا محسن فیض کاشانی، محجه البیضاء، ج 3، ص 203.
13. امام محمد غزالی، احیاء العلوم، ج 2، ص 194.
14. محجه البیضاء، ج 4، ص 203.
15. محمدرضا حکیمی، محمد حکیمی و علی حکیمی، الحیاه، ترجمه: احمد آرام، ج 4، ص 650.
16. همان.
17. آیت الله حسن زاده آملی، مقالات ص 36.
18. این برگ های پیر، تصحیح: نجیب مایل هروی، ص 127.
19. دِرو.
20. شیخ بهایی، کلیات دیوان، به اهتمام: سید جواد معصومی، صص 113 و 114.
21. شهید ثانی (رحمه الله)، منیه المرید، ص 133.
22. امام خمینی (رحمه الله)، چهل حدیث، ص 330.
23. متقی هندی، کنزالعمال، ج 1، ص 299، ح 5268.
24. میزان الحکمه، ج 3، ص 1426، ح 475.
 

 

منبع: حسینی ایمنی، سید علی؛ اشارات، قم: مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، تابستان 1391.

به یاد گذشته.... ( بخشی از اجراهای حقیر در سال های قبل)

تذکر : این مطلب جزء مطالب ثابت است و همیشه در ابتدای مطالب قرار دارد.


قسمتی از این برنامه :
[http://www.aparat.com/v/PsAcX]



اجرا و قرائت قسمتی از وصیت نامه شهید سعید زقاقی توسط امیرحسین احمدنیا

[http://www.aparat.com/v/R4YT9]



قرائت زیارت شهدا (در یادو...
در مورد حجاب و شهدا (امی...
اجرای امیرحسین احمدنیا در...
قسمتی از مستند عطر یاران ...
قسمتی از پیش تولید قسمت 5...
بخشی از مستند شهدا ی شهرس...
امیرحسین احمدنیا در مسابق...
اجرای امیرحسین احمدنیا در...

در مدح حضرت ام البنین سلام الله علیها

ای فلک یک مه و سپهر سه اختر
شیر خدا را خجسته همدم و همسر
فاطمه ی دوم بهشت ولایت
یار علی پسر و بتول مطهر
یوسف زهرا توجهش به تو بانو
زینب کبری تو را صدا زد مادر
ام البنین مام شیر خداوند
ام ادب آفتاب خانه حیدر
خوانده کنیز عزیز فاطمه خود را
ای به ادب از همه زنان جهان سر
برده به میراث از تو عشق و ادب را
حضرت عباس در حضور برادر
کرده نثار قدوم یوسف زهرا
چار گل سرخ و چار لاله ی پرپر
ای پسر تو حسین دوم زهرا
ای به بنینت سلام ال پیمبر
از همگان برترند خیل شهیدان
رتبه ی عباس تو است ز آن همه برتر
نیست عجب گر که با زیارت زهرا
گردد اجر زیارت تو برابر
رویت مانند آفتاب درخشان
بختت بالاتر از سپهر مدور
عبطه به عباس تو برند شهیدان
با همه قدر و جلال در صف محشر
زائر باب البقیع تو دست دل ما
از نفس جان به تربت تو معطر
روی ارادت نهاده ایم بر تن خاک
حاجت دائم گرفته ایم از آن در
روز وفات تو گشت شهر مدینه
محفل اندوه و اشک و ناله سراسر
کاش که بودند چار دسته گل تو
تا که زنند از غمت به سینه و بر سر
حیف نه عباس داشتی و نه عثمان
آه نه عون تو با تو بود نه جعفر
آب شدی در فراق یوسف زهرا
گرچه تو را چار داغ مکرر
دوست نه تنها گریست بر تو که می زد
بر دل دشمن شرار آه تو آذر
در کف عباس قداست حاجت ؟؟
گرچه جدا شد ورا دو دست ز پیکر
دست جدا گشت و دیده شد هدف تیر
نیزه به سینه عمود آهن بر سر
بر تو و عباس تو سلام هماره
ای پدر و مادرم فدای تو مادر
گر بگذارند دشمنان تو (میثم)
گیرد چون جان خود مزار تو در بر

 

به مناسبت 14 فرودین : سالروز وفات حضرت ام البنین(سلام الله علیها)

زندگینامه اجمالی ام البنین سلام الله علیها

ازدواج امیر المؤمنین على علیه السلام با ام البنین سلام الله علیها  
پس از آنكه امیر المؤ منین على بن ابى طالب علیه السلام به سوگ پاره تن و ریحانه رسول خدا محمد بن عبد الله صلى الله علیه و آله یعنى سرور زنان عالمیان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه شهیده راه ولایت و امامت نشست ، برادرش عقیل بن ابى طالب علیه السلام را كه آشنا به انساب عرب بود، فرا خواند و از او خواست برایش همسرى از تبار دلاوران برگزیند تا پسر دلیرى براى مولا به ارمغان آورد كه سالار شهیدان حسین بن على علیه السلام را در كربلا یارى كند.
عقیل ، ام البنین كلابیه علیه السلام را براى حضرت على علیه السلام برگزید كه قبیله و خاندانش ، بنى كلاب ، در شجاعت بى مانند بودند. بنى كلاب از حیث شجاعت و دلاورى در میان عرب زبانزد بودند، ولبید درباره آنان چنین سروده است ما بهترین زادگان عامر بن صعصعه هستم و كسى بر این ادعا خورده نمى گرفت . الو براء، همبازى نیزه ها (ملاعب الاءسنة )، كه در عرب در شجاعت مانند او را ندیده بود، از همین خاندان است .
حضرت امیر المؤ منین علیه السلام این انتخاب از پسندید و عقیل را به خواستگارى نزد پدر ام البنین سلام الله علیه فرستاد. پدر، خشنود از این وصلت مبارك ، نزد دختر خود شتافت و او نیز با سر بلندى و افتخار پاسخ مثبت داد و پیوندى همیشگى بین وى و مولاى متقیان على بن ابى طالب علیه السلام برقرار شد. امام علیه السلام در همسر عقلى سترگ ، ایمانى استوار، آدابى والا و صفاتى نیكو مشاهده كرد و او را گرامى مى داشت و از صمیم قلب در حفظ حرمت او كوشید.

ام البنین ، و دو سبط پیامبر صلى الله علیه و آله  
ام البنین بر آن بود كه جاى خالى مادر آنها را در زندگى دو سبط پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله دو ریحانه رسول خدا صلى الله علیه و آله و دو سرور جوانان بهشت ، امام حسن و امام حسین علیه السلام ، پر كند؛ مادرى كه در اوج شكوفایى پژمرده شد و آتش به جان فرزندان خردسال خود زد.
فرزندان رسول خدا صلى الله علیه و آله در وجود این بانوى پارسا، مادر خود را مى دیدند، و رنج فقدان مادر را كمتر احساس مى كردند. ام البنین سلام الله علیه ، فرزندان دخت گرامى رسول اكرم صلى الله علیه و آله را بر فرزندان خود كه نمونه هاى والاى كمال بودند مقدم مى داشت و بخش عمده محبت و علاقه خود را متوجه آنان مى كرد.
تاریخ جز این بانوى پاك كسى را به یاد ندارد كه به اصطلاح فرزندان هووى خود را بر فرزندان خویش مقدم بدارد. لیكن ام البنین سلام الله علیه توجه به فرزندان رسول خدا صلى الله علیه و آله را فریضه اى دینى مى شمرد، زیرا خداوند متعال در كتاب خود همگان را به محبت آنان دستور داده (104)،و آنان امانت و ریحانه رسول خدا صلى الله علیه و آله بودند . ام البنین با درك عظمت آنان به خدمتشان قیام كرد و در این راه از بذل آنچه در توان داشت دریغ نورزید.
گویند همان روز كه پاى در خانه مولا علیه السلام گذاشت ، حسنین علیه السلام هر دو مریض بوده و در بستر افتاده بودند. اما عروس تازه ابو طالب علیه السلام به محض آنكه وارد خانه شد خود را به بالین آن دو عزیز عالم وجود رسانید و همچون مادرى مهربان به دلجویى و پرستارى آنان پرداخت (106). چنانكه گفته مى شود خود نیز پس از چندى به مولا پیشنهاد داد كه به جاى فاطمه ، كه اسم قبلى واصلى وى بوده ، او را ام البنین صدا زند، تا حسنین علیه السلام از ذكر نام اصلى او توسط مولا علیه السلام به یاد مادر خویش ، فاطمه زهرا سلام الله علیه ، نیفتاده و در نتیجه خاطرات تلخ گذشته در ذهنشان تداعى نگردد و رنج بى مادرى آنها را آزار ندهد.

اهل بیت علیه السلام ، و ام البنین سلام الله علیها  
محبت بى شائبه ام البنین سلام الله علیه در حق فرزندان رسول خدا صلى الله علیه و آله و فداكاریهاى فرزندان او در راه سید الشهداء علیه السلام ، در تاریخ بى پاسخ نماند. اهل بیت عصمت و طهارت در احترام و بزرگداشت آنان كوشیدند و از قدردانى نسبت به آنان چیزى فرو گذار نكردند.
شهید كه از فقهاى قله پوى شیعه است ، مى گوید: ام البنین سلام الله علیه از زنان با فضیلت و عارف به حق اهل بیت علیه السلام بود. وى محبتى خالصانه به آنان داشت و خود را وقف دوستى آنان كرده بود. آنان نیز براى او جایگاهى والا و موقعیتى ارزنده قائل بودند. زینب كبرى سلام الله علیه پس از رسیدن به مدینه به محضرش شتافت و شهادت چهار فرزندش را تسلیت گفت . چنانكه در اعیاد نیز، براى اداى احترام ، به محضرش ‍ مشرف مى شد.
رفتن نواده رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله ، شریك نهضت حسینى و قلب طپنده قیام امام حسین علیه السلام یعنى زینب كبرى علیه السلام ، نزد ام البنین سلام الله علیه و تسلیت گفتن شهادت فرزندان برومندش ، نشان دهنده منزلت والاى ام البنین سلام الله علیه نزد اهل بیت علیه السلام است .

ام البنین سلام الله علیها واسطه فیض الهى  
این بانوى بزرگوار نزد مسلمانان جایگاهى ویژه دارد، و بسیارى از انان معتقدند او را نزد خداوند منزلتى والاست و اگر دردمندى او را به درگاه حضرت بارى تعالى شفیع و واسطه قرار دهد، غم و اندوهش برطرف خواهد شد. لذا به هنگام سختیها و درماندگیها، این مادر فداكار را شفیع خود قرار مى دهند. البته بسیار هم طبیعى است كه ام البنین سلام الله علیه نزد پروردگار مقرب باشد تا زیرا وى فرزندان پاره هاى جگر خود را خالصانه در راه خدا و استوارى دین حق تقدیم داشته است . در خلال كراماتى كه در بخش سوم كتاب حاضر آمده ، با جلوه هایى از مقام والاى ام البنین سلام الله علیه در عالم معنا آشنا خواهیم شد.

سلسله نسب ام البنین سلام الله علیها  
وى فاطمه دختر حزام بن خالد بن ربیعه بن وحید بن كعب بن عامر بن كلاب بن ربیعة بن عامر بن صعصعة بن معاویة بن بكر بن هوازن است .
مادر او شمامه از خانواده سهل بن عامر بن مالك بن جعفر بن كلاب مى باشد و جده هایش عبارتند از:
جده اول : عمره دخت طفیل بن مالك احزام بن جعفر كلاب .
جده دوم : كبته دخت عروة الرحال فرزند جعفر بن كلاب .
جده سوم : ام خشف دخت ابى معاویة فارس هزار بن عبادة بن عقیل بن كلاب .
جده چهارم : فاطمه دخت جعفر بن كلاب .
جده پنجم : عاتكه دخت عبدالشمس بن عبد مناف بن قصى ، جده حضرت رسول صلى الله علیه و آله است كه در عمدة الطالب نام او را فاطمه دانسته است .
جده ششم : آمنه دخت وهب بن عمیر بن نصر بن قعین بن حرث بن ثلعبه بن ذودان بن اسد بن خزیمه .
جده هفتم : دخت جحدر بن ضبیعه اغر بن قیس بن ثلعبیة بن عكایة بن صعب بن على بن بكر بن وائل بن ربیعه بن نزار، جد حضرت رسول خدا صلى الله علیه و آله .
جده هشتم : دخت ملك بن قیس بن ثعلبه .
جده نهم : دخت الراءسین : خشین بن ابى عصم بن سمح بن فزاره (در قاموس اللغة خشین بن لاى ، و در تاج العروس لاى بن عصیم آمده است ).
جده دهم : دخت عمر بن صرمة بن عوف بن سعد بن ذبیان بن بغیض بن ریث بن غطفان .
اینان جده هاى ام البنین سلام الله علیه ، مادر ابوالفضل العباس علیه السلام ، هستند كه ابوالفرج اصفهانى در مقاتل الطالبین از ایشان یاد كرده است . تاریخ گواهى مى دهد كه پدران و داییهاى ام البنین سلام الله علیه در دوران قبل از اسلام جزو دلیران عرب محسوب مى شده اند و مورخان آنان را به دلیرى و جلادت در هنگام نبرد ستوده اند. افزون بر این ، آنان علاوه بر شجاعت و قهرمانى ، سالار و بزرگ پیشواى قوم خود نیز بوده اند، آنچنان كه سلاطین زمان در برابرشان سر تسلیم فرود آورده اند. اینان همانانند كه عقیل به امیر المؤ منین علیه السلام گفت : در میان عرب از پدرانش شجاعتر و قهرمانتر یافت نشود .
امیر المؤ منین علیه السلام نیز مقصودش از آن پرس و جو آن بود كه زنى را به همسرى خویش برگزیند كه زاده دلاوران عرب باشد، چرا كه مسلم است سرشت و خصایص ‍ اجداد به فرزندان منتقل مى شود، و فرزندان نیز آن ویژگیها را به نسلهاى بعدى منتقل مى سازند. بر این اساس است كه رسول اكرم صلى الله علیه و آله مى فرمایند: دایى به منزله یكى از دو زوج است (یعنى دایى نیز چون پدر و مادر، در صفات و اخلاق طفل مؤ ثر است ) پس براى جایگاه نطفه خود همسرى شایسته برگزینید.
در اینجاست كه مى بینیم در وجود شریف ابوالفضل علیه السلام دو گونه شجاعت در هم آمیخته است : 1. شجاعت هاشمى و علوى كه ارجمندتر و والاتر است و از جانب پدر سرور اوصیا به او رسیده ؛ و 2. شجاعت عامرى كه از جانب مادرش ام البنین سلام الله علیه ارث برده است ، زیرا كه در میان تیره مادریش جدى پیراسته چون عامر بن مالك بن جعفر بن كلاب (جد ثمامه مادر ام البنین ) بوده است كه به سبب قهرمان سالارى و شجاعتش او را ملا الاءسنة یعنى كسى كه سر نیزه ها را به بازى مى گیرد، مى نامیدند. این لقب را نخستین بار حسان در باب او به كار برد، چون دید كه یك تنه با شجاعانى كه او را احاطه كرده بودند پیكار مى كند، و لذا گفت : وى سر نیزه ها را با دستش به بازى گرفته است .
نیز از اوس بن حجر نقل شده كه درباره عامر گفته است :

یلاعب اطراف الاءسنة عامر
 
فراح له حظ الكتائب اءجمع
 

عامر سر نیزه ها را به بازى مى گیرد، پس او در كار آیى و توان نظامى ، به تنهایى یك لشگر را در خود جمع دارد.

عامر بن مالك همان كسى است كه برادر زاده اش ، عامر بن طفیل ، با علقمة بن علاثه قرار گذاشتند كه هر كدام نسبت و حسب افتخارآمیزترى داشت و به نفع او حكم شد، صد شتر از دیگرى بستاند. بدین منظور، هر یك ، یكى از پسران خود را نزد مردى از بنى وحید به گرو گذاشتند (و ضمانت و رهن نیز از آن هنگام دایر گردید). چون ابن طفیل در این مورد از عمویش ، عامر بن مالك ، كمك خواست ، این مرد دلیر نعلین خود را به او داد و گفت : براى تعیین شرافت خود از این نعلین كمك بگیر، زیرا من با آن چهل مرباع را به دست آورده ام .

مرباع ، ربع غنائم جنگى ئى بوده است كه پس از پیروزى یك قوم بر قوم دیگر در زمان جاهلیت به رئیس قبیله مى رسید. این نعلین ، مخصوص رئیس و پیشواى قوم بوده كه در ایام نبرد آن را مى پوشیده است ، والا مزیتى نداشته كه براى تعیین افتخار و مباهات به نسبت به كار رود.

دیگر از اجداد مادرى حضرت ابوالفضل علیه السلام ، عامر بن طفیل بن مالك بن كلاب ، برادر عمره : جده اول ام البنین سلام الله علیه مى باشد كه فوقا از او یاد شد. او گرامیترین مردم در عصر خود و نام آورترین شجاعان و دلاوران عرب بود. حتى گویند كه : هرگاه یكى از اعراب نزد قیصر روم مى رفت قیصر به او مى گفت : تو با عامر بن طفیل نسبتى دارى ؟ اگر وى میان خود و عامر نسبتى بر مى شمرد، گرامیش كمى شمرد و صله و احسان به او مى كرد، و الا روى خوش به او نشان نمى داد.
نیز از اجداد مادرى ام البنین سلام الله علیه ، عروة الرحال فرزند عتبة بن جعفر بن كلاب ، پدر كبشه : جده دوم این بانو مى باشد. عروه با پادشاهان رفت و آمد بسیار داشت و او را نزد آنها پایگاه و منزلتى رفیع بود، و به همین خاطر هم او را رحال (یعنى جهانگرد) نامیده اند.
از دیگر نیاكان ام البنین ، طفیل : فارس قرزل است كه پدر عمره (جده اول این بانوى بزرگوار) مى باشد. او نیز در شجاعت و قهرمان سالارى زبانزد همگان بوده و با ملاعب الاءسنة ربیعه ، عبیده ، و معاویه (پسران جعفر بن كلاب ) برادر بوده است . گویند: یك روز صبح آنان بر نعمان بن منذر (امیر مشهور عرب ) وارد شدند و مشاهده كردند كه یكى از یاران و همنشینان امیر، موسوم به ربیع بن زیاد عبسى ، با امیر مشغول غذا خوردن است . آنان مطلع شده بودند كه ربیع نزد حاكم ایشان سعایت كرده است . لبید، كوچكترین فرزند ربیعه (یكى از برادران یاد شده )، اشعارى در مدح طائفه و عموهاى خویش و ذم ربیع بن زیاد سرود كه نعمان و دیگر همنشینانش بر او انكار نورزیدند، و این به لحاظ شرافت و بزرگمنشى غیر قابل انكار آنان بود. حتى پس از این ماجرا، امیر آن شخص ‍ سخن چین را از خود راند و ابیاتى در توبیخ او سرود.

ام البنین سلام الله علیها همسرى جز امیرالمؤ منین على علیه السلام برنگزید
گروهى از مورخین برآنند كه امیرالمؤ منین علیه السلام با ام البنین سلام الله علیه ، دختر حزام عامریه ، بعد از شهادت حضرت زهرا سلام الله علیه ازدواج نمود. دسته اى دیگر مى گونید كه این امر بعد از ازدواج حضرتش با امامه بوده است . اما در هر حال ، مسلم است كه این ازدواج بعد از صدیقه كبرى سلام الله علیه صورت گرفته است ، زیرا تا فاطمه سلام الله علیه زنده بود خداوند ازدواج با زنان را بر امیرالمؤ منین علیه السلام حرام نموده بود.
ام البنین داراى چهار پسر به نامهاى عباس ، عبدالله جعفر، و عثمان گردید كه سرور همه آنان حضرت عباس علیه السلام مى باشد. این بانوى بزرگوار، بعد از امیر المؤ منین على علیه السلام مدتى طولانى زنده بد و با كسى نیز ازدواج نكرد؛ همچنانكه امامه و اسماء بنت عمیس و لیلى نهشیله چنین نمودند و این چهار زن آزاده ، كمال وفادارى را در حق شوى و سرورشان امیر المؤ منین على علیه السلام انجام دادند. حتى یك بار مغیرة ین نوفل و یك بار نیز ابو هیاج بن سفیان از امامه خواستگارى كردند، اما او امتناع ورزید و حدیثى از على علیه السلام نقل كرد كه همسران پیامبر و جانشینش بعد از مرگ ایشان نباید به همسرى كسى درآیند، بر پایه این سفارش ، زنان وارسته مزبور، تن به ازدواج با كسى ندادند. 

در باب عظمت مقام و علو معرفت حضرت ام البنین سلام الله علیه به مقام و موقعیت اهل بیت علیه السلام همین بس نوشته اند: چون ازدواج امیرالمؤ منان علیه السلام در آمد، امام حسن و امام حسین علیه السلام بیمار بودند، و او بسان مادرى دلسوز و پرستارى مهربان به مراقبت و دلنوازى از آنان پرداخت ؛ و چنین امرى از همسر سرور اهل ایمان ، كه از انوار معارف حضرتش بهره ها گرفته ، در بوستان علوى تربیت یافته و به آداب و اخلاق مولاى متقیان علیه السلام مؤ دب متخلق شده ، شگفت نیست .

فرزندان ام البنین سلام الله علیها  
اول از همه ، قمر بنى هاشم علیه السلام متولد گردید، و بعد بترتیب : عبدالله و جعفر و عثمان گام به جهان هستى گذاشتند.
فرزندان ام البنین - همگى - در زمین كربلا شهید شدند و نسل ام البنین علیه السلام از طریق عبیدالله بن قمر بنى هاشم بسیار مى باشند. چون بشیر به فرمان اما زین العابدین علیه السلام وارد مدینه شد تا مردم را از ماجراى كربلا و بازگشت اسراى آل الله با خبر سازد در راه ام البنین سلام الله علیه او را ملاقات كرد و فرمود: اى بشیر، از امام حسین علیه السلام چه خبر دارى ؟ بشیر گفت : اى ام البنین ، خداى تعالى ترا صبر دهد كه عباس ‍ تو كشته گردید. ام البنین سلام الله علیه فرمود: از حسین سلام الله علیه مرا خبر ده . بدینگونه ، بشیر خبر قتل یك یك فرزندانش را به او خبر داد اما ام البنین پیاپى از امام حسین علیه السلام خبر مى گرفت وى گفت : فرزندان من و آنچه در زیر آسمان است ، فداى حسینم باد! و چون بشیر خبر قتل آن حضرت را به او داد صیحه اى كشید و گفت : اى بشیر، رگ قلبم را پاره كردى ! و صدا به ناله و شیون بلند كرد.
مامقانى گوید: این شدت علاقه ، كاشف از بلندى مرتبه او در ایمان ، و قوت معرفت او به مقام امامت است كه شهادت چهار جوان خود را كه نظیر ندارند در راه دفاع از امام زمان خویش سهل مى شمارد.
به نوشته علامه سماوى در ابصارالعین : ام البنین سلام الله علیه همه روزه به بقیع مى رفت و مرثیه مى خواند، به نوعى كه مروان - با آن قساوت قلب - از ناله و گریه ام البنین سلام الله علیه به گریه مى افتاد و اشكهاى خود را با دستمال پاك مى كرد.

14 فرودین ، سالروز وفات مادر ادب و کرامت ، ام البنین (س) تسلیت باد.

اى زنان!من از شما یك تقاضا دارم و آن این است كه بعد از این مرا با لقب ام البنین نخوانید(چون ام البنین یعنى مادر پسران،مادر شیر پسران)،دیگر مرا به این اسم نخوانید.وقتى شما مرا به این اسم مى‏خوانید،به یاد فرزندان شجاعم مى‏افتم و دلم آتش مى‏گیرد.
-------------------------------
رحم الله عمى العباس لقد اثر و ابلى بلاء حسنا... »خدارحمت كند عموى ما عباس را،عجب نیكو امتحان داد،ایثار كرد و حداكثر آزمایش را انجام داد.براى عموى ما عباس مقامى در نزد خداوند است كه تمام شهیدان غبطه مقام او را مى‏برند.

مصیبت ام البنین(س) مادر حضرت عباس(س)
امام صادق علیه السلام فرمود:«)اینقدر جوانمردى،اینقدر خلوص نیت،اینقدر فداكارى! ما تنها از ناحیه پیكر عمل نگاه مى‏كنیم،به روح عمل نگاه نمى‏كنیم تا ببینیم چقدر اهمیت دارد. شب عاشوراست.

عباس در خدمت ابا عبد الله علیه السلام نشسته است.در همان وقت‏یكى از سران دشمن مى‏آید،فریاد مى‏زند:عباس بن على و برادرانش را بگویید بیایند. عباس مى‏شنود ولى مثل اینكه ابدا نشنیده است،اعتنا نمى‏كند.آنچنان در حضور حسین بن على مؤدب است كه آقا به او فرمود:جوابش را بده هر چند فاسق است.مى‏آید مى‏بیند شمر بن ذى الجوشن است.شمر روى یك علاقه خویشاوندى دور كه از طرف مادر عباس دارد و هر دو از یك قبیله‏اند،وقتى كه از كوفه آمده است‏ به خیال خودش امان نامه‏اى براى ابا الفضل و برادران مادرى او آورده است.



به خیال خودش خدمتى كرده است.تا حرف خودش را گفت،عباس علیه السلام پرخاش مردانه‏اى به او كرد،فرمود:خدا تو را و آن كسى كه این امان نامه را به دست تو داده است لعنت كند.تو مرا چه شناخته‏اى؟ درباره من چه فكر كرده‏اى؟تو خیال كرده‏اى من آدمى هستم كه براى حفظ جان خودم، امامم،برادرم حسین بن على علیه السلام را اینجا بگذارم و بیایم دنبال تو؟آن دامنى كه ما در آن بزرگ شده‏ایم و آن پستانى كه از آن شیر خورده‏ایم،این طور ما را تربیت نكرده است. جناب ام البنین،همسر على علیه السلام،چهار پسر از على دارد.

مورخین نوشته‏اند على علیه السلام مخصوصا به برادرش عقیل توصیه مى‏كند كه زنى براى من انتخاب كن كه‏«ولدتها الفحولة‏» از شجاعان زاده شده باشد،از شجاعان ارث برده باشد«لتلد لى ولدا شجاعا»مى‏خواهم از او فرزند شجاع به دنیا بیاید.(البته در متن تاریخ ندارد كه على علیه السلام گفته باشد هدف و منظور من چیست،اما آنها كه به روشن بینى على معترف و مؤمن‏اند مى‏گویند على آن آخر كار را پیش بینى مى‏كرد.) عقیل،ام البنین را انتخاب مى‏كند.به آقا عرض مى‏كند كه این زن از نوع همان زنى است كه تو مى‏خواهى.چهار پسر كه ارشدشان وجود مقدس ابا الفضل العباس است،از این زن به دنیا مى‏آیند،هر چهار پسر در كربلا در ركاب ابا عبد الله حركت مى‏كنند و شهید مى‏شوند.



وقتى كه نوبت‏ بنى هاشم رسید،ابا الفضل كه برادر ارشد بود به برادرانش گفت:برادرانم!من دلم مى‏خواهد شما قبل از من به میدان بروید،چون مى‏خواهم اجر شهادت برادر را ادراك كرده باشم.گفتند:هر چه تو امر كنى.هر سه نفر شهید شدند،بعد ابا الفضل قیام كرد.این زن بزرگوار(ام البنین)كه تا آن وقت زنده بود ولى در كربلا نبود،شهادت چهار پسر رشید خود را درك كرد و در سوگ آنها نشست.در مدینه برایش خبر آمد كه چهار پسر تو در خدمت ‏حسین بن على علیه السلام شهید شدند.براى این پسرها ندبه و گریه مى‏كرد.گاهى سر راه عراق و گاهى در بقیع مى‏نشست و ندبه‏هاى جانسوزى مى‏كرد.زنها هم دور او جمع مى‏شدند.مروان حكم كه حاكم مدینه بود،با آنهمه دشمنى و قساوت گاهى به آنجا مى‏آمد و مى‏ایستاد و مى‏گریست.از جمله ندبه‏هایش این است:

لا تدعونى ویك ام البنین

تذكرینى بلیوث العرین

كانت‏بنون لى ادعى بهم

و الیوم اصبحت و لا من بنین


اى زنان!من از شما یك تقاضا دارم و آن این است كه بعد از این مرا با لقب ام البنین نخوانید(چون ام البنین یعنى مادر پسران،مادر شیر پسران)،دیگر مرا به این اسم نخوانید.وقتى شما مرا به این اسم مى‏خوانید،به یاد فرزندان شجاعم مى‏افتم و دلم آتش مى‏گیرد.زمانى من ام البنین بودم ولى اكنون ام البنین و مادر پسران نیستم.


مرثیه‏ اى دارد راجع به خصوص ابا الفضل العباس:

یا من راى العباس كر على جماهیر النقد

و وراه من ابناء حیدر كل لیث ذى لبد

انبئت ان ابنى اصیب براسه مقطوع ید

ویلى على شبلى امال براسه ضرب العمد

لو كان سیفك فى یدیك لما دنى منه احد

مى‏گوید:اى چشمى كه در كربلا بودى و آن منظره‏اى كه عباس من،شیر بچه من،حمله مى‏كرد مى‏دیدى و دیده‏اى!اى مردمى كه آنجا حاضر بوده‏اید!براى من داستانى نقل كرده‏اند، نمى‏دانم این داستان راست است‏یا نه.یك خبر خیلى جانگداز به من داده‏اند، نمى‏دانم راست است‏یا نه.به من گفته‏اند كه اولا دستهاى پسرت بریده شد،بعد در حالى كه فرزند تو دست در بدن نداشت‏یك مرد لعین ناكس آمد و عمودى آهنین بر فرق او زد. واى بر من كه مى‏گویند بر سر شیر بچه‏ام عمود آهنین فرود آمد.بعد مى‏گوید:عباس جانم!فرزند عزیزم!من خودم مى‏دانم كه اگر دست در بدن داشتى هیچ كس جرات نزدیك شدن به تو را نمى‏كرد.

لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم و صلى الله على محمد و آله الطاهرین.

توصیه های ائمه(علیهم السلام) برای گشت و گذارهای نوروزی!!

اسلام عزیزی که هم ما را خوب می شناسد و هم محیطمان را، رابطه ی دقیق و زیبایی میان ما و محیط زیست تعریف می کند؛ البته این رابطه صوری و قراردادی نیست چون هردوی ما بخشی از خلقت خداییم و فلسفه ی آفرینش ما به هم گره خورده است و قطعاً تعامل مشخصی بین اجزای نظام آفرینش برقرار است... .


تفریح
طراوت زندگی
و حال خوش ما، وابسته به چیزهای مختلفی است. اول، اصل حال و هوای خودمان. بعد آدم های دور و برمان؛ از خانواده و فامیل و دوست، تا همسایه و همکار و هم محل. و بعدش محیطی که در آن زندگی می کنیم. اصل حرفمان درباره ی همین محیط زندگی است.

اجداد خیلی خیلی دور ما جایی زندگی می کردند که جز طبیعت نبود. آب و هوا و جغرافیای متفاوت، چهره های گوناگونی از طبیعت رقم زده بود و انسان ساکن در هر محیط، اثرگذاری و اثرپذیری خاصی از طبیعت خود داشت.
اما قصه ی امروز ما و طبیعت یا بهتر بگوییم، ما و محیط زیست، از زمین تا آسمان فرق کرده. نه محیطمان به آن اندازه طبیعی است، و نه ما و رفتارهایمان به اجدادمان می مانیم.
وقتی فضای شهرهایمان به شدت ساختمانی و سنگی شده، وقتی آسمان بالای سرمان رنگ آبی خود را به دود ماشین و صنعت باخته، و وقتی همیشه دیرمان شده و وقت نداریم، یعنی که ما و محیط زیستمان قصه ی پرغصه ای داریم.
گاهی که از هیاهوی آلودگی کلان شهرها خسته می شویم، با تمام وجود، بیان نورانی امام صادق(علیه السلام) را درک می کنیم که: "زندگی جز با سه چیز خوش نمی‏شود: هوای پاک، آب فراوان گوارا و زمین نرم و سست (آماده زراعت)."1  خلاصه دلمان روستا می خواهد.
یا وقتی سنگینی فضای صنعت زده ی شهری دلگیرمان می کند، نسخه ی شفا بخش امیر مومنان را باید برای خود بپیچیم: "نگاه کردن به سبزه، موجب شادابی است." 2 پس برای یک تجدید قوا نیاز داریم قدری در طبیعت نفس بکشیم و زیبایی هایش را تماشا کنیم. طبیعت مثل خیلی چیزهای دیگر برای شاهکار خلقت یعنی انسان آفریده شده، اما بهره ی او از این موهبت، آدابی دارد.
اسلام عزیزی که هم ما را خوب می شناسد و هم محیطمان را، رابطه ی دقیق و زیبایی میان ما و محیط زیست تعریف می کند؛ البته این رابطه صوری و قراردادی نیست چون هردوی ما بخشی از خلقت خداییم و فلسفه ی آفرینش ما به هم گره خورده است و قطعاً تعامل مشخصی بین اجزای نظام آفرینش برقرار است.
توصیه های دین و آدابی که برای این ارتباط دیرینه دارد، یک راهنمای کاربردی است برای بهترین بهره-وری و داشتن بهترین و سالم ترین محیط زیست.

نسخه ی شفا بخش امیر مومنان را باید برای خود بپیچیم: "نگاه کردن به سبزه، موجب شادابی است." پس برای یک تجدید قوا نیاز داریم قدری در طبیعت نفس بکشیم و زیبایی هایش را تماشا کنیم. طبیعت مثل خیلی چیزهای دیگر برای شاهکار خلقت یعنی انسان آفریده شده، اما بهره ی او از این موهبت، آدابی دارد

دسته ای از این توصیه ها در موضوع کاشت و مراقبت از درختان است. شاید ارزش یک درخت و کاشت و نگهداری از آن در نظر ما آنقدرها نباشد؛ ولی در نگاه اهل بیت(علیهم السلام) اهمیت فوق العاده ای دارد.
از امام صادق(علیه السلام) روایت است که فرموده اند: "زراعت کنید و درخت بکارید؛ به خدا قسم آدمیان کاری برتر و پاک‏تر از این نکرده‏اند." 3

پدر بزرگوارشان هم فرمودند: "درختان میوه را قطع نکنید که خداوند بر شما عذاب فرو می‏ریزد." 4
وعده ی رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به درختکاران هم بر اهمیت این مطلب افزوده است: "هر که نهالی بکارد، خداوند به مقدار میوه‏ای که از آن درخت به دست می‏آید، در نامه اعمال او پاداش می‏نویسد."5

طبیعت

و فرمودند: " هر مسلمانی درختی بنشاند یا کِشته‏ای بکارد و انسان یا پرنده یا چارپایی از آن بخورد، برای او صدقه محسوب می‏شود." 6 و نیز: "هر کس درختی بکارد و در نگهداری آن بکوشد تا میوه دهد، در برابر هرچه از آن میوه به دست آید، پاداشی نزد خدا خواهد داشت." 7
با این اوصاف، دیگر از روز روشنتر است که شاخه شکستن و گازوئیل ریختن و خلاصه آسیب زدن حتی بی اعنتا بودن به درختان یعنی همان موجودات زنده ی زندگی بخش، در مرام مسلمانی جایی ندارد.
اما باز هم پیامبر(صلی الله علیه و آله) به صراحت می فرمود: "نخل را نسوزانید و آن را در آب غرق نکنید. درخت بارور را قطع نکنید و زراعت را به آتش نکشید؛ زیرا شما نمی‏دانید، شاید در آینده به آن نیازمند شوید." 8
همین رعایت درختان را می توان به همه ی اجزای طبیعت و محیط زیست تعمیم داد. حیوانات، سبزه ها، رود و رودخانه ها، و خاک و کویر و دریا. امام صادق(علیه السلام)  توصیه کردند: " آب مورد نیاز مردم را آلوده نکن." 9
حتی محیط شهریِ به ظاهر دور از طبیعتمان هم مراعات خاص خودش را می طلبد. امیرالمؤمنین امام علی(علیه السلام)  فرمود: "خاکروبه را پشت در منزل نریزید؛ زیرا جایگاه شیاطین است." 10یا امام سجّاد – علیه السلام – هرگاه در میان راه به کلوخی بر می‏خورد، از مرکب پیاده می‏شد و با دستش آن را از راه دور می‏کرد.

حضرت امیر(علیه السلام) سفارش فرمود: "تقواى الهى را درباره بندگان خدا و شهرهاى او رعایت کنید؛ زیرا حتى از اماکن و حیوانات از شما سوال خواهد شد." 11
بیایید حق طبیعت را ادا کنیم. 

 

پی نوشت ها: 
  1- لا تَطیبُ السُکنی‏ إلّا بِثَلاثٍ: الهَواءِ الطَّیِّبِ وَ الماءِ الغَزیرِ العَذبِ و الأرضِ الخَوّارَةِ. «تحف العقول، ص ۳۲۰»
 2 - النَّظَرُ إلَی الخُضرَةِ نُشرَةٌ. «نهج البلاغه، حکمت ۴۰۰»
3- اِزرَعُوا و اغرِسُوا وَاللَّهِ ما عَمِلَ النّاسُ عَمَلاً اَجَلَّ و لا أطیَبَ مِنهُ. «بحار الأنوار، ج ۱۰۳، ص ۶۸»
 4 - لاتَقطَعُوا الثِّمارَ فَیَبعَثَ اللَّهُ عَلَیکُم العَذابَ صَبًّا. «الکافی، ج ۵، ص ۲۹۴»
 5- ما مِن رَجُلٍ یَغرِسُ غَرساً إلاّ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ مِنَ الأجرِ قَدرَ ما یَخرُجُ مِن ثَمَرِ ذلِکَ الغَرسِ. «کنزالعمّال، ح ۹۰۵۷»
6- ما مِن مُسلِمٍ یَغرِسُ غَرسَاً أو یزَرَعُ زَرعَاً، فَیأکُلُ مِنهُ إنسانٌ أوطَیرٌ أو بَهیمَةٌ إلاّ کانَت لَهُ بِهِ صَدَقَةٌ. «مستدرک الوسائل، ج ۱۳، ص ۴۶۰»
 7- مَن نَصَبَ شَجَرَةً و صَبَرَ عَلی‏ حِفظِها والِقیامِ عَلَیها حَتّی‏ تُثمِرَ کانَ لَهُ فی کُلِّ شَی‏ءٍ یُصابُ مِن ثَمَرِها صَدَقَةٌ عِندَ اللَّهِ. «میزان الحکمه، ح ۹۱۴۳»

8 - لا تُحرِقُوا النَّخلَ و لا تُغرِقوهُ بِالماءِ و لا تَقطَعُوا شَجَرَةً مُثمِرَةً و لا تُحرِقُوا زَرعاً لأِنَّکُم لا تَدرونَ لَعَلَّکُم تَحتاجُونَ إلَیهِ. «الکافی، ج ۵، ص ۲۹»
9 - لاتُفسِدْ عَلَی القَومِ ماءَهُم. «الکافی، ج ۳، ص ۶۵»
10- لا تُووُوا التُّرابَ خَلفَ البابِ فَإنَّهُ مَأوَی الشَّیاطینِ. «علل الشرائع، ج ۲، ص ۵۸۳»
 11 - اِتَّقُوا اللَّهَ فى عِبادِهِ وَ بِلادِهِ فَاِنَّکُمْ مَسْوولونَ حَتّى‏ عَن البِقاعِ وَ الْبَهائِمِ؛ نهج البلاغه، از خطبه ۱۶۶ .


روز طبیعت همراه با جنبش طراحی آرام

خیلی از رفتارهای ما در روز طبیعت با اخلاق زیست محیطی ناسازگار است شما برای کاهش این رفتارها چه راهکارهایی را پیشنهاد می کنید؟......

طبیعت

ما ایرانیان؛ سیزده روز بعد از بهار را؛روز طبیعت نامگذاری کرده ایم و به استقبال طبیعتمان رفته و برای آن جشن می گیریم.
در این روزها با صدای باران، چمن های کوچک سبز ، خیلی آهسته از میان شکاف سنگفرش خیابان ها، لب جدول جویها و لابلای پله ها؛ سر برمی آورند. این سبزه ها هدیه ی زمین مادر هستند که از دل دانه ها بیرون آمده اند. هنوز با دنیای بیرون بیگانه هستند. می ترسند که زیر پای ما آدمها له شوند. خیلی عجیب است جشن طبیعت است اما رفتارهایمان دقیقا ضد حیات طبیعت است.

دور هم جمع می شویم تا به مناسبت حضور زیبای این هدیه های زمین مادر؛جشنی برپا کنیم اما کمر به قتل آنها می بندیم. این رفتار ما مانند این است که به جشن تولد دوستمان برویم اما هر کدام ضربه ای چاقو به بدن او  وارد کنیم و قصد جانش را داشته باشیم. این سبزهای کوچک؛ شب قبل از روز طبیعت را با دلهره به صبح می رسانند. نمی دانند تا فردا شب کدام یک شانس آورده و زنده می مانند. وقتی زیر اندازهایمان را بی توجه بر روی این سبزه ها پهن می کنیم؛ دنیایی تاریک و مخوف را به جمعیت سبزه های زیر پایمان می بخشیم. دقت کنید و قتی بعد از ظهر شاد و خرم در حالی که جشن را ترک می کنید و زیر اندازتان را بر میدارید؛ نفس چند سبزه را گرفته اید. اصلا قابل شمارش است؟
با دویدنمان بر روی این سبزهای کوچک؛ دقیقا جمعیتی به اندازه کف پاهایمان را می کشیم.
پراکندن زباله ها بر روی بدن تازه شکفته و نحیف طبیعت، قتل عام و نسل کشی محسوب می شود. یعنی اگر برخی سبزه ها به طور معجزه آسایی از این تلفات جان سالم به در ببرند؛ رفتار زشت و غیر اخلاقی ما، باقی مانده ها و حتی نسل بعدی آنها را در آینده خواهد کشت.طبیعتی که حتی تا به حال پلاستیک ندیده، اصلا نمی داند چیست؟ این دست ساخته ی بشر مانند بمبهای کشنده بر سر آنها فرود می آید. شیرابه این زباله ها در وجود نسلهای بعدی رسوخ کرده و به تدریج آنها را به نابودی می کشاند.

طبیعت

شاید روزی فرا رسد که این طبیعت از ترس رفتارهای وحشیانه ی ما؛دل امن زمین مادر را انتخاب کرده و به دنیای بیرون پا نگذارند. انوقت تا به حال فکر کرده اید ما انسانها چه سرنوشتی خواهیم داشت؟ دیگر طبیعتی وجود نخواهد داشت.طبیعتی که هم غذای جسممان است و هم غذای روحمان.
این را بدانیم چندیست که زمین مادر از رفتارهای فرزندانش دلش گرفته است. او هر ساله طبیعت زیبا را به ما هدیه می کند اما ما با این هدایا بدترین رفتار ها را می کنیم.  


طرفداران جنبش "طراحی آرام" (Slow design) و "غذای آرام" (Slow food) در سراسر دنیا در حال فعالیت هستند تا به طراحان، راهکارهایی جهت اصلاح رفتار های زشت ما نسبت به هدایای زمین مادر و کاهش آسیب رسانی به او را  معرفی کنند. 

بیاییم جشن طبیعتمان را با رفتارهای زیبا؛ زیبا تر کنیم. امسال با دقت بیشتری به سبزه های زیر پایمان دقت کنیم. ببینیم حداقل امسال می توانیم در جشن طبیعت؛ توجه بیشتری به آنها داشته باشیم

اما باید بگوییم آیین هایی که ما ایرانیان از گذشته در این روز برپا می کنیم با اصول طرفداران این جنبش هماهنگ است. مانند دور همنشینی هایمان در این روز؛ که باعث صمیمیت و تعاملات اجتماعی خانواده ها خواهد شد. شادی ها و خنده هایی که در این روز و در این دور هم نشینی ها اتفاق می افتد می تواند خود زیباترین مناظر را در محیط ها و فضاهای شهری بیافریند.  فضاهایی که سرتاسر سال؛ شاهد نگاه های سرد و غرق در روزمرگی عابرانش بوده است.
یاد آوری و اجرای بازی های سنتی و بومی خودمان مانند یک قل دو قل؛ هفت سنگ؛ تاب بازی و ...؛ به چشم می خورد.بازآفرینی و معرفی عناصر فراموش  شده در فرهنگ بومی خودمان یکی از شعار های طراحان جنبش طراحی آرام می باشد. ای کاش به بهانه این آیین دیرینه؛ مسولین کشور؛ در مکانهای عمومی شهر؛ غرفه هایی جهت آموزش و اجرا ی این گونه بازی ها برپا می کردند تا به جای سرگرم شدن با بازی های مجازی و تبلت هایمان؛ با این بازی ها آشنا می شدیم.

طبیعت
پس بیاییم جشن طبیعتمان را با رفتارهای زیبا؛ زیبا تر کنیم. امسال با دقت بیشتری به سبزه های زیر پایمان دقت کنیم. ببینیم حداقل امسال می توانیم در جشن طبیعت؛ توجه بیشتری به آنها داشته باشیم. خلاقها دست به کار شوید و فهرستی از رفتارهای ناسازگار با اصول جنبش طراحی آرام را که در این روز از ما سر می زند؛ تهیه کرده و راهکارهایی برای کاهش این رفتارها معرفی کنیم و به دیگران و به خصوص مسولین ارائه دهیم. شاید ذره ای از سخاوت زمین مادرمان را جبران کنیم.

مناسبت ها : نتیجه همه پرسی 12 فروردین 1358

نتیجه این همه‌پرسی به این شرح اعلام شد:

شرکت‌کنندگان: ۲۰ میلیون و ۲۸۸ هزار و ۲۱ نفر،

آرای مثبت: بیست میلیون و ۱۴۷ هزار و ۵۵ رأی و آرای منفی: ۱۴۰ هزار و ۹۶۶ رأی.


امام خمینی نیز در پیامی که به مناسبت برگزاری رفراندوم صادر کردند، این روز مبارک را روز امامت و روز فتح و ظفر ملت، اعلام کردند و این رفراندوم را بی‌سابقه خواندند. در این پیام آمده بود: «من به ملت بزرگ ایران که در طول تاریخ شاهنشاهی، که با استکبار خود آنان را خفیف شمردند و بر آنان کردند آنچه کردند، صمیمانه تبریک می‌گویم... صبحگاه ۱۲ فروردین – که روز نخستین حکومت الله است – از بزرگترین اعیاد مذهبی و ملی ماست. ملت ما باید این روز را عید بگیرند و زنده نگه دارند. روزی که کنگره‌های قصر ۲۵۰۰ سال حکومت طاغوتی فرو ریخت و سلطه شیطانی برای همیشه رخت بر بست و حکومت مستضعفین که حکومت خداست به جای آن نشست...»

نظرسنجی

» بازدید کننده محترم گروه سنی شما کدام است؟

تعداد کل صفحات ( 18 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وب سایت

    بسم الله الرحمن الرحیم

    آدرس های اتصال:
    www.Ahmadnia.org
    www.irmojri.ir

    سامانه پیام کوتاه اختصاصی سایت:
    611 60 20 5000

    شماره تماس :
    09157065630

    شماره نمابر:
    02189775630

آخرین عناوین